تروریست

There was a time when they called us 'Ajams' [non-Arabs, or Persians], and we felt ashamed and wore turbans to look like the Arabs. They called us 'Rafidis' [a derogatory term used to refer to Shia Muslims],تا به روز سياه بنشينند and we concealed our love for our master [Imam Ali, cousin and son-in-law of Prophet Muhammad, and the first Shia Imam]. For years they attacked us and we only denied. Would anyone during those years come out and shout: 'Oh Tyrants! I am a Rafidi'? Yesterday, the tribe of blue-eyed blonds who had built a civilization out of hay and on the foundation of modern ignorance put chapeus on our heads so that we would be Westernized from head to toe. Those who would not comply were labeled 'reactionaries '. For years we tried to deflect this 'attack'. Today, they call any Muslim who sacrifices his life and fights to rub the nose of the arrogant and the bully into the dirt a terrorist. They are attacking and I'm now counter-attacking. So I shout: I'm an Ajam. I'm a Rafidi. I'm a reactionary. I'm a terrorist 

  ااسپتامبر - عکس اول

چرا « تروريــســت »؟

عده اي روزگاري به ما گفتند : عجم ! ننگمان امد . پس دستار بستيم تا چون عربها گرديم
روزگاري ديگر گفتند : رافضي ! پس ساليان دراز تقيه کرديم و عشق به مولايمان را پنهان ساختيم
پس براي ساليان سال انها « تک » کردند و ما فقط انکار کرديم . ايا در ان سالها کسي پيدا شد تا داد زند: که اي جباران عالم ! " من رافضي ام "
ديروز نيز قوم موبور چشم زاغ که بر پايه جاهليت مدرن تمدني پوشالي بنا کرده اند کلاه شاپو بر سرمان گذاشتند تا از فرق سر تا نوک پا فرنگي شويم . به انها که مطيع نشدند گفتند : مرتجع ! . سالها سعي کرديم تا اين « تک» را دفع کنيم
امروز به مسلماني که جانش را بکف گرفته پيکار مي کند تا پوزه مستکبر و قلدر را بخاک را بخاک بمالد مي گويند : تروريست !
انها « تک » مي کنند و من نه « پاتک » که بر « تک » شان « پاتک » مي زنم . پس فرياد ميزنم :
من عجم ام . من رافضي ام . من مرتجع ام .

من تروريـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــستم .

 


( نقد دين ستيزي و اشنايي بادين ستيزان )

 مطالب تروريست در وبلاگ « حق علي ( ع ) -  فدک فاطمه ( س ) »


توضيح : ضمن تشکر از جناب دوستدار بابت متن انگليسي ، عکسهاي حادثه ?? سپتامبر تزئيني است .

 ارشيوهاي تروريست ( لحظه اي ماوس را روي شماره ها نگه داريد تا از فهرست مطالب مطلع شويد ) :
اول دوم سوم چهارم پنجم ششم هفتم هشتم نهم دهم يازدهم دوازدهم

تقديم به شيعيان شاه مردان

بنام خدا




عيد غدير بر تمامي شيعيان شاه مردان مبارک باد.
بهمين مناسبت "گزيده هايي" را تقديم دوستان مي کنم :

۱ - گزيده اي از "کتاب شهسوار اسلام "نوشته" گابريل دانکيري" :
حکيم بن حسام که خبر شکست قريش از مسلمانان را به اهل مکه اورده بود چندان وضع فاتحانه اي نداشت و از چهره اش ترس و هراس هويدا بود . او خبر کشته شدن ۷۰ نفر از بهترين هاي قريش را اورده بود و نيز خبر اسارت ۷۰نفردیگر از کفار را به اهل کوفه داد . گريه و زاري و شيون مکه را غم زده ساخت . کساني که مي خواستند از سرنوشت دوستان و اشنايان باخبر شوند دور او را گرفتند . "طالب" برادر علي ( ع ) که همچنان در مکه بود از وي پرسيد :
- از برادرم علي چه خبر داري ؟
- او نخست "وليد پدر خالد" را کشت !
( همان خالد بن وليد که سنيان او را سيف الاسلام مي خوانند و در ان موقع مشرک بود و پس از صلح حديبيه اسلام اورد ولي هرگز دشمني اش با امام علي ( ع ) را فراموش نکرد - او بهنگام حمله به خانه حضرت زهرا (س ) همپاي عمر خليفه دوم بود - )
- وبعد ؟
- و بعد نوبت "نادر بن حارث" و "حطبه ابن مهيب "رسيد که پس از کشتن انها" هارون بن ابوسفيان "را اسير کرد و بعد مانند صاعقه اي که از اسمان فرود ايد با چنان وضع موحش و خشمناکي به سوي ما تاخت که همه در برابر او پس نشستيم ." حنظله ابن ابوسفيان "؛ "عاص ابن سعيد العاص" "حطبه ابن اربيعه "و "معاويه ابن عامر" يکي پس از ديگري در زير شمشير او از پاي در امدند .
طالب فرياد زد :
- اخر اينها همه از ابطال قريش بودند !
- افسوس که در برابر او چندان ايستادگي نتوانستند کرد . او شکست ناپذير بود .

۲ - امام در سالهاي خلافتش براي معاويه نوشت :
... و عندي اسيف الذي اغضفته اخاک و خالک و جدک يوم بدر ...
برادر معاويه ( حنظله ) دايي اش ( وليد ) و جدش ( عتبه )در جنگ بدر بدست امير ( ع ) کشته شده بود ند .در جايي ديگر امام ( ع ) مي فرمايند :
عجب دارم از قريش که چگونه مقاتلت مرا با وليد بن عتبه مشاهده کردند و ديدند که بيک ضربت هردوچشم حنظله بن ابي سفيان از کاسه در امد چگونه بر حرب من اقدام مي کنند .
( البته شايد اهالي کافرستان به اين شجاعت امام هم ايراد بگيرند ؛ کما اينکه گرفته اند . گويا خردگرايان ( ! )کافر عقيده دارند که امام بايد در جنگها دشمن را نوازش ميکرد ند .!!!)

3- جرج جرداق نويسنده و محقق مسيحي - لبناني که عمرش را در راه تحقيق در زمينه نهج البلاغه سپري کرده است و شديدا علاقمند به امام ( ع ) مي باشد در مورد امام علي مي گويد :
"علي اولين انساني است در تاريخ بشر که هنگاميکه قدرت دستش نيست بخاطر حفظ قدرت جامعه ساکت است و وقتيکه حکومت بدستش مي افتد و بر اوضاع مسلط مي شود ؛ انقلابي مي گردد."
اين گفته بنوعي تاييد تقسيم بندي دکتر شريعتي است که زندگي امام را به سه دوره تقسيم کردند :
۱- جهاد براي مکتب ( ۲۳سال )
۲ - تحمل براي وحدت ( ۲۵سال )
۳ - انقلاب براي عدالت ( ۵ سال )

۴- افسوس که مردم و روزگار ظرفيت تحمل عدالت علي را نداشتند تا بجايي که با مردم چنين گفت :
"عجبا ؛ عجبا ؛ بخدا سوگند اين حقيقت قلب انسان را مي ميراند و غم و اندوه مي افريند که انها در مسير باطل خود اين چنين متحدند و شما در راه حق اين چنين پراکنده و متفرق ؟ ..."( خطبه ۲۷)
"نفرين بر شما ! از بس شما را سرزنش کردم خسته شدم . ايا بجاي زندگي اخرت به زندگي موقت دنيا راضي گشته ايد ؟ بجاي عزت و سربلندي ؛ بدبختي و ذلت را برگزيده ايد ؟ ..."( خطبه۳۶ ) .

گزيده اي از خطبه ۲۷:

"جهاد لباس تقوا زره محکم و سپر مطمئن خداوند است .
مردمي که از جهاد روي برگردانند خداوند لباس ذلت بر تن انها مي پوشاند و بلا به انان هجوم مي اورد ؛ حقير و ذليل مي شوند . عقل و فهم شان تباه مي گردد و به خاطر تضييع جهاد حق انها پايمال مي شود و نشانه هاي ذلت در انها اشکار مي گردد و از عدالت محروم مي شوند ."


( توجه کنيد که اين فرمايشات کلي است و مربوط به همه دورانها مي شود ).

با گوش جان بشنويد اين سخنان امير المومنين علي ابن ابيطالب است که با شما سخن مي گويد . با شما و من . با همه ما و در همه دورانها :

"به خدا سوگند ! هرملتي در درون خانه اش مورد هجوم دشمن قرار گيرد حتما ذليل خواهد شد ( و تنها جمعيتي در نبرد با دشمنان پيروز مي گردند که به استقبال انها بشتابند .)"

۵ - براي خاتمه شعري از امام شافعي ( امام يکي از چهار فرقه اصلي اهل سنت ) در باره امام ( ع ):


لو ان المرتضي ابدي مخله لخر الناس طرا سجدا له
وفات الشافعي و ليس يدري عليٌ ربه ـ ام ربه الله ؟!
يعني :
اگر علي مرتضي خود را انطور که بود مي شناساند
مردم جهان همه در برابرش سرسجده بر زمين مي گذاشتند
شافعي مي ميرد ولي نمي داند
که خداي او الله است يا علي است ؟!

6- و در نهايت مي خواستم داستان شيريني را به نقل از استاد شهيد مطهري بياورم که براي جلوگيري از طولاني شدن کلام منصرف شده و فقط به اين شعر اکتفا مي کنم :

بصورتی که تویی کمتر افریده خدا ترا کشیده و دست از قلم کشیده خدا

يا علي مدد



حسن صباح

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مسعود قلعه


نویسندگان
مسعود قلعه


آرشیو من
دی ٩٥
بهمن ٩۳
آذر ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
دی ۸۳
مهر ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


لینک دوستان
  ليست وبلاگ ها

پشتيبان تروريست



: لينکها ي سايتهاي مفيد
يکي از سايتهاي شيعه
سايت حوزه
محلي براي جوانان ايراني
بانک اطلاعات ايران

سايتي براي اموزش زبان

اموزش انلاين انگليسي

مترجم پارس

سايت دريچه

سايت خبري بازتاب

مستضعفين

مدارک علمي ايران





 

وبلاگهاي دوستان

 

حق علي - فدک فاطمه

الف

ارمانشهر

پايگاه بصير

سخني در باره تصوير 11سپتامبر


باور کنيد که حادثه 11سپتامبر را عملي انساني نمي دانم چه برسد به اينکه انرا عملي اسلامي بدانم . اما از اينکه اينبار توپ در زمين دشمن است خوشحالم . چرا نباشم ؟ مگر وقتي که امريکائي ها هواپيماي مسافري ما را با 290سرنشين بي گناه تکه تکه کردند ناراحت شدند که امروز من از ديدن اين صحنه ناراحت شوم؟ . مگر به فرمانده ناو ويسنس مدال افتخار ندادند ؟ از عملش راضي و خوشنود بودند که او را مفتخر به مدال شجاعت کردند . مگر سالها با حمايت از رژيم پهلوي خون اين مردم شريف را به شيشه نکردند ؟ مگر ناراحت شدند يا اکنون از کرده خود پشِمانند ؟ مگر جوشن و سهند و سبلان ما را ناجوانمردانه به قعر ابهاي نيلگون خليج فارس نفرستادند ؟ مگر ما به انها اعلان جنگ کرده بوديم ؟يا اينکه انها به ما اعلان جنگ کرده بودند ؟ دوستان جواني که جوشن و سهند و سبلان برايشان نامفهوم است مي توانند از حافظه بزرگتر هايشان کمک بگيرند يا از ارشيو روزنامه هاي مربوط به اواخر جنگ . دوستان من! جوشن وسهند و سبلان ناوچه هاي افتخار افريني بودند که با دلير مردانشان در روزهاي پاياني جنگ توسط ناوگانهاي پيشرفته امريکائي ها و با موشکهاي مدرن انها از راه دور هدف قرار گرفتند و ناجوانمردانه غرق شدندو...



 




 

 عمده مطالب پيشين


 

ترورچيست وهدف از ايجاداين وبلاگ

ترورهم نوعي اسلحه است

اولين تعريف از ترور

ترورخوب و بد از ديد امريکائيها

نظر ايات عظام

نمونه اي از سريه هاي پيامبر خدا

سريه ترور کعب ابن اشرف بدستور رسول خدا
جنگ تروريستي

پيامبران کسي را به اشاره نمي کشند

سريه ترور سفيان ابن خالد بدستور پيامبر

مد پرستي ديروز و امروز

پايگاه ابو بصير

سريه کشتن ( ترور ) ابو رافع يهودي

سريه عمروبن اميه ضمري در کشتن ( ترور ) ابوسفيان

داستان ترور عبدالله ابن ابي ابر منافق مدينه


 


ارشيو طبقه بندي شده

ارشيو اول

ارشيو دوم

ارشيو سوم

ارشيو چهارم

ارشيو پنجم

ارشيو ششم

ارشيو هفتم

ارشيو هشتم

ارشيو نهم

ارشيو دهم

ارشيو يازدهم

ارشيو دوازدهم

 


 







Blogroll Me!


 

خبرگزاري

 

SNN

 

IRIB NEWS

 

IRNA

 

ISNA

 

GHEST

 

BBC PERSIAN

 


 

اسلامي

 

رهنما

 

نورنت

 

حوزه

 

الشيعه

 

بنياد قران

 

تبيان

 

بلاغ

 

بانك اطلاعات اسلامي

 

اسلام هو

 

جستجو گر شيعي

 

رشد

 

اخبار شيعه

 

شيعه نت

 

پايگاه هاي شيعي

 

شيعه اسلام

 


 

ائمه

 

امام علي

 

امام حسين

 

امام رضا

 

حضرت مهدي

 

اجلاس مهدي

 

ظهور

 

منتظر

 


 

علما

 

امام خميني

 

أيت الله خامنه اي

 

آيت الله مصباح يزدي

 

آيت الله مطهري

 

آيت الله مكارم شيرازي

 

علامه فضل الله

 

آيت الله شاهرودي

 

سيد حسن نصرالله

 


 


 

 

مردي که حتي عرضه خودکشي نداشت

 

دهانش را کاويدند

اين شپشو ، همان « سردار قادسيه » است !!!


ديگر سايتها

 

افق

 

بسيجي

 

سبكبالان

 

صبح

 

كتابخانه جنگ

 

 

 


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0