تروریست

There was a time when they called us 'Ajams' [non-Arabs, or Persians], and we felt ashamed and wore turbans to look like the Arabs. They called us 'Rafidis' [a derogatory term used to refer to Shia Muslims],تا به روز سياه بنشينند and we concealed our love for our master [Imam Ali, cousin and son-in-law of Prophet Muhammad, and the first Shia Imam]. For years they attacked us and we only denied. Would anyone during those years come out and shout: 'Oh Tyrants! I am a Rafidi'? Yesterday, the tribe of blue-eyed blonds who had built a civilization out of hay and on the foundation of modern ignorance put chapeus on our heads so that we would be Westernized from head to toe. Those who would not comply were labeled 'reactionaries '. For years we tried to deflect this 'attack'. Today, they call any Muslim who sacrifices his life and fights to rub the nose of the arrogant and the bully into the dirt a terrorist. They are attacking and I'm now counter-attacking. So I shout: I'm an Ajam. I'm a Rafidi. I'm a reactionary. I'm a terrorist 

  ااسپتامبر - عکس اول

چرا « تروريــســت »؟

عده اي روزگاري به ما گفتند : عجم ! ننگمان امد . پس دستار بستيم تا چون عربها گرديم
روزگاري ديگر گفتند : رافضي ! پس ساليان دراز تقيه کرديم و عشق به مولايمان را پنهان ساختيم
پس براي ساليان سال انها « تک » کردند و ما فقط انکار کرديم . ايا در ان سالها کسي پيدا شد تا داد زند: که اي جباران عالم ! " من رافضي ام "
ديروز نيز قوم موبور چشم زاغ که بر پايه جاهليت مدرن تمدني پوشالي بنا کرده اند کلاه شاپو بر سرمان گذاشتند تا از فرق سر تا نوک پا فرنگي شويم . به انها که مطيع نشدند گفتند : مرتجع ! . سالها سعي کرديم تا اين « تک» را دفع کنيم
امروز به مسلماني که جانش را بکف گرفته پيکار مي کند تا پوزه مستکبر و قلدر را بخاک را بخاک بمالد مي گويند : تروريست !
انها « تک » مي کنند و من نه « پاتک » که بر « تک » شان « پاتک » مي زنم . پس فرياد ميزنم :
من عجم ام . من رافضي ام . من مرتجع ام .

من تروريـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــستم .

 


( نقد دين ستيزي و اشنايي بادين ستيزان )

 مطالب تروريست در وبلاگ « حق علي ( ع ) -  فدک فاطمه ( س ) »


توضيح : ضمن تشکر از جناب دوستدار بابت متن انگليسي ، عکسهاي حادثه ?? سپتامبر تزئيني است .

 ارشيوهاي تروريست ( لحظه اي ماوس را روي شماره ها نگه داريد تا از فهرست مطالب مطلع شويد ) :
اول دوم سوم چهارم پنجم ششم هفتم هشتم نهم دهم يازدهم دوازدهم

عبارات کلیدی/کلید عبارات

بنام خدا

"ساعت دقیقا 24 نیمه شب"

عبارتی ساده که می شود به اشکال دیگری نیز بیان کرد . نظیر ساعت 24 نیمه شب ، دقیقا نیمه شب و ... اما این عبارت ساده اگر عبارت "دقیقا" را داشت حاوی پیامی از سوی سازمان جاسوسی انگلستان برای شاه ایران بود. پیامی حاکی از اینکه کودتای انگلیسی بر علیه دولت مردمی مصدق آغاز شد!

بسیاری از محاکمه ها و مصاحبه ها حاوی عبارات ساده ای است که بعنوان کلمات کلیدی جهت کشف رمز (کلید) بین اشخاص کاربرد دارد . معمولا جاسوسانی که گیر می افتند برای خود کلمات کلیدی خاصی دارند که سعی می کنند در محاکمات علنی یا مصاحبه ها از انها استفاده نمایند.

با بررسی بعضی از مقالات سایت بی بی سی فارسی  و توجه به کلمات کلیدی آنها  از زمان ثبت نام داوطلبان ریاست جمهوری و  استفاده از این کلید ها در سخنان بعضی از کاندیداها این موضوع روشنتر می شود. عباراتی نظیر "دور کردن جنگ از منطقه" ، "فرار از سایه جنگ" ، "رفع تحریمهای غیر هسته ای " و مهمتر از همه عبارت "اعدام" !

پ ن : در شب انتخابات ترامپ قانون "تعلیق تحریمهای هسته ای ایران " را تمدید و در اولین روز پیروزی روحانی در سفر به عربستان جشن گرفت و با عربها رقصید و با انعقاد قرارداد 380 میلیاردی که 110 میلیارد آن تسلیحاتی بود و البته تشکیل ناتوی عربی بر علیه ایران ، سایه جنگ را از سر ایران برداشت!!!!!! ای کاش حافظه تاریخی مان بهتر از حافظه عمومی مان بود.

پ ن 17 خرداد : وقتی سرافرازترین نهاد های امنیتی صرفا با توهم اینکه طرفدار رقیب هستند در مناظرات و سخنرانی های انتخاباتی توسط عالی ترین مقام اجرایی کشور مورد اتهام و توهین قرار می گیرند نتیجه اش شروع یک جنگ است و انتقال خاکریز از موصل و حلب  به قلب تهران!  تفرقه داخلی هزینه دارد! 


مسعود قلعه

ایکاش

بسمه تعالی

ایکاش " معاویه" قبل از " علی" ( ع)  می مرد!

نوشتم تا از امروز به یادگار بماند.

توضیح اضافی : امروز یکشنبه 19 دیماه سال 1395 است. گرچه پرشین بلاگ تاریخ را یک روز جلوتر یعنی 20 دی ثبت کرده است.


مسعود قلعه

تازه ترین مصاحبه علامه کورانی در خصوص عصر ظهور

بنام خدا
بدون هیچ نظری عین مصاحبه علامه تقدیم می گردد:
 
 

آیت‌الله علی کورانی با اشاره به تحولات سوریه، به تحلیل وقایع این کشور و وضعیت آن در آخرالزمان پرداخت و گفت: تحولات فعلی سوریه را نمی‌توان با علائم قطعی ظهور منطبق دانست، زیرا در روایات علائمی ذکر شده که در حال حاضر به وقوع نپیوسته است./سفیانی بعد از خلأ سیاسی در عربستان خروج خواهد کرد و چون وهابیون عربستان تحمل جنگ را ندارند برخی به اروپا می‌روند و عده‌ای نیز به دمشق به سفیانی می‌پیوندند.

به گزارش «پایگاه خبری تحلیلی رئیس جمهور ما»  به نقل از خبرگزاری رسا، آیت‌الله علی کورانی محقق و نویسنده شیعه در زمینه مهدویت، در سلسله نشست‌های علمی آینده پژوهی با موضوع مهدویت و راهبردهای آن در حرکت‌های اسلامی که پیش از ظهر امروز در سالن کنفرانس مرکز همایش‌های دفتر تبلیغات اسلامی قم برگزار شد، گفت: برخی از علائم ظهور محتوم و برخی غیر محتوم است و باید با تحقیق و پژوهش روایات صحیح از غیر صحیح مشخص شود.

این محقق و نویسنده عرصه مهدویت ادامه داد: روایات ظهور حضرت حجت(عج) به سه دسته تقسیم می‌شوند، یک دسته از روایات در زبان عامه مردم رایج، دسته‌ای دیگر صحیح و مسانید آن معتبر و برخی نیز روایات غیر صحیح است، شناخت این سه دسته از روایات برای تصور کامل از آینده لازم است.
آیت‌الله کورانی برخی از علائم ظهور را مورد اشاره قرار داد و ابراز داشت: وقتی از سفیانی سخن به میان می‌آید که یکی از علائم محتوم ظهور است، باید به لوازم آن نیز توجه کرد.

وی با بیان این‌که در قرآن برای وعده به آخرت دو امر انتقام و نهایت افساد مطرح شده است، اظهار داشت: بندگان خدا در زمان قبل از ظهور حضرت(عج) قیام می‌کنند و زمینه ساز امر ظهور می‌شوند.
این محقق و نویسنده عرصه مهدویت افزود: طبق احادیث صحیح در منابع شیعه و اهل سنت، نزدیک قیام امام زمان(عج) عده‌ای از قوم سلمان و ایران قیام می‌کنند و پرچم اسلام را به دست حضرت می‌دهند.
وی در ادامه با اشاره به تحولات سوریه، به تحلیل وقایع این کشور و وضعیت آن در آخرالزمان پرداخت و گفت: تحولات فعلی سوریه را نمی‌توان با علائم قطعی ظهور منطبق دانست، زیرا در روایات علائمی ذکر شده که در حال حاضر به وقوع نپیوسته است.
آیت‌الله کورانی ادامه داد: در هر حرکتی که در کشوری اتفاق می‌افتد نمی توان فوراً آنرا منطبق بر علائم ظهور کرد، اما احتمال دادن این موارد خالی از اشکال است اما در تطبیق آن نباید عجلهکرد.
این محقق و نویسنده عرصه مهدویت خاطرنشان کرد: سفیانی بعد از خلأ سیاسی در عربستان خروج خواهد کرد و چون وهابیون عربستان تحمل جنگ را ندارند برخی به اروپا می‌روند و عده‌ای نیز به دمشق به سفیانی می‌پیوندند.
وی با بیان این‌که عراق در حوادث آخرالزمان مخالف با سفیانی و علیه او هستند، گفت: عراق در روایات خط مقاومت علیه سفیانی و حامی شیعیان است.
آیت‌الله کورانی با اشاره به نقش اهل بیت(ع) و مهدویت در بیداری اسلامی، ابراز داشت: نبض ملت اسلامی با اهل بیت(ع) می‌تپد، اگر ملت‌های مسلمان آزادی داشته باشند همسو با فرهنگ ائمه اطهار(ع) و ایران هستند.
این محقق و نویسنده عرصه مهدویت انقلاب امام خمنی(ره) و رهبری مقام معظم رهبری را سبب قوت و اقتدار ایران ذکر کرد و گفت: امروز جمهوری اسلامی ایران از لحاظ تسلیحات نظامی از قدرت بالایی برخوردار است و حمله به آن عملی نیست همان گونه که در روایات نیز به آن تصریح شده است.
وی افزود: کشور ایران از لحاظ دیپلماسی و مذاکرات با غربی‌ها نیز بسیار مقتدر است، اگرچه تحریم‌ها تأثیر منفی در زندگی اقتصادی مردم گذاشته، اما آنچه در روایات آمده این است که این حربه دشمنان رو به افول است و وضعیت اقتصادی ایران بهبود پیدا می‌کند.
آیت‌الله کورانی بر ضرورت نشر ارزش‌های شیعی در میان جوامع مختلف بشری تأکید و تصریح کرد: امروز دشمنان شیعه و وهابیت برای انحراف افکار عمومی هزینه‌های فراوانی پرداخت می‌کنند اما متأسفانه ایرانی ها برای ترویج عقاید خود این‌گونه عمل نمیکنند.
وی ادامه داد: باید برای خارج از کشور برنامه داشته باشیم و فرهنگ اصیل مهدویت را به جهان ارسال کنیم، در کشورهای اسلامی با سرمایه گذاری بر روی افرادی که با عقاید ما همسو هستند می‌توانیم در راستای تسریع فرهنگ اسلام ناب گام‌های مؤثری برداریم.
آیت‌الله کورانی در پایان بر ضرورت فعالیت‌های مجازی در راستای مقابله با وهابیت تأکید کرد و ابراز داشت: یکی از راه‌های مقابله با توطئه دشمنان ایجاد شبکه‌های ماهواره‌ای و تلویزیونی در خارج از مرزها است که در این زمینه باید بیشتر کار شود و برخی از ممنوعیت‌هایی که در این زمینه وجود دارد باید بررسی شود.

 

مسعود قلعه

زنان القاعده در آرزوی بریدن سر مردان

بنام خدا

روزنامه مشرق و به تبع آن بسیاری از روزنامه ها و سایتها مطلبی تحت عنوان " زنانی که آرزوی بریدن سر مردان را دارند" به تحلیل رفتار زنان القاعده پرداخته که بنظرم امد در وبلاگ تروریست جای این مطلب خالی است .

پس این مقاله عیناَ تقدیم شما:

 

گروه بین‌الملل مشرق - نزدیک ده سال زمان بین دستگیری اولین زن عضو سازمان القاعده در عربستان سعودی (در سال 2004) یعنی همسر "صالح العوفی" با فرار "اروی البغدادی" به یمن، فاصله وجود دارد. این ده سال کافی است تا گام های برداشته شده از سوی سازمان القاعده در عربستان سعودی را بررسی کنیم و تلاش های صورت گرفته از سوی این سازمان برای به خدمت گرفتن مبارزان زن را بررسی نماییم.

القاعده در حقیقت با این کار خود (به خدمت گرفتن زنان برای تحقق اهداف و برنامه ها) فتوای صادره از سوی «ایمن الظواهری» رهبر کنونی اش را زیر پا گذاشته و به مفاد پیام سرگشاده دسامبر سال 2009 "امیمه"، همسر "ایمن الظواهری" به زنان مسلمان بی توجهی کرده است. در پیام امیمه آمده است: "راه مبارزه برای زنان راهی آسان نیست ؛ زیرا نیاز به حضور محرم دارد ؛ زیرا در هنگام رفت و آمد زن، نیاز به محرم امری ضروری تلقی می گردد. از این رو، از زنان مسلمان می خواهیم که به اشکال دیگری به جهاد روی آورند".

با پیوستن "وفاء الشهری" (ام هاجر الأزدی) به همسرش یعنی "سعید الشهری" همان مرد شماره دو سازمان القاعده در جزیره العرب، یک پاییز جدید برای زنان عضو القاعده رقم خورد. وفاء الشهری در دوازده مارس سال 2009 بود که از عربستان گریخت و به شکل غیر قانونی وارد خاک یمن شد تا در کنار همسر، به برادرش یوسف و برادر زاده اش عبد الله بپیوندد. گفتنی است که عبد الله کم سن و سال ترین فرد تحت تعقیب در دنیا به شمار می آید که نامش در لیست 85 نفره افراد تحت تعقیب دستگاه های امنیتی عربستان به ثبت رسیده است.

وفاء الشهری بعد از ورود به یمن با نگارش مقاله ای که در مجله «صدی الملاحم» (پژواک حماسه ها) که تریبون رسانه ای سازمان القاعده به حساب می آید، به طور رسمی عضویت خود را در سازمان اعلام کرد. مقاله مذکور با عنوان «ام الرباب! آیا واقعا اسیر شده ای» و بعد از اقدام دستگاه های امنیتی عربستان سعودی در بازداشت "هیله القصیر"، زن شماره یک سازمان القاعده (در سال 2010) منتشر شد.

وفاء الشهری، همسر مرد شماره دو القاعده پیش از آنکه خانه پدری اش در محله النسیم در شرق ریاض، پایتخت ریاض را ترک کند و راهی یمن شود، از همسران تروریست ها خواست تا برای پیوستن به شوهران شان و یاری آنها، راه یمن را پیش بگیرند. بعد از دو سال، دومین زن که اروی البغدادی نام داشت، راهی یمن شد. وی از طریق اکانتی که در تویتر داشت، پیامی کوتاه برای همسر خود فرستاد و در آن چنین گفت: «همسر عزیزم! زخم هایی که بر جان مسلمانان نشسته است، دلم را به درد آورد. بین انتخاب دو گزینه مانده بودم. اول اینکه تو را ترک کنم و به ندای مسلمانان لبیک بگویم یا اینکه از پاسخ دادن به این ندا اجتناب ورزم و با آنان که در خانه نشستن و گوشه سلامت گزیدن را انتخاب کرده اند، هم نوا گردم.»
"سعید الشهری"

اروی عصام طاهر بغدادی، همسر یاسین العمری است، یعنی همان فردی که از ده سال پیش تا کنون ـ به اتهام عضویت در سازمان القاعده ـ در زندان به سر می برد. وی مادر دو کودک و خواهر محمد البغدادی است که در جریان حمله نیروهای امنیتی کشته شد.

گفتنی است که محمد البغدادی در لیست افراد تحت تعقیب نیروهای امنیتی قرار داشت و اتهامی که به او نسبت داده شده، این بود که وی در راستای عضویت افراد کم سن و سال در سازمان می کوشد و بستر را برای سفر آنان به مناطق خطرناک (محل های حضور القاعده) فراهم می آورد. گفتنی است برادر دیگر "اروی البغدادی" که انس نام دارد، پیش از آنکه به همراه خواهر از عربستان بگریزد، به دلیل فعالیت های تروریستی در زندان به سر می برد.

اروی البغدادی به اتهام همدستی با تیم های وابسته به گروه ضاله تحت محاکمه قرار گرفت. وی متهم بود بعد از آنکه برادرش ـ در دسامبر سال 2010 ـ در ایست بازرسی منطقه المثلث واقع در استان وادی الدوسر (600 کیلومتری جنوب ریاض، پایتخت عربستان) کشته شد، به همکاری با تیم های وابسته به گروه مذکور روی آورده است ؛ البته اروی البغدادی در اواسط سال 2012 میلادی به قید ضمانت از زندان آزاد شد.


قرار بر این بود که وی بعد از آزادی به قید وثیقه و ضمانت، در جلسات محاکمه شرکت کند و منزل خویشاوندان خود را ترک ننماید؛ ولی نام او در لیست افرادی قرار داشت که مشعل الشدوخی، مذاکره کننده القاعده در تماس تلفنی خود با علی الحمدان، سفیر عربستان در یمن در مقابل آزادی عبد الله الخالدی، دیپلمات ربوده شده عربستانی آزادی آنان را خواستار شده بود. در این لیست نام 9 مرد و 6 زن دیده می شد. گفتنی است که مشعل الشدوخی خود نیز از جمله کسانی می باشد که نامش در لیست 85 نفره افراد تحت تعقیب نیروهای امنیتی عربستان دیده می شود.

در برهه بین سال های 2001 تا 2003، فعالیت زنان عضو القاعده تنها محدود به جهاد الکترونیکی می شد و اوج این فعالیت ها در سال 2004 بود که بر اساس پژوهش انجام گرفته از سوی کمیته «السکینه» (آرامش) 40 درصد از سایت هایی که به تبلیغ افکار افراطی گرایانه اقدام می ورزیدند، توسط زنان مدیریت می شدند. در ضمن زنان نقش مهمی را در تاثیرگذاری بر همسران و نیز همنوعان خویش داشته و آنها را به سمت عضویت در گروه های معتقد به تفکرات ضاله سوق داده اند.

زنان همچنین در ارائه حمایت های معنوی و نیز تقدیم کمک های تکنولوژیکی به سازمان نقش مهمی را داشته اند. از جمله فعالیت های زنان در این عرصه می توان به صدور مجله "الخنساء" اشاره کرد که شماره نخست آن در سال 2004 منتشر شد و هدف آن کشاندن زنان به سمت سازمان القاعده بود. این مجله نشان می داد که چگونه زنان ـ علاوه بر ارائه حمایت های لوجستیکی و خدمات پشتیبانی که با فراهم آوردن خوراک، تامین آرامش و تهیه وسایل راحتی همسر انجام می دهند ـ می توانند در عرصه فکری نیز به ایفای نقش بپردازند. این ایفای نقش می تواند پناه دادن به رفقای همسر (که عضو القاعده هستند) و خدمت کردن به آنها را نیز شامل شود. 


زنان همچنین در تالیف، تدوین نامه های ارشادی و جمع آوری جزوات مربوط به اندیشه های سازمان القاعده فعالیت داشتند. یکی از این نامه ها از سوی فردی به نام منی صالح الشرقاوی بود که توسط پایگاه اینترنتی صوت الجهاد منتشر شد و عنوان آن نیز چنین بود: "ای زنان! نوبت شما است. مردان در خواب غفلت به سر می برند".‌

با وجود آنکه ام اسامه، بانوی مصری و مسئول تحریر مجله الکترونیکی الخنساء ـ بعد از بازداشت و تحت تاثیر نصیحت هایی که به وی شد ـ از کار خود کناره گرفت و تلویزیون عربستان سعودی نیز اعترافات وی را در 14 جولای 2008 پخش نمود ؛ ولی موضوع فعالیت زنان عضو القاعده در اینترنت در پی اعلام خبر بازداشت یک زن کارشناس اینترنت، باز هم در محور توجه قرار گرفت. این زن که با نام های کاربری (الاسد المهاجر ـ الغریبه ـ بنت نجد الحبیبه ـ النجم الساطع) وارد اینترنت می شد، در 26 دسامبر 2010 بازداشت گردید. وی همراه 149 تن دیگر از اعضای سازمان القاعده که در قالب 19 تیم فعالیت داشتند، گرفتار نیروهای امنیتی شد. این نوزده تیم برای ترور چهره های امنیتی، مسئولان دولتی و رسانه ای برنامه ریزی می کردند. 
             
سازمان های امنیتی "الأسد المهاجر" را بانویی سی ساله و کارشناس رایانه و اینترنت توصیف می کردند. نقش وی گسترش افکار افراطی گرایانه و اصول عقیدتی سازمان القاعده بود و فعالیت هایش بیش از آنکه از جنس حمایت های مالی یا نظامی از سازمان باشد، دارای بعد لوجستیکی و فکری بود.


به گزارش مشرق، زنان شیوه های متفاوتی را برای ورود به سازمان القاعده انتخاب کردند. در حالی که "وفاء الشهری" یا همان "أم هاجر الأزدی" (یعنی اسمی که خود ترجیح می دهد با آن شناخته شود) از طریق مادر روحی القاعده وارد سازمان شد ؛ هیله القصیر از طریق فعالیت های میدانی اش به این عرصه پا گذاشت و "اسد المهاجر یا بنت نجد" با چمدان نظریات شرعی وارد جهان مجازی تروریسم گردید. "اروی البغدادی" نیز ترجیح داد تا به امید دریافت نقشی در القاعده، در محل حضور این سازمان بماند.

با وجود تفاوتی که میان زنان سرشناس عضو القاعده و وظایف متفاوتی که در داخل سازمان بر عهده آنان گذارده می شد ؛ ولی همه آنها ـ از ام الرباب و ام هاجر الازدی گرفته تا البغدادی و الأسد المهاجر ـ بعد از آنکه به واسطه همسر، پدر یا برادر خود با تفکرات افراطی گرایانه آشنا شدند پا به این عرصه گذاردند و به این ترتیب نقش تاثیرگذار و بزرگی را در گسترش افکار افراطی گرایانه و تبلیغ آن بر عهده داشتند و با نوشتن کتاب، انجام مناظره و تبلیغ این افکار در محافل زنانه نقش آفرینی می کردند که گهگاه این موضوع به جمع آوری کمک های مالی و در دست گرفتن سلاح نیز می رسد.

به گفته عبدالمنعم المشوح، مسئول برنامه "السکینه" (آرامش) در وزارت امور اسلامی عربستان، القاعده موفقیت مطلوبی را در عرصه جذب و عضویت زنان در سازمان کسب نکرده است تا جایی که حجم مشارکت زنان در فعالیت های این سازمان به آن سطحی که رهبران سازمان از سال 2001 تا سال 2003 برای تحققش برنامه ریزی کرده بودند، نرسید و این در حالی صورت می گرفت که فتواها، بیانیه ها و مجلات متفاوتی از سوی القاعده منتشر می شد که زنان را برای مشارکت در تمامی برنامه های سازمان از فکری و عقیدتی گرفته تا میدانی و نظامی دعوت می کرد.



با وجود آنکه القاعده در جذب زنان و عضویت شان در سازمان شکست خورده است ؛ ولی به اعتقاد المشوح زنان به عنوان برگه های برنده سازمان های تندرو به شمار می روند ؛ زیرا می توانند از آنها به شکل بهتری در جوامع استفاده کنند. وی در ادامه افزود: "القاعده در تحقق برنامه خود در خصوص جذب زنان شکست خورده است و شمار زنانی که امروز با سازمان همکاری دارند، بسیار کم می باشد و تعداد زنانی که هوادار تفکر القاعده هستند، تعدادشان کم می باشد و روز به روز هم از شمارشان کاسته می شود".

بر اساس گزارشی که پیش از این توسط وزارت کشور عربستان منتشر شده است، تعداد زنانی که برای تصحیح عقاید و باورهای شان وارد مرکز نصیحت شده اند، از یازده نفر عدول نمی کند که تنها یک نفر آنها که القاعده از آن با عنوان "بانوی اول سازمان" یاد می کرد، به 15 سال حبس محکوم شدند. به گزارش وزارت کشور عربستان اکثر زنان توسط خویشاوندان خود فریب خورده اند و تنها در یک یا چند مورد بود که زنان، تحت تاثیر مطالعه مطالب موجود در پایگاه های اینترنتی که در خدمت اهداف گروه ضاله بوده اند، به این سمت گرایش پیدا کرده اند.

در خصوص آینده و سرنوشت موضوع جذب زنان در القاعده و استفاده از آنان در برنامه های تندروها، المشوح می گوید: برخی تولیدات فکری که توسط القاعده یا گروه های تندرو تدوین می شود، هدف شان فریب زنان است. این تولیدات فکری در حال حاضر و به شکل گسترده در شبکه های اجتماعی وجود دارد.


وی در ادامه می افزاید: القاعده و سازمان های مشابه به دنبال پتانسیل های استفاده ناشده هستند که منظورشان از این پتانسیل ها و نیروها زنان، کودکان و تازه مسلمانانی هستند که هنوز از آنها استفاده نشده است. القاعده به این افراد عنوان "گرگ های تنها" اطلاق می کند.

به گزارش مشرق، مسئول برنامه "السکینه" (آرامش) در وزارت امور اسلامی عربستان می گوید: اطلاعات موجود نشان می دهد که فعالیت القاعده در محافل زنانه همچنان ادامه دارد ؛ ولی بعید است که بتواند در داخل عربستان موفقیتی کسب کند.

وی در ادامه افزود: ممکن است زنانی باشند که در سطح فکری یا میدانی، به انجام اقدامات خشونت بار اعتقاد داشته و بدان مبادرت ورزند؛ ولی این موارد بسیار محدود می باشد و می توان وقوع آن را نادر دانست. القاعده از سال 2010 توجه خود را به شکلی گسترده معطوف به آمریکا، اروپا و کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق داشته است و کشورهای را که اخیرا شاهد انقلاب بوده اند و انجام فعالیت در آنها ـ به خاطر وجود هرج و مرج آسان می باشد ـ به این لیست اضافه کرده است.

المشوح در بخشی دیگر از اظهارات خویش بر اهمیت تلاش جهت مصون سازی و آگاهی بخشی در محافل زنانه تاکید نمود و از اقدامات انجام شده در راستای توسعه مدارس زنانه که وزارت امور اسلامی بر آنها نظارت داشته و مسئولیت تنظیم برنامه های آنها را بر عهده دارد، تقدیر و تشکر کرد و مشارکت دادن زنان در تصمیم گیری ها را گامی مثبت در رشد روحیه فعال و تولیدگر آنان دانست و تاکید کرد که همین برنامه باید در استفاده از نیرو و فعالیت زنان اجرا گردد.

این مقام عربستانی تصریح کرد: "وضعیت زنان در عربستان خیلی تغییر کرده است و همچنان نیز در جهت تغییر حرکت می کند. ما امیدوارم که این تغییر در جهتی مثبت و سودمند باشد و در نهایت به منافع کشور و جامعه خدمت کند ؛ البته اینها همه باید در سایه چتر شریعت میانه رو انجام گیرد".


با وجود آنکه القاعده در عربستان به نقش بانوان عضو سازمان اذعان دارد و اسامی آنها را اعلام و زبان به ستایش از رفتار آنها می کند و ایشان را نوادگان ام عماره می داند ؛ ولی این موضوع باعث نمی شود که القاعده برنامه های خود برای پاک کردن دامن این زنان از هر گونه اتهاماتی که متوجه شان می باشد، را انجام ندهد و آنان را "زنان آزاده" نام نگذارد. القاعده معتقد است که زندان شایسته این زنان نیست ؛ ولی سوال اینجاست که آیا غارها و زیرزمینی های محل اختفای القاعده در یمن شایسته این زنان هست. از زبان محمد الشدوخی، مذاکره کننده سازمان القاعده چنین نقل شده است که می گوید: "تمامی زنان زندانی شده عضو القاعده از جمله اروی البغدادی را آزاد کنید و آنها را به اعضای سازمان در یمن بسپارید".


وفاء الشهری

در اواخر سال 2009 بود که "ام هاجر الأزدی" یا همان "وفاء الشهری" برای پیوستن به همسرش "سعید الشهری" راهی یمن شد تا اولین زن عربستانی باشد که از سرزمین خود خارج می شود و نامش در لیست اعضای سازمان القاعده قرار می گیرد. وی با کمک خطرناک ترین زن عضو القاعده یعنی هیله القصر که سازمان های امنیتی وی را در سال 2010 بازداشت کردند، راهی یمن می شود تا به همسرش ملحق گردد.

به گزارش مشرق، وفاء الشهری خانه پدری خویش در محله النسیم واقع در شرق الریاض ترک می کند و در وضعیتی که پایتخت عربستان شاهد طوفان شدید شن است، به همراه سه فرزند خود پنهان می شود و بعدها و در پی گفتگویی که از طریق اینترنت پخش می شود، محل استقرارش مشخص می گردد و معلوم می شود که وی در یمن به سر می برد.


وفاء الشهری بعد از آنکه از همسر اول خویش یعنی سعود آل شایع القحطانی جدا می شود، با دو تن از اعضای القاعده ازدواج می کند. اولین نفر آنها عبدالرحمن الغامدی است که در سال 2004 و در جریان درگیری با نیروهای امنیتی عربستان سعودی در شهر طائف کشته می شود و دومی نیز سعید الشهری، مرد شماره دو القاعده می باشد. الغامدی از جمله کسانی بود که از زندان گوانتانامو آزاد شده بود.


هیله القصیر

او 37 ساله و فارغ التحصیل دانشگاه است. دستگاه های امنیتی وی را در 6/3/1431 به خاطر عضویت در سازمان القاعده بازداشت کردند. دادستان کل عربستان 18 مورد اتهام را به وی نسبت داد که عبارتند از عضویت در القاعده، ارائه خدمات به این سازمان، پذیرش مشی تکفیری القاعده و پیش گرفتن مذهب خوارج.

لایحه اتهامی که علیه هیله القصیر تنظیم شده بود، 18 اتهام  را در خود جای داده بود که از برجسته ترین موارد موجود در این لایحه، می توان به جمع آوری طلا و مبلغی بالغ بر یک میلیون ریال سعودی و تقدیم آن به عناصر سازمان القاعده در داخل و خارج عربستان اشاره کرد. در لایحه اتهامات چهره مذکور همچنین به این نکته اشاره شده است که وی در ماجرای انتقال دستگاه های بی سیم از منطقه القصیم به جنوب عربستان جهت ارسال برای عناصر سازمان القاعده در یمن دست داشته است. ضمنا وی متهم به دروغ گویی و فریب نیروهای امنیتی می باشد ؛ زیرا وقتی کامپیوتر شخصی وی مصادره و مورد بررسی قرار گرفت، اطلاعاتی به دست آمد که ارتباط وی با سازمان القاعده را اثبات می کرد.


اروی بغدادی

نام او اروی عصام طاهر بغدادی و دومین زنی است که بعد از الشهری به یمن گریخت. وی که به تفکرات گمراهانه القاعده اعتقاد داشت، مورد محاکمه قرار گرفت و متهم شد که بعد از کشته شدن برادرش محمد در دسامبر سال 2010، به همکاری با گروه گمراه القاعده روی آورد. گفتنی است که برادر "اروی عصام" در ایست بازرسی المثلث در استان وادی الدواسر کشته شد.


اروی در اواسط سال گذشته میلادی (2012) به قید سند و ضمانت از زندان آزاد شد و قرار بود تا در جلسات دادگاهی که برای محاکمه اش برگزار می شود، شرکت نماید. نام وی در لیست افرادی بود که سازمان القاعده خواستار آزادی وی و تحویل دادنش به شاخه یمنی القاعده بود. اروی بغدادی موفق شد با همراهی برادرش انس و نیز دختر و همسر وی بگریزد. وی دو کودک خود را در عربستان تنها گذارد تا زیر دست پدرشان یاسین العمری که خود در زندان به سر می برد، بزرگ شوند.


نجوی الصاعدی

وی گواهی کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه ملک عبدالعزیز دریافت کرده و همسر خالد الوافی از اعضای بازداشت شده القاعده بود. این چهره در محله العتیبیه مکه مکرمه زندگی می کرد و برادرش یعنی حامد الصاعدی از افراد تحت تعقیب دستگاه های امنیتی بود.


نجلاء الرومی (ام زبیر)

نام سازمانی او ام زبیر بود. وی رگ و ریشه های یمنی داشت و به داشتن رابطه مستحکم با حنان سمکری و اروی بغدادی متهم بود. وی همسر فردی است که متهم به انجام فعالیت های تروریستی بود و به همین خاطر نیز در زندان به سر می برد.


حنان سمکری

در تاریخ 18/1/1432 بازداشت شد و متهم به پذیرش تفکر تکفیری و نیز تدریس و تبلیغ این تفکر در جمع های زنانه و تحریک افراد برای خروج بر ولی امر، تایید فعالیت های تروریستی در داخل عربستان، برقراری روابط قوی و تماس های مستقیم با القاعده، دریافت دستور و گرفتن خط از سازمان القاعده در افغانستان، جمع آوری کمک های مالی و ارسال آن به افغانستان، توزیع کمک های نقدی و جنسی در میان خانواده های افرادی که به علت مشارکت در فعالیت های تروریستی بازداشت شده اند یا آنها که در درگیری های نیروهای امنیتی با دولت عربستان جان سپرده اند. وی متهم است که پول و دارایی و نیز مدارک شناسایی و گذرنامه های تقلبی در اختیار جوانان فریب خورده می گذارده و آنها را به مناطق جنگی می فرستاده است.


وی دو فرزند خویش یعنی ترکی و نواف را ترغیب  کرد و به مناطق جنگی در عراق و افغانستان فرستاد. این چهره یک گروه تروریستی در داخل تشکیل داد و از الیزن، فرزند کوچک خود خواست تا در زمینه پناه دادن به افراد تحت تعقیب امنیتی فعالیت داشته باشد و آپارتمانی های مسکونی را به آنها اجاره دهد و فرآیند آموزش آنها در داخل شهرهای عربستان را آسان سازد. وی در این زمینه از کارت خانوادگی ویژه همسرش استفاده می کرد. او فرزندانش را از حضور در مدارس دولتی بازداشت و آن را از نظر شرعی حرام دانست. وی همچنین شماری از بانوان جوانی که فریب افکار القاعده را خورده بودند، را به عقد افرادی در می آورد که به اتهام انجام اقدامات تروریستی در زندان به سر می بردند. یکی از این بانوان، دختر خودش بود که به عقد حاتم محمد اللهیبی درآورد. حاتم در حال حاضر  در زندان ذهبان به سر می برد.


هیفا الاحمدی

وی در 18 ژوئن 2011 بازداشت شد. وی در تعامل با خانواده های زندانیان سیاسی که به تحمل سال ها حبس محکوم بودند، سابقه ای طولانی داشت.      


مسعود قلعه

سریه ترور کعب ابن الاشرف

بنام خدا

( در بعضی کتب تاریخی این سریه بنام سریه محمد بن مسلمه ثبت شده )
پس از واقعه جنگ بدر و رسیدن مژده به مدینه ، کعب ابن اشرف که از قبیله ؛؛ طی ؛؛ و طایفه ؛؛ بنی نبهان ؛؛ و مادرش از یهودیان بنی نظیر و خود مردی شاعر و زبان اور بود که در اشعار خود به رسول خدا بد می گفت و دشمنان را بر ضد ایشان و مسلمین تحریک می کرد ، از این خبر براشفت و گفت :
- اکنون زیر زمین از روی ان بهتر است .
انگاه رهسپار مکه شد و با گفتن شعر قریش را بر ضد رسول خدا تحریک می کرد که البته حسان ابن ثابت و زنی بنام میمونه شعر های او را پاسخ میدادند .
سپس کعب به مدینه بازگشت و نام زنان مسلمان را در اشعارش با بی احترامی می برد و مسلمانان را ازار می داد.
در این موقع رسول خدا فرمود :
- کیست که مرا از دست پسر ؛؛ اشرف ؛؛ اسوده کند ؟
محمد ابن مسلمه گفت :
- ای رسول خدا ! من خود این مهم را کفایت می کنم و او را می کشم .
رسول خدا فرمود : اگر میتوانی کوتاهی مکن .
سه روز گذشت . و محمد بن مسلمه از خوردن و خوابیدن افتاد و پیوسته در فکر انجام کار بود ، تا اینکه رسول خدا به او گفت :
- چرا خوردن و اشامیدن را ترک کرده ای ؟
- چون قولی داده ام که نمی دانم خواهم توانست به ان وفا کنم یا نه .
- وظیفه ای جز کوشش در راه انجام ان نداری . شد یا نشد گناهی بر تو نیست .
( متن بالا عینا از کتاب تاریخ اسلام دکتر ایتی چاپ دانشگاه تهران می باشد که البته به کتب دیگری که قبلا به انها اشاره شد هم میتوان رجوع کرد )
و اما بقیه ماجرا بطور خلاصه :
سپس محمد ابن مسلمه با چند نفر از جمله برادر رضاعی کعب بر کشتن او همداستان شدند و یکی از انها پیش کعب رفته و به بهانه خرید خواربار با او به صحبت نشست .
کعب در گرو قیمت خواربار از انها خواست که زنان و پسرانشان را گرو بگذارند که انها نپذیرفتند و در نهایت قرار شد که اسلحه هایشان را گرو بگذارند .
شب هنگام برای گرفتن خواربار و گرو گذاشتن اسلحه پیش کعب امدند و به بهانه ای او را از قلعه بیرون کشیدند سپس با شمشیر بجانش افتادند و در نهایت محمد ابن مسلمه کاردی را که همراه داشت در زیر ناف کعب فرو برد و تا زهار او را پاره کرد .
بروایت طبقات : سر کعب را بریدند و در ؛؛ بقیع غرقد ؛؛ تکبیر گفتند که رسول خدا شنید و دانست که توفیق یافته اند . انگاه سر کعب را اوردند و پیش پای رسول خدا انداختند و چون بامداد شد ، یهودیان را بیم و هراس گرفته بود و نزد رسول خدا امدند و گفتند :
- سرور ما را ناگهان کشته اند .
رسول خدا کارهای نا پسند و اشعار و ازار کعب را یاداوری کرده و انان را به قرار صلحی دعوت کردند .
این سریه در چهاردهم ربیع الاول سال سوم رخ داد .


مسعود قلعه

سریه سالم بن عمیر

بنام خدا

سریه دیگری در کتب تاریخی از سیره رسول گرامی اسلام نقل شد که این روزها هیچ عالم و منبری و استاد دانشگاهی دیگر حتی اسمی از انها را بمیان نمی اورند سریه ؛؛ سالم بن عمیر ؛؛ است که از طرف رسول اکرم (ص) مامور شد تا ابو عفک یهودی یکصدو بیست ساله را که در اشعار خود شیوه ناسزاگویی به اسلام و مسلمین و رسول خدا را پیش گرفته بود و به تحریک دشمنان اسلام می پرداخت ، بکشد. سالم که از اصحاب بدر بود ابو عفک را بیست ماه پس از هجرت کشت .


مسعود قلعه

سریه عمیر بن عدی - ترور عصماء بنت مروان

بنام خدا

اگر به کتابهایی چون تاریخ طبری یا مغازی واقدی و یا کامل ابن اثیر یا سایر کتابهایی که در قرون اولیه تاریخ اسلام نوشته شده اند ویا حتی به کتابهایی که قبل از پدید امدن بحث ترور و تروریست در جهان و هجوم دشمنان به بهانه مبارزه با ترور به اسلام مراجعه کنید ( نظیر کتاب تاریخ پیامبر اسلام تالیف دکتر محمد ایتی انتشارات دانشگاه تهران چاپهای قبل از سال هفتاد ) به نمونه هایی چون مطلب زیر برخورد میکنید :

سریه عمیر بن عدی

عصماء دختر مروان همسر یزید بن زید خطمی زنی بود شاعر و زبان اور ، در هجو اسلام و مسلمانان شعر میگفت ، رسول خدا و انصار را ازار می رساند و دشنام می داد و دشمنان رسول خدا را در اشعار خود بر ضد مسلمین تحریک می کرد .
برخی اشعار تند او و هم پاسخی را که " حس‍‍ان " به او داده است را ابن اسحاق نقل می کند .
رسول خدا روزی فرمودند : کسی هست داد مرا از دختر مروان بگیرد ؟
عمیر بن عدی خطمی که مردی نابینا بود شنید و شبانه بر آن زن تاخت و اورا کشت و بامداد به رسول خدا خبر داد .

رسول خدا فرمودند : خدا و رسولش را یاری کردی .


مسعود قلعه

ترورهای تاریخی

 بنام خدا

سعی خواهم کرد عمده مطالب اصلی و قدیمی وبلاگ را بار دیگر مرور نمایم :

ترورهای تاریخی

بعضی از ترورهای تاریخ را که همه انها را شنیده اند :
نرون پس از سالیان دراز دیکتاتوری در پارلمان بدست نا پسریش کشته شد .
خلیفه دوم عمر بدست ابو لولو ایرانی ( و گویا به تحریک اشراف ) ترور شد .
امام علی ( ع) بدست باقیمانده خوارج ترور شد و شهید گردید .
امام حسن (ع) بدست نیروهای تند رو لشگرش ترور شد و لی جان سالم بدر برد و در نهایت مظلومانه بدست زنش شهید گردید .
و بسیاری ترورهای دیگر که براستی مسیر تاریخ را تغییر دادند که با لشگر کشی های بزرگ امکان نداشت .
در سالیان دور نیز مردی بزرگ با همین حربه ترور برایران و نیز دنیای اسلام سایه وحشت گستردکه با نام او اکثریت اشنا هستند . حسن صباح

ادامه مطلب...

 


مسعود قلعه

شتر عایشه پی شد!

بنام خدا

از هفته پیش تابحال بارها خواستم متنی بنویسم و هر بار نوشتم و پاک کردم. چرا که معتقد بودم همه انچه که باید گفته می شد خطاب شد و تمام شد . هر چند که باز هم پرده ای دیگر از پرده ها از روی نفاق و منافق افتاد و چهره انقلاب خالص تر عیان شد!

نمی دانم چرا از وقتی داستان این "انتخاب" شروع شد ، حس جنگ جمل در من بیدار شد و در صحنه های این چند روز و پس از " پیراهن عثمان " پی رد پای "شتر" بودم.

در روز شنبه بعد از جمعه "اتمام حجت " ، کاملاً مشخص بود که جنگ ، جنک "جمل" است و دیگر مدعیان این غوغا نمی توانند ادعای باز پس گیری رای یا ولاتیمداری داشته باشند که روز قبل خاکریز ها مشخص شده بود.  آقای موسوی و خاتمی ، کروبی ، خوئینی ها ، محتشمی پور و ... تحت لوای مجمع روحانیون مبارز با لغو بسیار دیر و ژورنالیستی و فتنه گرانه تجمع انقلاب - آزادی براحتی نقش "طلحه " را بازی کردند و آقای هاشمی رفسنجانی باز هم با سکوت و عدم تائید و موافقت با پیام اتمام حجت باز هم بر نقش خود بعنوان "زبیر" تاکید داشت و افسوس که ...

ختم غائله در همانروز و عدم استمرار آن در روزهای بعد عجیب بود چرا که کسانی که بی شرمانه مسجد را آتش زده بودند نباید به همین سادگی آرام می شدند پس چه شده بود؟

 دو روز بعد جواب این سوال : 

در اخبار روزنامه ها خبری با چند عبارت کوتاه درج شد : "فائزه هاشمی رفسنجانی بهمراه دخترش و چند تن از وابستگانش دستگیر شدند".

 شتر عایشه پی شده بود.

...

براستی آیا اصحاب جمل صدای پارس سگهای هواءب (*١) را نشنیدند؟

اگر شنیدن صدای پارس سگهای هواءب سخت است آیا صدای پارس سگهای صهیون(*٢)  را نیز نشنیدند؟

شنیدن شکستن قلب آقایمان در روز جمعه اتمام حجت برایشان سخت بلکه محال است ولی آیا بعد از روز شنبه که شتر "عایشا"(*٣)پی شد ، آیا صدای شکستن قلب شیطان(*۴) را نیز نشنیدند؟

شاید همه اینها سخت باشد اما آیا هنوز هم خود را در تقاطع مشترک با ربع پهلوی (*۵) هم ندیده اند؟

تکرار تاریخ چقدر زیباست اگر خوب بنگری ... هر چند که در جنگ حلوا خیرات نمی کنند...

 

*توضیحات :

*١ ) سگهای هواءب : پیامبر اکرم  (ص) همسرش عایشه را از قیام در برابر حق بر حذر داشته بود و نشانه آنرا پارس سگهای هواءب قرار داده بود که بهنگام عزیمت عایشه برای جنگ جمل سگهای هواءب بر او پارس کردند و وقتی عایشه اسم محل را دانست نگران شد ولی خواهر زاده اشت (عبدالله بن زبیر) با تحریف نام او را در غفلت نگه داشت.

*٢) شیمون پرز صهیون را نیز همچون بعضی ها شبهه سرنگونی جمهوری اسلامی دست داد و در یک مصاحبه اعلام کرد "نمی دانم اول هسته ای ایران نابود می شود یا جمهوری اسلامی ایران... " ... به گور ببرد این آرزو را و خواهد برد و ما نابودی اسرائیل از روی زمین را شاهد خواهیم بود انشاءالله. 

*٣)  اینبار عایشا را به ترکی نوشته ام  که به استناد اعمال عایشه بعد از پیامبر اکرم ، به زنان محترمی که فتنه گری می کنند اطلاق می شود.

*۴) باراک اوباما اعلام کرد : "با دیدن خشونت دولت ایران با معترضین قلبم شکست!"

*۵) رضا ربع پهلوی فرزند شاه مخلوع ضمن حمایت از آقای موسوی اعلام کرد که با ایشان به یک تقاطع مشترک رسیده است!

باز هم بدرود ...


حسن صباح

استدلال یک استاد دانشگاه!

بنام خدا

 «... یک سری نقاطی هستند که اصلا مشخص است که خودش ملاک تشخیص نادرست بودن نتایجی است که وزارت کشور اعلام کرده است مثلا آذربایجان و ترک زبان ها هیچ وقت فرزند خودشان را نمی گذارند که به کس دیگری رأی بدهند. ... خود من لر هستم و موسوی هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابر این اهالی لرستان موسوی را نمی گذارند به آقای احمدی نژاد رأی بدهند. این دو تا ملاک است و باقی موارد هم شبیه همین است ...»

مطالب فوق اظهاران خانم دکتر زهرا رهنورد نویسنده و بقول شوهرش : قرآن پژوه ، رئیس (سابق) و استاد دانشگاه الزهرا (س) در خصوص استدلال در باره تقلب در انتخابات است. البته ظاهراً ایشان یادشان رفته جوک گویی پدر فکری شوهرشان آقای خاتمی را که با پخش فیلمش قلب همه آذری زبانها را سوزاند و شوهر ایشان خم بر ابرو نیاوردند. در ثانی ملت ما هرگز قوم گرایی و قومیت را در اولویت قرار نداده است.

بعضی ها نه ترک اند و نه لر بلکه از بیخ عرب اند.

توضیح : قصد توهین به هیچ یک از اقوام نیست که اگر باشد شامل خود بنده هم می شود و البته " از بیخ عربند " هم نوعی مثل امروزی است.

این مصاحبه را نیز در خصوص همین موضوع و ایجاد بلوا و  اغتشاش توسط فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی بخوانید.


حسن صباح

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مسعود قلعه


نویسندگان
مسعود قلعه


آرشیو من
دی ٩٥
بهمن ٩۳
آذر ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
دی ۸۳
مهر ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


لینک دوستان
  ليست وبلاگ ها

پشتيبان تروريست



: لينکها ي سايتهاي مفيد
يکي از سايتهاي شيعه
سايت حوزه
محلي براي جوانان ايراني
بانک اطلاعات ايران

سايتي براي اموزش زبان

اموزش انلاين انگليسي

مترجم پارس

سايت دريچه

سايت خبري بازتاب

مستضعفين

مدارک علمي ايران





 

وبلاگهاي دوستان

 

حق علي - فدک فاطمه

الف

ارمانشهر

پايگاه بصير

سخني در باره تصوير 11سپتامبر


باور کنيد که حادثه 11سپتامبر را عملي انساني نمي دانم چه برسد به اينکه انرا عملي اسلامي بدانم . اما از اينکه اينبار توپ در زمين دشمن است خوشحالم . چرا نباشم ؟ مگر وقتي که امريکائي ها هواپيماي مسافري ما را با 290سرنشين بي گناه تکه تکه کردند ناراحت شدند که امروز من از ديدن اين صحنه ناراحت شوم؟ . مگر به فرمانده ناو ويسنس مدال افتخار ندادند ؟ از عملش راضي و خوشنود بودند که او را مفتخر به مدال شجاعت کردند . مگر سالها با حمايت از رژيم پهلوي خون اين مردم شريف را به شيشه نکردند ؟ مگر ناراحت شدند يا اکنون از کرده خود پشِمانند ؟ مگر جوشن و سهند و سبلان ما را ناجوانمردانه به قعر ابهاي نيلگون خليج فارس نفرستادند ؟ مگر ما به انها اعلان جنگ کرده بوديم ؟يا اينکه انها به ما اعلان جنگ کرده بودند ؟ دوستان جواني که جوشن و سهند و سبلان برايشان نامفهوم است مي توانند از حافظه بزرگتر هايشان کمک بگيرند يا از ارشيو روزنامه هاي مربوط به اواخر جنگ . دوستان من! جوشن وسهند و سبلان ناوچه هاي افتخار افريني بودند که با دلير مردانشان در روزهاي پاياني جنگ توسط ناوگانهاي پيشرفته امريکائي ها و با موشکهاي مدرن انها از راه دور هدف قرار گرفتند و ناجوانمردانه غرق شدندو...



 




 

 عمده مطالب پيشين


 

ترورچيست وهدف از ايجاداين وبلاگ

ترورهم نوعي اسلحه است

اولين تعريف از ترور

ترورخوب و بد از ديد امريکائيها

نظر ايات عظام

نمونه اي از سريه هاي پيامبر خدا

سريه ترور کعب ابن اشرف بدستور رسول خدا
جنگ تروريستي

پيامبران کسي را به اشاره نمي کشند

سريه ترور سفيان ابن خالد بدستور پيامبر

مد پرستي ديروز و امروز

پايگاه ابو بصير

سريه کشتن ( ترور ) ابو رافع يهودي

سريه عمروبن اميه ضمري در کشتن ( ترور ) ابوسفيان

داستان ترور عبدالله ابن ابي ابر منافق مدينه


 


ارشيو طبقه بندي شده

ارشيو اول

ارشيو دوم

ارشيو سوم

ارشيو چهارم

ارشيو پنجم

ارشيو ششم

ارشيو هفتم

ارشيو هشتم

ارشيو نهم

ارشيو دهم

ارشيو يازدهم

ارشيو دوازدهم

 


 







Blogroll Me!


 

خبرگزاري

 

SNN

 

IRIB NEWS

 

IRNA

 

ISNA

 

GHEST

 

BBC PERSIAN

 


 

اسلامي

 

رهنما

 

نورنت

 

حوزه

 

الشيعه

 

بنياد قران

 

تبيان

 

بلاغ

 

بانك اطلاعات اسلامي

 

اسلام هو

 

جستجو گر شيعي

 

رشد

 

اخبار شيعه

 

شيعه نت

 

پايگاه هاي شيعي

 

شيعه اسلام

 


 

ائمه

 

امام علي

 

امام حسين

 

امام رضا

 

حضرت مهدي

 

اجلاس مهدي

 

ظهور

 

منتظر

 


 

علما

 

امام خميني

 

أيت الله خامنه اي

 

آيت الله مصباح يزدي

 

آيت الله مطهري

 

آيت الله مكارم شيرازي

 

علامه فضل الله

 

آيت الله شاهرودي

 

سيد حسن نصرالله

 


 


 

 

مردي که حتي عرضه خودکشي نداشت

 

دهانش را کاويدند

اين شپشو ، همان « سردار قادسيه » است !!!


ديگر سايتها

 

افق

 

بسيجي

 

سبكبالان

 

صبح

 

كتابخانه جنگ

 

 

 


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0