تروریست

There was a time when they called us 'Ajams' [non-Arabs, or Persians], and we felt ashamed and wore turbans to look like the Arabs. They called us 'Rafidis' [a derogatory term used to refer to Shia Muslims],تا به روز سياه بنشينند and we concealed our love for our master [Imam Ali, cousin and son-in-law of Prophet Muhammad, and the first Shia Imam]. For years they attacked us and we only denied. Would anyone during those years come out and shout: 'Oh Tyrants! I am a Rafidi'? Yesterday, the tribe of blue-eyed blonds who had built a civilization out of hay and on the foundation of modern ignorance put chapeus on our heads so that we would be Westernized from head to toe. Those who would not comply were labeled 'reactionaries '. For years we tried to deflect this 'attack'. Today, they call any Muslim who sacrifices his life and fights to rub the nose of the arrogant and the bully into the dirt a terrorist. They are attacking and I'm now counter-attacking. So I shout: I'm an Ajam. I'm a Rafidi. I'm a reactionary. I'm a terrorist 

  ااسپتامبر - عکس اول

چرا « تروريــســت »؟

عده اي روزگاري به ما گفتند : عجم ! ننگمان امد . پس دستار بستيم تا چون عربها گرديم
روزگاري ديگر گفتند : رافضي ! پس ساليان دراز تقيه کرديم و عشق به مولايمان را پنهان ساختيم
پس براي ساليان سال انها « تک » کردند و ما فقط انکار کرديم . ايا در ان سالها کسي پيدا شد تا داد زند: که اي جباران عالم ! " من رافضي ام "
ديروز نيز قوم موبور چشم زاغ که بر پايه جاهليت مدرن تمدني پوشالي بنا کرده اند کلاه شاپو بر سرمان گذاشتند تا از فرق سر تا نوک پا فرنگي شويم . به انها که مطيع نشدند گفتند : مرتجع ! . سالها سعي کرديم تا اين « تک» را دفع کنيم
امروز به مسلماني که جانش را بکف گرفته پيکار مي کند تا پوزه مستکبر و قلدر را بخاک را بخاک بمالد مي گويند : تروريست !
انها « تک » مي کنند و من نه « پاتک » که بر « تک » شان « پاتک » مي زنم . پس فرياد ميزنم :
من عجم ام . من رافضي ام . من مرتجع ام .

من تروريـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــستم .

 


( نقد دين ستيزي و اشنايي بادين ستيزان )

 مطالب تروريست در وبلاگ « حق علي ( ع ) -  فدک فاطمه ( س ) »


توضيح : ضمن تشکر از جناب دوستدار بابت متن انگليسي ، عکسهاي حادثه ?? سپتامبر تزئيني است .

 ارشيوهاي تروريست ( لحظه اي ماوس را روي شماره ها نگه داريد تا از فهرست مطالب مطلع شويد ) :
اول دوم سوم چهارم پنجم ششم هفتم هشتم نهم دهم يازدهم دوازدهم

چمران و دشمنان چمران

باز هم سلام .
از انجايی که مطلب قبلی را دوستی که بايد بخواند يا نخوانده يا اگر خوانده جوابی به ان نداده است ( ندید گرفته است )برانم تا مطلب کوتاه ديگری برای اگاهی اين دوست بنويسم .

چمران کیست ؟

نام : مصطفی چمران
تاريخ تولد: ۱۳۱۱
دانش اموز دبيرستانهای دارالفنون و البرز و دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران
فارغ التحصيل رشته برق و دانشجوی ممتاز - با استفاده از بورس شاگرد اولی اعزام به امریکا برای ادامه تحصیل
دارای مدرک فوق لیسانس از دانشگاه تگزاس
دریافت مدرک دکترا در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما با عالی ترین نمرات از دانشگاه برکلی کالیفرنیا
شاغل در مهم ترین مرکز تحقیقاتی امریکا
...
در این دوران انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در امریکا را بر علیه سلطه شاه رهبری می کرد .
پس از شکست اعراب از اسرائیل ؛ امرکا را با همه زرق و برقش ترک کرد وبه مصر رفت . پس از تعلیمات نظامی ؛ در لبنان با کمک امام موسی صدر جانی تازه به شیعیان علی مرتضی بخشید . ( در انزمان شیعیان لبنان حتی عارشان می امد خود را شیعه بنامند و مذهب خود را مخفی می کردند و به تمام معنی مظلوم و بی صاحب بودند .)
شهید چمران و امام موسی صدر به شیعیان لبنان هویت دادند بطوری که امروز چشم همه مردم لبنان به همت و غیرت شیعیان است و همه به ان افتخار می کنند ( نمونه اش را در سفر اقای خاتمی دیدیم . چشم حسود بترکد !) .
جنبش امل را بنیان گذاشت که تا قبل از تاسیس حزب الله لبنان خط مقدم جبهه نبرد با اسرائیل و فالانژ بعهده انها بود .
حماسه های چمران در لبنان براستی که اسطوره است و مردانی که تربیت کرد از زبده ترین و شجاعترین و فداکارترین رزمندگان اسلام بودند و هستند .
و اما پس از پیروزی انقلاب به ایران امد و بدستور امام امت عزم برای پایه گذاری سپاه پاسداران جزم کرد .
با اینکه معاون نخست وزیر بود برای فرو نشاندن توطئه های خطرناک جدائی طلبان در کردستان به ان دیار سفر کرد و در اولین قدم حماسه پاوه را افرید . ( چمران در کردستان به تنهایی به اندازه یک ارتش ورزیده موثر بود و از اینرو دشمنان یکپارچگی ایران از چمران دل پر خونی دارند )
چمران تمامی کردستان و اذربایجان غربی را که دشمنان تجزیه کرده بودند بار دیگر به اغوش وطن باز گرداند ( تاکتیکهای جنگی چمران بخصوص در فتح مهاباد و نوسود و بعضی ارتفاعات بی نظیر بود ) ...
اگر قرار باشد همه رشادتهای شهید چمران را بنویسم برای خود وبلاگ مستقلی می طلبد .

و اما در جنگ تحمیلی :
بلافاصله پس از حمله عراق به ایران راهی خوزستان شد و «ستاد جنگهای نامنظم» را تشکیل داد و علاوه بر دفاع به خطوط دشمن حمله برد ...
سوسنگرد را ازاد کرد .
حصر ابادان را شکست .
شهر اهواز مرکز استان خوزستان را با یک ترفند نظامی از سقوط رهانید و دشمن را با تانکهایشان در باتلاقهایی که ایجاد کرده بود زمین گیر کرد و ...


براستی که چمران در همان اوایل جنگ یک تنه در مقابل صدام و استکبار ایستاد .
...
اگر بخواهم از فداکاری هاو رشادتها ی شهید چمران که در راه ایران از خود نشان داد بنویسم فقط باید بگویم که :

رستم دستان نشان از چمران گرفت .

و اما چه کسانی با چمران دشمنند :
۱ - شاه پرستان و سلطنت طلبان ( بدلیل مبارزه چمران با سلطه ستمشاهی )
۲ - اسرائیل و استکبار ( بدلیل استکبار ستیزی چمران )
۳ - تجزیه طلبان و خائنین و وطن فروشان ( بدلیل اینکه چمران انها را بخاک مذلت نشاند )
۴ - متجاوزین به ایران ( تورانیان یا ... بدلیل دفاع جانانه چمران از وطن )

براستی ایا دشمن چمران دشمن ایران نیست ؟
ایا می شود ادعای وطن پرستی و وطن دوستی از کسی داشت که دشمن چمران است ؟
هیهات .

... ادامه دارد ( البته در فرصتهای مناسب )

یا علی مدد

حسن صباح

در عجبم از تضاد در گفتار

با سلام

انچه دل انسان را بدرد می اورد تضاد در گفتار و نوشتار بعضی سايتها و وبلاگهاست . براستی در اين دنيای مجازی چرا منافق بازی ؟!
۱ - سايتی که نامش را گذاشته است : ... خرد گرا ؛ بی خرد ترين انسانها هستند که می توانی در این دنیای مجازی بیابی :
«‌ ... امام علی که ... عمروبن عبدود را کشت . پس خرد ... که علی قاتل است ...»
« علی در جنگ بدر بيش از سی نفر از اهالی مکه را کشت . ای قاتل بی رحم ... »
« علی ...»

اخ ...! عجب خردگرايانی !
مثلا اين قوم خردگرا می خواهند امام را خشن معرفی کنند اینمطالب را نوشته اند تا بعضی دل نازکها از خواندن اين مطالب غش کنند و ...
گويا انتظار دارند امام در حالی که دشمنان شهرش را محاصره کرده اند و هجوم اورده اند تا دین اسلام را ریشه کن کنند عمرو بن عبدود را ناز و نوازش کند ...
بگذريم ...

۲ - در جايی يکی از برادران اهل تسنن که گويا ارادتی به ال اميه داشت نوشته بود :
« ماجرای کربلا و عاشورا همه افسانه است و اصلا واقعيت ندارد . واقعيت اينست که حسين بن علی در بچگی تب کرد و فوت کرد ...»(‌!‌)‌
« علی بن ابيطالب سوار شترش شد و در بيابان گم شد و هرگز پيدا نشد ...»
( ! )
جل الخالق !!!
ادم چه چيزهايی که از اين اينترنت ياد نمی گيرد انهم کسانی که مثلا سوادی دارند و ...
از اين عجايب روزگار هيچ بعيد نيست که ...
بازهم بگذريم ...
۳ - امروز هم بادیدن تضاد در نوشتار يکی از دوستان ( که بگمانم ناشی از مباحثه با یکی دیگر از دوستان بود ) باور کنيد که دلم شکست .
کسانی که خيلی دلشان می خواهد دیگران انها را روشنفکر بدانند و بنامند ( کچل نيستند و سرشان هم از زيادی چربی برق نمی زند و شاید خوشگل هم باشند ولی نمی دانم چرا چنين می کنند ؟!) ولی حرفهايی ميزنند که در هيچ ماست بندی يافت می نشود و اينجاست که تضاد اشکار می شود ( ادعای وطن پرستی دارند و لی به مدافعین وطنشان احترام نمی گذارند . ادعای روشنفکری دارند ولی فکرشان را بکار نمی گیرند ...):
« اسلام بگردن ايران حق دارد چون مذهی شيعه را ايرانيان اختراع کردند تا با عربها فرق کنند ...
فرهنگ انتظار بر گرفته از اسطوره زرتشتی سوشيانس است ...»
« چمران قصاب کردستان است ...»


براستی اينها خرد گرايی است ؟ روشنفکری اينست ؟ ايا نويسنده اين متن شيعه است ؟ ايا مذهب اختراعی است ؟
راستی ايا فرهنگ انتظار هم ايرانی است ؟ مثلا فرهنگ رجعت عيسی مسيح هم يک فرهنگ ايرانی است ؟
از همه اينها بگذريم که اصلا به تروريست مربوط نيست !
اما از کی تا بحال کسی که از يکپارچگی وطنش دفاع کرده است قصاب ناميده می شود ؟
از کی تابحال کسی که از مرز و بوم اين خاک دفاع کرد و اولين کسی بود که طعم شکست را به دشمن متجاوز چشاند قصاب ناميده می شود ؟
ایا کسی چون قاسملوی وطن فروش ( ثمره زنای یک پیرمرد ۹۰ساله با یک دختر نوجوان ) و عمله اش که بهترین جوانان ایران زمین را ناجوانمردانه سربریدند و ...قصاب بودند یا وطن پرستی چون چمران شجاع ؟
چمران پوزه دشمنان ايران را بخاک ماليد که اگر روزی چمران و دست پرورده هايش نبودند متجاوزان و وطن فروشان خاک ايران را به توبره کرده و برده بودند .
براستی غيرت ايرانی بودن چگونه اجازه می دهد تا کسی که ... به دلاور دوران چنين لقبی دهد ؟
البته کسانی که از اوارگی و دریوزگی ربع سکه ... در دیار فرنگ رنجورند و برای تسلط اجانب ثانيه شماری می کنند تا شايد ...( باز هم بگذريم اينها که نوشتم از سر دلتنگی بود ؛ دلم را شکستی : زدی ضربتی ضربتی نوش کن )
باشد ؛ باز هم با اين دوست در اين مورد هم عقيده هستم :

اری ! چمران قصاب بود و شجاعانه و دليرانه هم قصابی کرد . چمران کسانی را قصابی کرد که وطن فروش بودند ؛ دين فروش بودند . خائن به مردم و وطنشان بودند .

ايکاش ...

يا علی مدد

حسن صباح

انفجار در کازابلانکا ؛ لرزه در استراليا

باز هم سلام .
تنها شرط باز بودن درهای بهشت بروی مسلمانان ؛ گشودن درهای جهنم بروی کفار در ممالک اسلامی است . ( اينرا برای ادم اهنی نوشتم !)
پس از عربستان نوبت به مراکش رسید . پنج نقطه شهر کازابلانکا ( از جمله مرکزفرهنگی یهودیان - کنسولگری بلژیک - یک باشگاه شبانه !‌) در پنج حمله انتحاری منفجر شد که منجر به کشته شدن ۴۱نفر گردید که گفته می شود ۱۰نفر این کشته شدگان مسئولان این حملات انتحاری بوده اند ( خدایشان بیامرزد : هر ۴۱نفر را می گویم تا کسی ...!)
مشروح خبر را در اینه دنیای صهیونیستی بخوانید و وحشت اردوگاه دشمنان را در اینجا ملاحظه فرمایید .
جالب اینکه وزیر خارجه ج.ا.ا نیز این یهودی کشی را محکوم کرده است . دستش درد نکند !
به امید روزی که یک جنبش جهود کشی در ایران راه بیفتد .


و اما لرزه در استرالیا را خودتان بخوانید .

جمهوری خواهان خارجه نشین و سایت ایران امروز و بی بی سی با هم لینک شدند ( پیوندشان اشکارتر شد مبارک است )
جمهوری خواهان ایرانی خارجه نشین ( مقیم کلن - فرانکفورت - برلین ) خواستار یک جمهوری بی دینی شده اند که سایت ایران امروز متن کامل منشور انها را در سایت منتشر کرده است که سایت بی بی سی نیز به این صفحه لینک داده است .
نتیجه گیری تروریستی : بنده فکر می کردم که فقط اصلاح طلبان و جمهوری خواهان در ایران برای زدودن دین از جامعه و حکومت تلاش می کنند و حالا با این منشور متوجه شدم که در خارجه هم جمهوری ها دینی است که این جمهوری خواهان را اذیت کرده است و این مبارزین ساکن در کلن و فرانکفورت و برلین ( با دلاکهای ایران ) همدرد هستند .
نکته : در این لیست ۳۸۰نفره تنها نام هما سرشار می درخشد ( سرچشمه چو پیدا شود ...!)

حاشیه :

اگر می خواهید چشمتان به جمال عزیز دردانه « مردی که توجیه شده و توبه نصوح کرده بود » روشن شود کلیک کنید ( اگر دچار نوعی هیجان ( ! ) شدید گناهش بگردن خودتان ؛ به تروریست اصلا مربوط نیست ).

در ضمن می شه بگید اینا دارن چیکار می کنن؟!



حسن صباح

جهت اطلاع

بنام خدا
چندي پيش ( قبل از جنگ عراق و امريکا ) ايميلي از برادر عزيزم جناب مسعود قلعه ( وبلاگ الف ) بدستم رسيد که حاوي استفتا ايشان در مورد بعضي مطالب وبلاگ تروريست و جواب دفتر حضرت ايت الله سيستاني بود .
از متن استفتا بر مي ايد که دوست عزيزم در مورد سريه هايي که در تاريخ ( اکثر کتب تاريخي موثق ) از انها نام برده شده و در وبلاگ تروريست به انها پرداخته ام دچار شک شده و با دفتر حضرت ايت الله سيستاني ( که نام ايشان در جريان اشغال عراق توسط نيروهاي اشغالگر و ماجراي خبر صدور فتواهاي ضدو نقيض (‌‌ ۱ ) و نيز در جريان محاصره بيت ايشان توسط روحانيون عرب که قصد داشتند ايشان را ( بدليل عجم بودن ) از عراق اخراج کنند بيشتر از پيش در رسانه ها مطرح شد ) در جريان گذاشته و دفتر ايشان هم گويا بدون ملاحظه وبلاگ يا مراجعه به تاريخ صدر اسلام ؛ مطالبي را بصورت کاملا کلي - بدون اينکه تکذيب يا تاييد نمايند - در جواب نوشته اند که عينا سوال و جواب را در زير مشاهده مي فرماييد :


From: istifta@aalulbayt.org
To: ms4g@parsimail.com
Subject: RE: تروريست ؟
Date: 2/24/2003 1:38:00 AM



با سلام در مصاحبه اي از جنابعالي و البته ساير مراجع در سايت ديدگاه ديدم كه
به مخالفت اسلام با ترور تأكيد كرده ايد. با توجه به اينكه لفظ ترور از الفاظ
دول غربي است آيا مترادف با قتل است؟ در ضمن يكي از دوستان در وبلاگش ( كه در
زير آدرس آنرا مي نويسم ) چندين سريه از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم
و از كتب تاريخي معتبر نقل كرده است كه پيامبر اشخاصي را براي كشتن ( ترور)
دشمنان يا مخالفين فرستاده است، براي نمونه :
>1. سريه كعب بن اشرف يهودي
>2. سريه عمير ابن عدي
>3. سريه سالم ابن عمير
>4. سريه عبدالله انيس انصاري
>5. سريه عمر ابن اميه ضمري و…
>لطفا بفرماييد كه آيا اين ترور چيست كه اسلام با آن مخالف است؟
http://terrorest.persianblog.ir

و اما جواب مرکز جهاني اطلاع رساني ال البيت (ع):

با تشكر از ارتباط صميمانة شما.
ج: هر موضوع اجتماعي و يا غيره كه مورد بحث قرار مي گيرد، بايد در ارزش گذاري
و معيار سنجي به آثار خاص آن انديشيد و جانب انصاف را رعايت كرده و محققانه ردّ
يا قبول را گزارش كنيم.
مثلا اگر از شما سؤال شود كه جنگ خوب است يا بد؟ بايد خوب و بدي را بر اساس
نتيجه ها و ثمراتي كه بر جنگ ها بار است، بسنجيد.
گاهي به وسيلة جنگ جنگجويي قتّال و طغيان گر بي باكي را بر جاي خود مي نشانند و
امنيت جامعه اي را تأمين مي كنند، و گاهي جنگ جز غارتگري و سركوب بي پناهان بي
دفاع، اثر ديگري ندارد، هرگز اين دو، همانند نيست. آنچه در تاريخ آئين مقدس
اسلام اتفاق افتاده، بايد با ديد وسيع علمي و با قطع نظر از تعصّب و الحاد ديني
مورد بررسي تخصّصي قرار گيرد و به اهداف و اغراض آن مسأله توجّه كنيم سپس به
نقد يا تصديق بپردازيم. و آنچه را شما به عنوان نمونه آورده ايد، قطعه اي بريده
از قبل و بعد است كه نه صحت و سقم سند آن ها بررسي شده و نه به اهداف و نتائج
آنان توجه گرديده است از اين رو اين سؤال مجال خاصّي در تاريخ تحليلي اسلام مي
طلبد كه بخوبي و با تحقيق كامل به جواب و حلّ مسأله بپردازند.
به اميد موفقيت شما
مركز جهاني اطلاع رساني آل البيت (ع)
-----Original Message-----
From: ms4g@parsimail.com [mailto:ms4g@parsimail.com]
Sent: Tuesday, February 11, 2003 11:02 PM
To: istifta@aalulbayt.org
Subject: ترور يست ؟

البته اين مطالب را جهت اگاهي دوستان در وبلاگ قرار دادم تا خود قضاوت نمايند .

بس که حرف حق کسي در دهر نتواند شنيد
گيرد اول در اذان گفتن موذن گوش را


---------------------------------------------------------------------------
توضيح ( ۱ ):
ماجراي دو فتوايي که يکي از انها در رسانه هاي کشورهاي اشغالگر مبني بر حمايت حضرت ايت الله سيستاني از اشغالگران و ديگري در رسانه هاي عراق مبني بر دفاع از ميهن در برابر اشغالگران که توسط شخص ايشان تکذيب شد هرچند هنوز هم سايت بي بي سي تکذيبيه ايشان را در سايت درج نکرده است و همچنان بر صدور فتواي فوق از طرف ايشان پافشاري ميکند ( هرگاه فاسقي براي شما خبري اورد باور نکنيد. )که ماجراي اين فتواها را مي توانيد در همين وبلاگ تحت عنوان
ماجراي فتواي ايت الله سيستاني مي توانيد بخوانيد .



گويا گزيده گويی به ما نيفتاد ! احتمالا تا اطلاع ثانوی از شر تروريست راحت شديد .
يا علی مدد

حسن صباح

عمليات تروريستی در عربستان / بدترين شکل تروريسم

قرار شد خلاصه بنويسم :
۱ ) درآستانه‎‎ سفروزيرامورخارجه امريكا به‎ عربستان‎ چهار انفجار شديد در رياض‎ روي‎ داد که دهها امریکایی کشته و زخمی شدند . بمب‎ گذاران‎ انتحاري‎ عامـل‎ 3 انفـجـار دوشنبه‎ شب‎ درمجتمع‎ مسكوني‎‎ غربي ها بودند.
اصل خبر
انشاءالله دیگر هیچ یک از سرزمینهای اسلامی برای یانکی ها امن نخواهد بود ( بخصوص که خروج نیروهای انگلیس از عربستان اغاز شد و امریکائیها اعلام کرده اند که پایگاههایشان در عربستان را بزودی تخلیه خواهند کرد .)


۲ ) تعريف اقای خاتمی از ترور در ديدار با علمدار شيرمردان لبنان - سيدحسن نصرالله :

« بدترين‎ شكـل تروريسم‎ , اشغال‎ سرزمينها, بيرون‎‎ راندن ساكنان‎‎ آن و سركوب‎‎ مردم‎ بـراي‎‎ سلـب آزادي آنهاست‎. »
متن کامل خبر



حسن صباح

تسليم طلبی ممنوع

با سلام .
برای يکبار هم که شده می خواهم خلاصه نويسی را تمرين کنم :
فصل الخطاب و تو دهنی به کسانی که اينروزها بد جوری خيسيده اند : تسليم طلبی و ترويج تسليم طلبی ممنوع .
اگر من و تو ما شويم : شيطان را بزانو در خواهيم اورد .
انها که از شکست شيطان بزرگ و کرمهای شيطان خوشحال می شوند . نيز انهايی که ... ( ظاهرا قرار شد گزيده بنويسم ) اينجا را بخوانند .
والسلام

حسن صباح

توضيحات جناب دوستدار

با سلام . دوست ارجمند جناب اقای عليرضا دوستدار توضيحات مفيدی پيرو مطالب پيشين ارائه کرده اند که عينا جهت استفاده دوستان درج می شود :

نويسنده: عليرضا دوستدار
دوست عزيز جناب آقاي حسن صباح با سلام، از اينكه زحمت كشيديد و توضيحات فوق را نوشتيدازتون ممنونم.
در توضيح نكاتي كه فرموديد بايد چند نكته را عرض كنم:
۱- بنده خالصانه در برابر تمامي رزمندگان جنگ تحميلي سر تعظيم و احترام فرود مي آورم و با شما هم عقيده هستم كه كاري كه آنها كردند، يعني فدا كردن جان و مال و زندگي خودشان در راه دفاع از كشور و آرمان،‌ با ارزشترين كاري بود كه هركس مي توانست انجام دهد.
۲- من اعتقادي به جدايي يا تضاد بين ملي گرايي و اسلام گرايي ندارم و اصولآ اكثر دسته بنديهايي كه بر اساس ملي گرا يا اسلامگرا بودن انجام مي شوند را مصنوعي مي دانم. ولي جدا از دسته بنديهايي كه ديگران انجام مي دهند، به نظر من مهم است كه هر كسي خود را به چه صورتي تعريف مي كند. به طور خيلي خاص،‌ اينكه يك نفر روي بلاگ خودش چه علامت يا تصوير يا آهنگي قرار دهد به نظر من اطلاعات زيادي در مورد اينكه آن فرد چه تعريفي از خود دارد به دست مي دهد.
جدا از هرگونه قضاوت يا پيشداوري،‌ به نظر من تصوير برجهاي در حال سوختن تجارت جهاني،‌ يا قالب عاشورا و لفظ بسم ا... الرحمن الرحيم به خط امام خميني، يا تصوير پرچم ايران با نشان شير و خورشيد،‌ هركدام پيامي در بر دارند در باره اينكه شخصي كه هر كدام از اين تصاوير را روي صفحه شخصي خود قرار داده چگونه خود را تعريف مي كند. البته اينكه اين تعريف واقعآ چيست تا حد زيادي بستگي دارد به اينكه خود شخص در مورد آن چه مي گويد و به همين علت است كه من اعتقاد به پيشداوري ندارم و در مورد هر كس دوست دارم بدانم خود آن شخص در مورد خود چه مي گويد و آنوقت آن را با برداشت خودم از كلام و سمبولهاي مورد استفاده آن شخص مطابقت دهم. اين صحبت را صرفآ‌ در مورد اچبرآقا نمي گويم،‌ بلكه براي من اين معيار براي هر كسي،‌ منجمله شما،‌ آقاي منكرات،‌ آقاي حسين درخشان،‌ و خودم صدق مي كند.
در مورد بلاگهاي دانشگاه هاروارد بايد عرض كنم كه دانشگاه كسي را ملزم به كاري نكرده،‌ ولي مركزي از چند وقت پيش در دانشكده حقوق داير شده كه همه كساني كه در هاروارد هستند،‌ از استاد گرفته تا دانشجو و كارمند،‌ را تشويق مي كنند كه وبلاگ راه بيندازند و خودشان يك سرويس مجاني با ۲۰ مگابايت فضا به هر كس مي دهند. هر فردي كه ايميل هاروارد داشته باشد مي تواند هر تعداد بلاگ كه مي خواهد راه اندازي كند. هيچ الزامي در اين كار نيست و در حال حاضر اكثر بلاگهاي اين مركز كه تعدادشان فكر كنم حدود ۱۰۰ تا باشه متعلق به دانشجويان و استايد دانشكده حقوق هست و تعداد معدودي هم مثل من از دانشكده هاي ديگر آنجا مشغول نوشتن هستند. البته همه بلاگهاي هاروارد به اين مركز محدود نمي شوند و خيليها هستند كه براي خودشان صفحه شخصي دارند. مركز هم نمي خواهد تنها مركز هاروارد باشد و به گفته خودشان تنها هدفشان اين است كه هاروارديها بلاگ بنويسند.
باز هم از توجهتان متشكرم و علاقه مندم كه اين گفتگو ادامه پيدا كند.
E-mail: وارد نشده است
URL: blogs.law.harvard.edu/persianblogger
انشاءالله .
با تشکر و سپاس فراوان از دوست و برادر ارجمند ؛ ارزو می کنم که دانشگاههای ما نيز در اينراه گامهای مفيدی بردارند . انشاءالله که بتوانند بردارند .
بنده نیز امیدوارم در اینده از نظرات و راهنماییهای جناب دوستدار نهایت استفاده را ببرم .بخصوص اگر ایشان فرصت پیدا کنند تا در وبلاگ فارسی بابا وبلاگ بیشتر بنویسند .

در ضمن دوستانی که قربانی شده اند یا به بازی گرفته شده اند متن مصاحبه مسعود ده نمکی رادرسایت همشهری بخوانند .

حسن صباح

عبدالله بن ابي ابر منافق مدينه


عبدالله ابن ابي چهره اي شناخته شده درتاريخ اسلام است و گاهي از وي با عنوان سرور منافقين صدر اسلام نام برده مي شود .
عبدالله بن ابي كه قبل از هجرت پيامبر اكرم به مدينه اميدوار بود تا حاكم شهر مدينه شود و علاوه بر قبيله خزرج بر قبيله رقيب يعني اوس هم حاكم گردد با ورود پيامبر به مدينه همه ارزوهاي وي بر باد رفت و حتي رياست و اقايي وي بر قبيله خودش ( خزرج ) هم كمرنگ شد .
عبدالله با اينكه بظاهر ايمان اورد ولي از هر فرصت پيش امده نهايت استفاده را مي برد تا به مسلمانان ضربه زند .او حتي با مشركان مكه نيز ارتباط برقرار كرد و قبايل را پنهاني بر ضد مسلمانان تحريك مي كرد .
عبدالله بن ابي نقش بسيار مهمي در تحريك يهوديان مدينه در شكستن پيمان با مسلمانان داشت كه باعث جنگهايي نيز شد .
پيامبر اكرم از همه تحركات وي اگاه بود ولي براي جلوگيري از تفرقه بين مسلمانان با وي به مسالمت رفتار ميكرد و هميشه اين منافق را كنترل مي كرد .
پس از پيروزي در غزوه بني المصطلق بر سر چاه ابي نزاعي بين دو مسلمان يكي از انصار مدينه و ديگري از مهاجرين مكه در گرفت كه مرد انصاري از انصار كمك خواست و مرد مهاجر از مهاجران كه مردان مهاجر و انصار بر سر چاه شمشير بروي يكديگر كشيدند ولي مرداني از مهاجر و انصار وساطت كردند و نزاع پايان يافت .
عبدالله بن ابي كه در صدد سوء استفاده از اين موضوع بود براي تحريك انصار ؛ در حضور جمعي از مردان قبيله خود گفت :
ايا كار به جايي كشيده كه اينان در سرزمين ما و در شهر ما بر ما برتري جويند ؟! اين كاري است كه خودمان با خودمان كرده ايم م‍َثَل ما و مهاجرين همان است كه گفته اند : سگت را فربه كن تا تو را بخورد ...
بخدا اگر به مدينه باز گرديم ما عزيزان مدينه ؛ ذليلان مهاجر را بيرون مي كنيم و ...
زيد ابن ارقم كه نوجواني نورس بود اين گفتار نفاق اميز را به رسول خدا گزارش داد . عمر كه انجا بود گفت : عباد بن بشر را بفرما تا عبدالله را بكشد . رسول اكرم (‌ص ) فرمود : چگونه دستوري دهم كه مردم گويند « محمد اصحاب خود را مي كشد ؟»،
اصحاب از انصار ماجرا را شنيدند و پيش حضرت رسول امدند كه يا رسول الله ! عزيز تويي و ذليل اوست . دستور بده تا وي را از مدينه اخراج كنيم . ولي با وي مدارا كن كه قبل از امدن شما قبيله اش تاج شاهي براي او مي ساختند و او گمان مي كند كه شما پادشاهي را از دست وي بيرون كشيده اي .
( البته اين ماجرا طولاني است بخصوص گرفتاري زيد بن ارقم كه از طرف انصار و عبدالله بن ابي به دروغگويي متهم شد و نزول سوره منافقون زيد را سرافراز و عبدالله ابن ابي را شرمگين و رسوا ساخت .)
و اما ...
عبدالله بن ابي فرزندي داشت كه نام وي نيز عبدالله بود . عبدالله بن عبدالله بن ابي چون شنيد كه نفاق پدرش اشكار شده و وي نسبت به رسول خدا و مهاجران سخناني ناروا گفته بيدرنگ بر سر راه پدر ايستاد و شتر وي را خواباند و گفت : تو را رها نمي كنم تا بداني كه و بفهمي كه ذليل و زبون تويي و عزيز و بزرگوار محمد ( ص ) است .
در اين ميان حضرت محمد ( ص ) رسيد و فرمود : دست از وي بدار ؛ بخدا سوگند تا در ميان ما باشد البته با وي به نيكي رفتار مي كنيم .
به روايت ابن اسحاق ؛ عبدالله بن عبدالله بن ابي نزد رسول خدا امد و گفت : شنيده ام كه مي خواهي پدرم را به كيفر انچه گفته است بكشي ؛ اگر چنين است مرا بفرما تا او را بكشم و سرش را نزد تو اورم چرا كه مي ترسم ديگري را مامور كشتن او كني و من نتوانم كشنده پدرم را ببينم كه در ميان مردم راه مي رود و او را بكشم .حضرت رسول فرمودند : نا با وي مدارا مي كنيم و تا در ميان ماست با وي به نيكي رفتار خواهيم كرد .
بعدها هرگاه كار ناپسندي از وي سر ميزد مردان قبيله اش او را ملامت و سرزنش مي كردند و رسول خدا به عمر بن خطاب كه پيشنهاد كشتن او را داده بود گفت :
مي بيني عمر ؟! به خدا قسم اگر ان روز كه گفتي او را بكش او را كشته بودم كساني به خاطر او ازرده خاطر مي شدند ولي اگر امروز دستور دهم همانان وي را مي كشند .

اينها را نوشتم تا اولا دوستاني که در اين مدت بر تروريست خرده مي گرفتند شاد شوند و دوما بدانند که اگر هم پيامبر اکرم دستور ترور کسي را صادر مي کردند اين شخص حتما و قطعا دشمن محارب ( معني محارب را قبلا در بحث با "دوست "نوشته ام ) بشمار مي رفته است

حسن صباح

سخنی با دو " دوست "

جناب دوست دار !
اول سلام
و بعد هم کلام:
۱ - اگر در مورد مطلبتان اشتباه برداشت کرده ام بدلیل نا اشنایی با زبان انگلیسی است . ببخشید .
بهر حال خواندن وبلاگتان شاید باعث شود تا پس از سالیان دراز تمرینی باشد و صد البته از نوشته هایتان استفاده خواهم کرد .
و اما ...
۲ - اگر ملی گرایی ؛ دفاع از خاک وطن است کسانی که سالیان دفاع مقدس جنگیدند بهترین ملی گرایان اینها هستند ...
اگر مسئله ملی گرایی را در برابر اسلامگرایی قرار دهید و بخواهید مسئله حیدری - نعمتی از اینها بسازید . خوب ! بنده ترجیح می دهم اسلامگرا باشم تا ملی گرا .( البته جامعه ما را از سالیان مشروطه با مسئله گرفتار کرده اند ) هرچند مغایرتی بین این دو احساس نمی کنم . چه کسی گفته است وطن پرستی شرک است و با خداپرستی منافات دارد ؟
در مورد دوستی با منکرات :
ایشان قلمی تند دارند بر علیه خائنین و قلدر پرستان و وطن فروشانی که مترصد هستند تا با هلهله از یانکی ها استقبال کنند و همه چیزشان را ( البته اگر چیزی داشته باشند ) تسلیم انها نمایند .
البته در گفتگوهایی که بین ایشان و مخالفینش بعنوان تک و پاتک در جریان است این تیزی قلم بیشتر می شود .
یکبار در جواب اعتراض اقای اردوان نوشتم که بنده با جناب منکرات هم عقیده هستم و با شما هم روش . و اگر دوستانی چون منکرات و کلاش و ... مرتجع اند من از همه انها بیشتر مرتجع هستم ...
بگذاریم و بگذریم ...
روزی در وبلاگ سلطان بلاگرهای ایرانی خواندم که دانشگاه هاروارد اساتید و دانشجوها را ملزم کرده است تا وبلاگی برای ارتباط بهتر با همدیگر داشته یاشند . ایا وبلاگ شما ربطی به این موضوع دارد ؟ اگر اری ؛ توضیحی در وبلاگ فارسی تان ارائه کنید که موجب امتنان بنده و دیگر دوستان خواهد شد .

جناب مازیار عزیز ( اردوان یا اچبر اقا ) !
روزهای اول اشنایی مان از جنابعالی پرسیدم که چرا بجای وبلاگ گردی ؛ وبلاگ ایجاد نمی کنید تا مطالبتان را انجا بنویسید . جوابتان که حتما یادتان هست ؟
«‌معتقدم تا انسان حرفی برای گفتن نداشته باشد نباید وبلاگ ایجاد کند »
خوب ! بالاخره وبلاگ ایجاد کردی . انهم چند تا و چقدر هم اسباب کشی کردی . انهم چند بار .ایا حرفی که به گفتنش بیارزد هم پیدا کردی ؟
راستی حتما اصطلاح " جغرافیای حرف " دکتر شریعتی را شنیده ای . ایا فکر می کنی که شخصی چون جنابعالی که می توانی با این سبک نوشتاری قشنگ و زیبا جوانان وطن را لااقل با حس وطن پرستی اشنا کنی تنها حرفی که پیدا کرده ای فقط انست که لفظ " گدا " را بر کسی بکار بری که خیلی از دوستانت دوستش دارند !( هرچند این لفظ خیلی سبک و تکراری است و ...)
اردوان جان ! اگر شما را دوست دارم برای اينست که ميدانم کسی نيستی که شرف و غيرت و ناموست را زير پا بگذاری( چون ایرانی بودن را بلدی) و برای اجنبی ( هرکه باشد ) فرش قرمز پهن نخواهی کرد ( اميدوارم که در اين احساس و درک قلبی اشتباه نکرده باشم ).
برای اینکه بدانی چقدر می توانی در این مورد مفید باشی ؛ سری به اینجا بزن تا ببینی که ...
بنده بیشتر دوست دارم بین دوستان اتفاق ایجاد کنم نه افتراق .
امیدوارم جسارت مرا ببخشید .
هرگز از صحبت مستقيم با دوستان خسته نمی شوم ولی چه کنم که همه مرا به گزيده کويی دعوت می کنند .

حسن صباح

حميت قسمتی / سخنی با جناب اردوان

بنام خدا
سلام دوستان !
دوستان عزیز ! میدانم که نمیتوانم گزیده بنویسم و طولانی بودن مطالب وبلاگ تروریست یکی از بزرگترین ایرادات این وبلاگ است که البته دوستان زیادی اینموضوع را به بنده تذکر داده اند ولی بنده ناتوان در اطاعت از اوامر این دوستان هستم و البته شرمنده انها و همه دوستانی که نسبت به بنده لطف دارند .

حمیت
دوستان می دانند که در دوران سربازی و البته در بسیاری از ادارات و نهادهای ایران اصطلاحی بین سربازان گروهانها یا گردانها یا ...یک تیپ یا لشگر و یا بین کارکنان قسمتهای مختلف یک اداره یا نهاد ورد زبان است : حمیت قسمتی
حمیت به معنای غیرت است و حمیت قسمتی ؛ غیرت وحساسیتی است که اعضای یک گروه از یک مجموعه نسبت به همدیگر در مقابل گروه دیگر همان مجموعه یا مجموعه های دیگر دارند .
برای مثال : رزمندگان پایگاه شکار تانک هرگز اجازه نمیدادند رزمندگان پایگاه جهنمی در برابر انها عرض اندام نمایند و خود را سرافراز تر پایگاه جهنمی ها می دانستند و البته پایگاه جهنمی ها هم همینطور ... در حالی که هر دو این پایگاهها متعلق به یک گروهان بودند .
( هردو این پایگاهها در زمان جنگ در شرایط وحشتناک مجبور بودند هم با گروههای خائن داخلی در منطقه سردشت بجنگند و هم با متجاوزین عراقی ... یادشان بخیر و برای شادی روح شهدای مقاوم این پایگاهها صلوات )

البته ایمان دارم که همه ایرانیها با کلمه غیرت و حمیت اشنایی کامل دارند ولی صحبت بنده حول محور حمیت قسمتی است .
همه می دانیم که برای برادر عزیزتر از برادر نیست ولی ایا کسی را سراغ دارید که حق و حقوق فرزندانش را فدای برادرانش نماید .
ایا کسی را سراغ دارید که پسر عموهایش را به برادرانش ترجیح دهد ؟
ایا کسی را می شناسید که حق عموزاده هایش را پایمال کند تا برای غریبه ها خودشیرینی کرده باشد ؟
ایا همزبانی را دیده اید که دیگری را بر همزبانش ترجیح دهد ؟
ایا ایرانی را دیده اید که اجنبی را بر هموطن ترجیح دهد ؟
ایا انسانی را دیده اید که ...؟
ایا ...
هیچ پدری از برادرش را بر فرزندش ترجیح نمی دهد .
هیچ برادری ؛ پسر عمویش را بر برادرش ترجیح نمی دهد .
هیج مردی ؛ غریبه را بر فامیل و اشنا ترجیح نمی دهد .
هیچ ایرانی ؛ غیر ایرانی را بر ایرانی ترجیح نمی دهد ( دوستانی که در دیار غربت هستند یا بوده اند اینرا بهتر درک می کنند ).
و البته هیچ مسلمانی ؛ غیر مسلمان را بر مسلمان ترجیح نمی دهد .
و انها که سری به مغرب زمین زده اند یا در انجا بسر می برند خوب می دانند که هیچ شرقی ای ؛ غربی ای را به شرقی( اهل مشرق زمین ) ترجیح نمی دهد .

راستی اگر غیر از این باشد چه ؟
کسی که این خصوصیت را نداشته باشد قطعا و حتما فاقد مشخصه «‌حمیت قسمتی » است .
و به کسی که فاقد اين مشخصه باشد قطعا و حتما « بی غيرت » گفته می شود .
( اما اينکه چرا اينمطالب را نوشتم . خوب ... نگفتنم بهتر است !!!)

سخنی با جناب اردوان .
سلام اردوان عزیز ( اچبر اقا یا مازیار یا صالح و یا ...) !
بابت اینکه بنده را از مطلب جناب دوستدار مطلع کردید ممنون و متشکرم .
مطالب ایشان را خواندم و مایل هستم اطلاعات بیشتری در مورد ایشان داشته باشم از جمله اینکه ايا اين وبلاگگرد متخصص وبلاگ فارسی هم دارند يا نه ؟
در ضمن جناب اردوان ! بنده با اینکه شما را دوست دارم و به افکارتان احترام میگذارم با شما همفکر و هم عقیده نیستم و با وجود این نمی توانم با عقیده جناب دوستدار موافق باشم که جنابعالی را سلطنت طلب معرفی می کند ( بخاطر شیرو خورشید در وبلاگتان! ) هرچند از نظر بنده مهم نیست ولی مایلم نظر خودتان را بدانم .( راستی ؛ چه نسبتی بین شما و ایشان هست ؟)

حسن صباح

پيمانی برای احقاق حق ستمديدگان

بنام خدا



تسلیت باد سالروز ارتحال رسول گرامی اسلام و سالروز شهادت امام مظلوم شیعه امام حسن مجتبی ( ع ) و نیز سالروز شهادت امام غریب امام رضا ( ع ).


حلف الفضول

پيمان « حلف الفضول » را بهترين پيمان قريش دانسته اند در دوران جواني حضرت رسول ( ص ) در ميان چند طايفه و با حضور جوانان اين طوايف و با حضور رسول گرامي اسلام بسته شد .
خلاصه ماجرا از اينقرار است كه مردي از « بني زبيد » كالايي را به مردي قريشي فروخت و ام مرد پس از تحويل كالا بهاي انرا نپرداخت . مرد زبيدي ناچار بر بالاي كوه « ابوقبيس » رفت و فرياد براورد : اي مردان قريش به داد ستمديده اي دور از طايفه و كسان خويش برسيد كه در داخل شهر مكه كالاي او را به ستم مي برند .
پس چند طايفه از جمله « بني هاشم » در خانه اي جمع شدند و پيمان بستند تا براي گرفتن حق وي و البته هر ستمديده اي همداستان باشند و اجازه ندهند به كسي ستم شود .
رسول خدا در هنگام حضور دراين پيمان بيست ساله بود .
پس حق مرد زبيدي را به زور از مرد قريشي باز پس گرفتند و در ماجراي بعدي كه مردي از قريش دختري از مرد خثعمي با زور گرفته بود از وي بازپس گرفتند وپس ازان ديگر از ترس اين جوانان غيور در شهر مكه هرگز كسي جرات زورگويي و ستم بر ضعيفي را پيدا نكرد.



از رسول خدا روايت شده كه پس از بعثت و هجرت به مدينه فرموده اند :
« در سراي عبدالله بن جدعان در پيماني حضور يافتم كه اگر دراسلام هم به مانند ان دعوت شوم اجابت مي كردم ؛ و اسلام جز استحكام چيزي بر ان نيفزوده است .»



در زمان حکومت معاویه نیز بین امام حسین ( ع ) و حاکم مدینه نزاعی پیش امد که حاکم معاویه راه زورگویی پیش گرفت و خواست در حق امام حسین ( ع ) بی انصافی روا دارد و چون امام حسین ( ع ) از گرفتن حقش بروش مسالمت امیز نا امید شد به وی گفت :
به خدا قسم ! که باید از در انصاف در ایی وگرنه شمشیر خود بردارم و در مسجد رسول خدا بایستم و ( قریش ) را به « حلف الفضول » دعوت کنم .
و قریشیانی که حاضر بودند قسم خوردند که اگر حسین ( ع ) چنین کند انها نیز چنین کنند که این سخنان حاکم را ناچار کرد تا از ره انصاف دراید .

اینکه در سالروز ارتحال پیامبر اکرم ( ص ) ؛ به چه علت این مطلب را می نویسم به بعد موکول می کنم ولی اینک فقط یک سوال مطرح می کنم :
ایا امروزه جوانان غیور ایرانی برای احقاق حق ستمدیدگانی که حقشان ضایع می شود( در سطح جامعه یا ادارات و یا حتی در دادگاههای(‌!‌)‌ حقوقی و کیفری و ...) حاضرند به چنین پیمانی بپیوندند ؟

یا علی مدد.


حسن صباح


سريه عمروبن اميه ضمری برای کشتن ( ترور ) ابوسفيان

(ادامهمطلب قبلی ...)

ابن هشام ميگويد : از بعثها و سريه هاي رسول خدا (‌ص ) كه ابن اسحاق ذكر نكرده است ؛ بعث « عمروبن اميه ضمري » است كه رسول خدا - صلي الله عليه و اله - او را پس از كشته شدن « خبيب بن عدي » و همراهانش به مكه فرستاد و او را فرمود تا : « ابو سفيان بن حرب » را بكشد و « جبار بن صخر انصاري » ( خزرجي سلمي از بني كعب بن سلمه ) را نيز همراه وي فرستاد .
پس هردو رهسپار شدند و شتران خود را در يكي از دره هاي « ياجج » گذاشتند و شبانه وارد مكه شدند .
« جبار » به « عمرو » گفت : كاش طواف خانه را انجام مي داديم و دو ركعت نماز مي خوانديم ...
« عمرو » گفت : طواف كرديم و دوركعت نماز خوانديم و سپس به قصد ابوسفيان بيرون رفتيم . اما در مكه راه مي رفتيم كه مردي از مردم مكه مرا شناخت و گفت : اين مرد « عمرو بن اميه » است و قسم ميخورم كه جز با نظر سوئي به اين شهر نيامده است .
پس به رفيق خود گفتم : شتاب كن تا از اینجا بیرون رویم .
پس ( از لو رفتن )از مكه بيرون رفتند و شبانه اهنگ مدينه كردندتا اینکه گذرشان به محلی افتاد كه كشته « خبيب بن عدي » را پاسباني ميكردند .
يكي از پاسبانان گفت :
بخدا قسم كسي را ديدم كه راه مي رود كه اگر « عمرو بن اميه » در مدينه نبود مي گفتم كه خود اوست .
عمرو هنگامي كه مقابل چوبه دار « خبيب » رسيد حمله كرد و ان را ربود و به دوش كشيد و دوان دوان گريختند و پاسبانان هم در تعقيب ايشان بودند تا در سراشيبي مسيل « ياجج » به پرتگاهي رسيد و چوب را با پيكر خبيب در همان پرتگاه انداخت و خدا « خبيب » را چنان ناپديد ساخت كه ديگر بر او دست نيافتند ...
« عمرو » ميگويد كه در راه برگشت در منطقه « نقيع » به دو مرد قريشي برخورد كردم كه انها را بعنوان جاسوس به مدينه فرستاده بودند . ازانها خواستم تا تن به اسيري بدهند . چون امتناع كردند يكي از انها را با تير كشتم و ديگري را كه تسليم شد بستم و به مدينه اوردم .


حسن صباح

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مسعود قلعه


نویسندگان
مسعود قلعه


آرشیو من
دی ٩٥
بهمن ٩۳
آذر ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
دی ۸۳
مهر ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


لینک دوستان
  ليست وبلاگ ها

پشتيبان تروريست



: لينکها ي سايتهاي مفيد
يکي از سايتهاي شيعه
سايت حوزه
محلي براي جوانان ايراني
بانک اطلاعات ايران

سايتي براي اموزش زبان

اموزش انلاين انگليسي

مترجم پارس

سايت دريچه

سايت خبري بازتاب

مستضعفين

مدارک علمي ايران





 

وبلاگهاي دوستان

 

حق علي - فدک فاطمه

الف

ارمانشهر

پايگاه بصير

سخني در باره تصوير 11سپتامبر


باور کنيد که حادثه 11سپتامبر را عملي انساني نمي دانم چه برسد به اينکه انرا عملي اسلامي بدانم . اما از اينکه اينبار توپ در زمين دشمن است خوشحالم . چرا نباشم ؟ مگر وقتي که امريکائي ها هواپيماي مسافري ما را با 290سرنشين بي گناه تکه تکه کردند ناراحت شدند که امروز من از ديدن اين صحنه ناراحت شوم؟ . مگر به فرمانده ناو ويسنس مدال افتخار ندادند ؟ از عملش راضي و خوشنود بودند که او را مفتخر به مدال شجاعت کردند . مگر سالها با حمايت از رژيم پهلوي خون اين مردم شريف را به شيشه نکردند ؟ مگر ناراحت شدند يا اکنون از کرده خود پشِمانند ؟ مگر جوشن و سهند و سبلان ما را ناجوانمردانه به قعر ابهاي نيلگون خليج فارس نفرستادند ؟ مگر ما به انها اعلان جنگ کرده بوديم ؟يا اينکه انها به ما اعلان جنگ کرده بودند ؟ دوستان جواني که جوشن و سهند و سبلان برايشان نامفهوم است مي توانند از حافظه بزرگتر هايشان کمک بگيرند يا از ارشيو روزنامه هاي مربوط به اواخر جنگ . دوستان من! جوشن وسهند و سبلان ناوچه هاي افتخار افريني بودند که با دلير مردانشان در روزهاي پاياني جنگ توسط ناوگانهاي پيشرفته امريکائي ها و با موشکهاي مدرن انها از راه دور هدف قرار گرفتند و ناجوانمردانه غرق شدندو...



 




 

 عمده مطالب پيشين


 

ترورچيست وهدف از ايجاداين وبلاگ

ترورهم نوعي اسلحه است

اولين تعريف از ترور

ترورخوب و بد از ديد امريکائيها

نظر ايات عظام

نمونه اي از سريه هاي پيامبر خدا

سريه ترور کعب ابن اشرف بدستور رسول خدا
جنگ تروريستي

پيامبران کسي را به اشاره نمي کشند

سريه ترور سفيان ابن خالد بدستور پيامبر

مد پرستي ديروز و امروز

پايگاه ابو بصير

سريه کشتن ( ترور ) ابو رافع يهودي

سريه عمروبن اميه ضمري در کشتن ( ترور ) ابوسفيان

داستان ترور عبدالله ابن ابي ابر منافق مدينه


 


ارشيو طبقه بندي شده

ارشيو اول

ارشيو دوم

ارشيو سوم

ارشيو چهارم

ارشيو پنجم

ارشيو ششم

ارشيو هفتم

ارشيو هشتم

ارشيو نهم

ارشيو دهم

ارشيو يازدهم

ارشيو دوازدهم

 


 







Blogroll Me!


 

خبرگزاري

 

SNN

 

IRIB NEWS

 

IRNA

 

ISNA

 

GHEST

 

BBC PERSIAN

 


 

اسلامي

 

رهنما

 

نورنت

 

حوزه

 

الشيعه

 

بنياد قران

 

تبيان

 

بلاغ

 

بانك اطلاعات اسلامي

 

اسلام هو

 

جستجو گر شيعي

 

رشد

 

اخبار شيعه

 

شيعه نت

 

پايگاه هاي شيعي

 

شيعه اسلام

 


 

ائمه

 

امام علي

 

امام حسين

 

امام رضا

 

حضرت مهدي

 

اجلاس مهدي

 

ظهور

 

منتظر

 


 

علما

 

امام خميني

 

أيت الله خامنه اي

 

آيت الله مصباح يزدي

 

آيت الله مطهري

 

آيت الله مكارم شيرازي

 

علامه فضل الله

 

آيت الله شاهرودي

 

سيد حسن نصرالله

 


 


 

 

مردي که حتي عرضه خودکشي نداشت

 

دهانش را کاويدند

اين شپشو ، همان « سردار قادسيه » است !!!


ديگر سايتها

 

افق

 

بسيجي

 

سبكبالان

 

صبح

 

كتابخانه جنگ

 

 

 


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0