تروریست

There was a time when they called us 'Ajams' [non-Arabs, or Persians], and we felt ashamed and wore turbans to look like the Arabs. They called us 'Rafidis' [a derogatory term used to refer to Shia Muslims],تا به روز سياه بنشينند and we concealed our love for our master [Imam Ali, cousin and son-in-law of Prophet Muhammad, and the first Shia Imam]. For years they attacked us and we only denied. Would anyone during those years come out and shout: 'Oh Tyrants! I am a Rafidi'? Yesterday, the tribe of blue-eyed blonds who had built a civilization out of hay and on the foundation of modern ignorance put chapeus on our heads so that we would be Westernized from head to toe. Those who would not comply were labeled 'reactionaries '. For years we tried to deflect this 'attack'. Today, they call any Muslim who sacrifices his life and fights to rub the nose of the arrogant and the bully into the dirt a terrorist. They are attacking and I'm now counter-attacking. So I shout: I'm an Ajam. I'm a Rafidi. I'm a reactionary. I'm a terrorist 

  ااسپتامبر - عکس اول

چرا « تروريــســت »؟

عده اي روزگاري به ما گفتند : عجم ! ننگمان امد . پس دستار بستيم تا چون عربها گرديم
روزگاري ديگر گفتند : رافضي ! پس ساليان دراز تقيه کرديم و عشق به مولايمان را پنهان ساختيم
پس براي ساليان سال انها « تک » کردند و ما فقط انکار کرديم . ايا در ان سالها کسي پيدا شد تا داد زند: که اي جباران عالم ! " من رافضي ام "
ديروز نيز قوم موبور چشم زاغ که بر پايه جاهليت مدرن تمدني پوشالي بنا کرده اند کلاه شاپو بر سرمان گذاشتند تا از فرق سر تا نوک پا فرنگي شويم . به انها که مطيع نشدند گفتند : مرتجع ! . سالها سعي کرديم تا اين « تک» را دفع کنيم
امروز به مسلماني که جانش را بکف گرفته پيکار مي کند تا پوزه مستکبر و قلدر را بخاک را بخاک بمالد مي گويند : تروريست !
انها « تک » مي کنند و من نه « پاتک » که بر « تک » شان « پاتک » مي زنم . پس فرياد ميزنم :
من عجم ام . من رافضي ام . من مرتجع ام .

من تروريـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــستم .

 


( نقد دين ستيزي و اشنايي بادين ستيزان )

 مطالب تروريست در وبلاگ « حق علي ( ع ) -  فدک فاطمه ( س ) »


توضيح : ضمن تشکر از جناب دوستدار بابت متن انگليسي ، عکسهاي حادثه ?? سپتامبر تزئيني است .

 ارشيوهاي تروريست ( لحظه اي ماوس را روي شماره ها نگه داريد تا از فهرست مطالب مطلع شويد ) :
اول دوم سوم چهارم پنجم ششم هفتم هشتم نهم دهم يازدهم دوازدهم

اشنايی مختصری با عمرو بن اميه کنانی

سلام دوستان .
پس از مدتها که از مبحث اصلی وبلاگ دور بودم ؛ اکنون به مقدمه نه چندان کوتاه ( جهت جلوگيری از طولانی شدن مطلب ) بسنده می کنم .
در نوشته بعدی به اصل ماجرا ( سريه کشتن ابوسفيان توسط عمرو بن اميه )خواهم پرداخت .


عَم‍ْروبن اٌمَيّه ضَمْري كيست ؟


با نام اين صحابه در تاريخ اسلام بارها برخورد مي كنيم . او يكي از سفيران پيامبر اسلام است كه نامه حضرت رسول اكرم را به نجاشي پادشاه حبشه برد و سپس بهمراه جناب جعفر بن ابيطالب و تعدادي از مهاجرين به مدينه برگشت و نيز در تاريخ صدر اسلام پيامبر اكرم (‌ص )‌فرماندهي دو سريه را به ايشان سپرده است كه يكي از اين سريه ها در سال چهارم هجري براي كشتن ( ترور ) ابوسفيان در مكه و ديگري سريه اي در سال هشتم هجري ( پس از فتح مكه ) بر سر بني ديل مي باشد كه در اين نوشتار به سريه اول خواهيم پرداخت .

مقدمه
پس از جنگ احد كه به شكست لشگر اسلام انجاميد قبايل و طوايف حجاز از اين فرصت استفاده كرده و بر مسلمانان جري شدند و به انواع حيله ها و نيرنگ ها و پيمان شكني ها دست زدند تااز ضعف مسلمانان نهايت استفاده را ببرند . كه يكي از اين حوادث جانسوز حادثه رجيع و ديگري حادثه بعر معونه مي باشد .


سريه رجيع

حادثه شهادت شش تن ( يا به روايتي ده تن )از ياران رسول اكرم در سريه رجيع يكي از اين حوادث بود كه گروهي هفت نفره از دو طايفه « قاره » و « عضل » از قبيله بني هون در مقابل چند شتر كه از « بني لحيان » گرفتند به مدينه امدند و اظهار اسلام كرده و گفتند : اي رسول خدا ! كساني را با ما بفرست تا طايفه ما را دين بياموزند و قران تعليم كنند.
و رسول خدا نيز تعدادي از اصحاب را با انها فرستادند كه چون به منطقه « رجيع » رسيدند بكمك قبيله « هذيل » بر سر مسلمانان ريختند و چون مسلمانان به دفاع پرداختند وسه تن از انان شهيد و سه تن ديگر اسير شدند كه در راه يكي ديگر از انان نيز بند گسسته و جنگيد تا شهيد شد .
انان دو نفر ديگر بنامهاي زيد بن دثنه و خبيب بن عدي را به مكه بردند و با دو نفر از اسيران هذيل در مكه مبادله كردند .
زيد را گردن زدند و خبيب را به دار زدند ( خبيب نخستين كسي است در اسلام كه دو ركعت نماز را در هنگام كشته شدن سنت نهاد ) و هرچه كردند تا از اسلام برگردد نپذيرفت و عاقبت چهل پسر از فرزندان كشته هاي بدر با نيزه بر وي حمله كردند و شهيدش ساختند . و بنا بر روايات رسول اكرم در همان لحظه توسط وحي به حال وي اگاهي يافت .

سريه بعر معونه

ابو براء : عامر بن مالك به مدينه امد و خدمت حضرت رسول عرض كرد : اي محمد ! مرداني را به نجد بفرست تا انان را به دين تو دعوت كنند . اميد دارم كه بپذيرند .
رسول خدا فرمودند : از مردم نجد بر اصحاب خويش بيم دارم .
ابو براء گفت : در پناه من باشند .
رسول خدا چهل تن ( بنا به روايت طبقات و مقريزي : هفتاد تن ) از جوانان و قاريان انصار را همراه وي ساخت .
ايشان در « بعر معونه » فرود امدند و « حرام بن ملحان » نامه حضرت رسول را نزد « عامر بن طفيل » برد , اما عامر بي ان كه نامه را بخواند , حرام را به قتل رسانيد و از بني عامر براي كشتن همراهان وي كمك خواست كه انها بدليل امان ابو براء امتناع كردند و وي نيز از قبيله هاي « عصيه » و « رعل » و « ذكوان » ياري خواست و مسلملنان را محاصره كرد. اصحاب سريه هم ناچار تا اخرين نفس جنگيدند و همگي شهيد شدند الا دو نفر :
1- كعب بن زيد خزرجي كه در ميان كشته ها افتاده بود جان بدر برد .
2- عمر بن اميه ضمري كناني كه بكمك يكي ديگر از اصحاب شتر ها را براي چرا برده بود و چون برگشت و از ماوقع مطلع گشت به دوستش پيشنهاد داد كه شتابان به نزد رسول خدا روند و ايشان را مطلع نمايند كه وي نپذيرفت و جنگيدند تا دوستش شهيد و عمر بن اميه نيز اسير شد .
دشمنان جون دانستند كه وي « مضري » است موي پيشاني وي را بريدند و مردي به جاي مادرش كه نذر كرده بود بنده اي را ازاد كند وي را ازاد كرد .
عمر بن اميه رهسپار مدينه شد و در بين راه دو نفر از « بني عامر » را كه خوابيده بودند كشت ( از عهد و پيمان بني عامر با رسول خدا و نيز از امتناع بني عامر از كمك به عامر بن طفيل در جنگ با مسلمانان بي خبر بود) و جالب انكه پيامبر اكرم جامه و سلاح اندو به اضافه ديه انها را براي عامر بن طفيل فرستاد .

اين دو حادثه پيامبر اكرم را بسيار غمناك ساخت بطوري كه تا يكماه در قنوت نماز صبح بر اين قبايل نفرين مي كرد ند .
اينكه بعدها پيامبر با اين قبايل چه كرد فعلا منظور نظر نيست و در اینجا تا حدودی با یکی از صحابه حضرت رسول اشنایی پیدا کردیم .
در نوشته اينده به سريه « عمر بن اميه ضمري » براي كشتن ابوسفيان خواهم پرداخت که البته نافرجام ماند .

حسن صباح

تسليم و والسلام/ بياد گروهبان صدافرين

تسليم
کار تمام شد . بهمين سادگی ! ظرف کمتر از يکماه کار عراق و صدام حسين تمام شد . از روز شانزدهم به بعد کارشناسان نظامی ( هم سپاهی و هم ارتشی ) اعلام کردند که نوعی « زد و بند » بین صدام و نیروهای مهاجم در جریان است که البته باعث شد تا خیلی ها اعتماد شان را به این کارشناسان از دست بدهند ؛ ولی روز ۲۱معلوم شد که انها حق داشته اند .
از بعد از ظهر روز ۱۹که تانکهای امریکایی روی پل جمهوریه بغداد دیده شدند بدون اینکه پیشروی کنند یا مورد هجوم واقع شوند یک علامت سوال بزرگ بود و علامت سوال بزرکتر روز بیست و یکم ظاهر شد . بغداد تسلیم شد بدون اینکه حتی یک درگیری کوچک روی دهد ! صدام حسین و تمامی سران حزب بعث همگی باهم به جایی رفتند که اگر روز قبل از حمله امریکا می رفتند امریکائیها به هیچیک از اهدافشان نمی رسیدند .
براستی ؛ اینکه در عراق چه اتفاق افتاد یک علامت سوال بزرگ است .

؟


البته يکی از عوارض اين جنگ هم اين بود که تروريست از مطالب اصلی باز ماند و به مسائل حاشيه ای ( جنگ ) پرداخت .
دوستان عزيز کمابيش می دانند که درشهريور ۱۳۲۰تا حدودی چنين مسئله ای برای کشور عزيزمان ايران اتفاق افتاد .
اينکه رضا شاه را انگليسی ها روی کار اوردند هيچ شکی نيست و اينکه او ديکتاتوری قلدر بود نيز مورد تائيد همه مردم ايران و تاريخدانان می باشد و نيز اينکه در اواخر سلطنت به المانی ها گرايش پيدا کرده بود که به مذاق انگليسی ها اصلا خوش نمی امد و موجب نگرانی انها شده بود اما صبوری انگلیسی پیشه کردند تا ...
... پس از حمله المان به روسيه در سال ۱۹۴۰ ؛ دولت امريکا و انگليس برای تامين مقاومت روسيه در مقابل دولت نيرومند المان بایستی اسلحه و مهمات جنگی به ان کشور ارسال نمایند که برای این منظور تنها یک شاهراه مطمئن وجود داشت : ایران با استفاده از راه دریایی و خط اهن سراسری .
ولی رضا شاه که به المانی ها تمایل پیدا کرده بود هرگز اجازه چنین کاری را به انها نمی داد . لذا در تاریخهای ۱۹ژوئیه و ۱۶ اوت ۱۹۴۱یادداشتهایی از طرف روس و انگلیس در مورد اخراج اتباع المانی بدولت ایران رسید و در ضمن بوسیله رادیوها تبلیغات تحریک امیزی بر علیه ایران شروع شد .( در جنگ عراق بهانه : سلاحهای کشتار جمعی !)
دولت ایران ضمن اعتراض شدید بر بیطرفی ایران در جنگ پافشاری کرد و از اخراج المانی ها امتناع کرد ( در جنگ عراق : پافشاری صدام ...!)
نمايندگان روس و انگليس روز دوم شهريور ۱۳۲۰ در ساعت چهار بعد از ظهر اخرين پيام دول متبوعه خويش را که بصورت التيماتوم بود تسليم دولت ايران نمودند و بدون اينکه منتظر جواب باشند در ساعت چهار نيمه شب همان روز از طرف شمال و جنوب به ايران حمله کردند ( در جنگ عراق هم ساعت چهار و يک و نيم ساعت پيش از اتمام ضرب الاجل حمله کردند. )
البته عمليات نيروی زمينی با عمليات دريايی و هوايی همراه بود مخصوصا نيروی هوايی روس شهرهای بيدفاع اذربايجان را بمباران نمود ...
شاه ايران - رضا شاه - ابتدا دستور مقاومت صادر کرد ولی وقتی متوجه شد که مسئله جدی است بلافاصله دستور عقب نشينی صادر کرد و قشون رضا شاهی و خود رضا شاه تسليم شد و ... بقيه داستان يعنی تبعيد ديکتاتور و جانشينی پسرش بجای وی را همه نيک می دانند ( در جنگ عراق هم صدام وقتی احساس کرد مهاجمين جدی هستند ...).

ولی برای از بين بردن خاطره تلخی اين اشغال به بريده ای از تاريخ در همين مورد اشاره می کنم ( منبع : تاريخ عمومی اذربايجان ؛ تاليف سروان احمد کاويان پور ؛ تاريخ چاپ : ۱۳۴۶ ):

یکی از پاسگاههای مرزی ایران در کرانه رود ارس بنام گلوز بود . در وقایع شهریور ۱۳۲۰ یکنفر گروهبان ژاندارم بنام صدافرین به اتفاق چند ژاندارم دیگر نگهبان این پاسگاه بود .
در نخستین ساعات حمله قوای شوروی ژاندارمها در خاک و خون می غلطند ولی گروهبان صدافرین بمقاومت ادامه داده و به تنهایی موفق می شود ۲۰ نفر از نفرات دشمن را نابود سازد . فرمانده قوای روس علاقمند می شود که این گروهبان شجاع را زنده دستگیر نماید و بدین جهت حلقه محاصره را تنگتر می کند و به وی اعلام می کند که پادشاه ایران دستور عدم مقاومت صادر کرده و به وی اعلام می کنند که رادیو ایران از طرف شاهنشاه دستور عدم مقاومت صادر کرده است ولی گروهبان صدافرین که حاضر نمی شود وطنش را در چنگ بیگانگان اسیر ببیند به مقاومت ادامه میدهد .
پاسگاه با توپ خراب می شود ولی گروهبان صدافرین تا شلیک اخرین فشنگ مقاومت میکند و پس از تمام کردن مهمات برای اینکه دامنش به ننگ اسارت الوده نشود خودکشی میکند .
چند روز بعد اهالی محل شهدا را دفن کردند تا اینکه هفت سال بعد بدستور تیمسار شاه بختی پاسگاه مزبور تجدید بنا شده و اینبار بجای نام پاسگاه گلوز به پاس فداکاری گروهبان ژاندارم و حفظ خاطره تاریخی مقاومت وی در برابر متجاوزان بنام پاسگاه صدافرین نامگذاری شد .
روحش شاد .
نثار روح همه شهدای تاریخ ایران( بخصوص شهدای جنگ تحمیلی ) صلوات .

حسن صباح


ذوق زدگی و شانتاژ بهمراه خيسيدن/ خواهش

سلام دوستان !
با اينکه سعی بر اين دارم که به مسائل دعواهای جناحی وارد نشوم ولی مسئله ای که امروز در روزنامه های کشور اتفاق افتاد برانم داشت که مختصری در اين مورد مداخله تروريستی بنمايم !
بدون استثنا تمامی روزنامه های امروز ( ۲۴/۱/۸۲) تيتر اول يا دوم خود را به خبری اختصاص دادند که حاکی از ترس و وحشت مسئولان نظام ( بخصوص مرد سايه سياست ايران = اقای رفسنجانی ) بود که البته حاکی از يک مکر ژورناليستی - روانی بود .
ايرنا ( خبرگزاری ج.ا.ا ) که سرچشمه اين توطئه بود مصاحبه ای از رئيس تشخيص مصلحت که در ۱۴بهمن ۸۱ انجام شده و در فصلنامه راهبرد در شماره فصل بهار چاپ شده بود را پس از حذف سوال و نيز تقطيع از پس و پيش و سانسور مطابق میل و نيز بدون درج تاريخ اين مصاحبه بروی تلکس خبری فرستاد که باعث ذوق زدگی وحشت زدگان ژورناليست گرديد .
حل معضل (‌!‌)‌ رابطه با امريکا = رفراندوم يا مصلحت نظام (‌ انهم با تحريف خاص ) .

برای اگاهی از اين تيتر ها می توانید به سايت روزنامه هايی چون « افتاب يزد » « مردم سالاری » « همشهری » « ايران » ( روز ۲۴/۱/۸۲) و ... مراجعه کنيد و براي درک همسويی اين روزنامه ها با ... به سايت بی بی سی به اينجا سری بزنيد .( توجه کنید : این سایت ؛ لینک مطلب « درس عبرتی برای ایران» را در ذیل این مصاحبه اورده است! )
و توضيح مجمع تشخيص مصلحت در مورد اين مصاحبه را در حتما در اينجا بخوانيد .
( البته قابل عرض اینکه این مطلب هم به تروریست مربوط نیست و با عرض پوزش از دوستان بدلیل اینکه پا را از گلیم ...).

یک خواهش تروریستی از اقای رفسنجانی !
انشاء الله که این شیطنت سیاسی - ژورنالیستی با هماهنگی با ایشان نبوده و سیگنالی از طرف ایشان نیست . و امیدوارم چنانچه دگر بار در باغ شهادت باز کردند ایشان به غیبت صغرا نروند و تا پایان کار ( پیروزی یا شهادت ) بهمراه مردم باشند و چنانچه هوس پیوستن به برادر صدام حسین افلقی (‌!‌) بسرشان زد خواهشمند است این عمل را هرچه سریعتر (‌ قبل از درگیری ) انجام دهند .

خدایا ! تمامی کسانی را که برای خیانت به این اب و خاک زحمت می کشند (‌!‌)‌ و برای خدمت به دشمن از هیچ خوش خدمتی ابا ندارند به مرض سوزاک و سفیلیس و ایدز گرفتار کن تا از این مرض خیسیدن ( اصطلاحی بره ره ای است) رهایی یابند .

حسن صباح

حرمت حرم !

بنام خدا
اينکه ديروز بخش اعضمی از بغداد اشغال شد مهم نيست . اينکه حرف و حديثهای زيادی در مورد صدام ( همان فاتح قادسيه خودمان ! ) گفته می شود مهم نيست . اينکه اين مردک پست( که میتوانست قبل از اشغال کشورش و کشتار مردم بیگناه اینکار را با ابرو ریزی کمتری انجام دهد !!!) ايا فرار کرده يا کشته شده يا منتظر زمان حمله نهايی است هم اصلا مهم نيست . اينکه سربازان امريکايی انچنان وارد شهر هزارويکشب شدند که گويا به پيک نيک يا سيزده بدر امده اند هم مهم نيست . اينکه در غرب و شرق و جنوب و شمال ايران و درست در همسايگی مان بايد نيروهای امريکايی را تحمل کنيم هم مهم نيست و حتی اينکه استعمارگران به هدف نهايی از نيل تا فرات نزديک می شوند هم مهم نيست ! باور کنيد که مهم نيست !!!
نه اینکه مهم نیست . مهم و حیاتی است اما برای تروریست مهم نیست . چرا نیست ؟!!!

برای خیلی از مشتاقان حرم ائمه در عراق ( کشوری که سالها به کمک همین امریکا با کشورمان دشمنی کرده و اکنون خود گرفتار ...) مهمترین مسئله عدم هتک حرمت اشغالگران نسبت این حرمهای شریف بود که الحمدالله با هشدار ها و تهدیدهای علما و گروههای جهادی و نیز رایزنی های جمهوری اسلامی و در نهایت نیز با پافشاری مردم شیعه شهرهای نجف و کربلا این مسئله بخیر گذشت و امریکائیها را به حرم راهشان ندادند ولی ...
افسوس که حرمت حرم را کسانی شکستند که شاید خود متولیان حرم بودند و شیعیان صاحب خانه .
افسوس که گاهی غیرت دیر گل میکند زمانی که کار از کار گذشته است .

امروز در دفتر ( یا صحن ) حرم امیرالمومنین ( ع ) یک حادثه رخ داد که بانیان این حادثه اشغالگران نبودند بلکه ...

« مجید خویی پسر ایت الله خویی که عضو کنگره ملی ساخته و پرداخته انگلیسی ها بود و با نیروهای اشغالگر همکاری داشت و پس از اشغال قسمتهایی از خاک عراق توسط انگلیسی ها از لندن به عراق منتقل شده بود و سعی می کرد تا از مذهب شیعه و شیعیان به نفع نیروهای اشغالگر سوء استفاده کند و ... در داخل حرم امیر المومنین ( ع ) بدست شیعیان متعصبی که از همکاری او با انگلیسی ها خشمگین بودند کشته شد . »

اینکه سزای خائن مرگ است حرفی نیست اما ایا نباید حرمت حرم را نگه می داشتند ؟!
ایا خائن را در بیرون حرم نمی توانستند به سزای خیانتش برسانند ؟!
ایا باید ارامش نسبی این شهرهای شریف را به هر بهانه ای... امید اینکه که در این قضیه دست دشمن اشغالگر در کار نبوده باشد .
برای شنیدن نحوه این عمل (بقول اشغالگران) تروریستی را از زبان برادرزاده خویی اینجا را کلیک نمایید .
و برای اطلاع بيشتر در مورد اقای خويی و اين حادثه

اينجا

را کليک نماييد .
ايا روزنامه های طرفدار امريکا فردا از وی بعنوان شهيدی که ۲۰۰-۳۰۰تروريست اورا ترور کرده اند نام خواهند برد ؟!

عمليات فداکارانه !
قابل توجه دوستان اينکه :
اگر می خواهید با یک اصطلاح مترادف با عملیات تروریستی اشنا شوید لطفا اینجا را کلیک کنید.

حسن صباح

عملياتهای انتحاری ( تروريستی) در عراق بر علیه متجاوزین


۱ - در روز های اولیه جنگ خبری منتشر شد که یکی از سربازان امریکایی با پرتاب یک نارنجک بسوی همقطارانش باعث مرگ دو سرباز و مجروحیت تعداد دیگری از مهاجمان گردید . امروز سایت بی بی سی نام این سرباز را فاش کرد :

حسن اکبر

« همزمان، از آمريکا گزارش شده است که يکی از نفرات ارتش آن کشور در ارتباط با حمله با نارنجک به نفرات خودی محاکمه خواهد شد.

وی عضو لشکر يکصد و يک هوابرد آمريکا بوده و گروهبان حسن اکبر نام دارد.

ماه گذشته، گروهبان اکبر با پرتاب نارنجک هايی به داخل چند چادر جمعی نيروهای آمريکايی مستقر در کويت دو افسر آمريکايی را کشت و تعدادی را زخمی کرد.

وی به اتهام دو فقره قتل و هفده فقره توطئه برای قتل محاکمه خواهد شد.

گروهبان اکبر بلافاصله پس از حادثه پرتاب نارنجک بازداشت شد
. »
اصل این خبر را در اینجا می توانید بخوانید .

۲- در روز دهم( یازدهم ) جنگ ؛ در نزديکی شهر مقدس نجف يک راننده تاکسی در یک حمله انتحاری یا بقول پنتاگون عملیات تروریستی ۴نفر از مهاجمان را کشت و عده ای رازخمی کرد .
که البته بنا به قول منابع عراقی در اين عمليات ۱۱نظامی مهاجم کشته و تعدادی زخمی و نيز چند تانک و نفر بر نيز منهدم شده است .
اصل خبر

۳ - دیروز در نزدیکی کربلا باز هم در کنار یک پاسگاه ایست و بازرسی نیروهای مهاجم در یک عملیات انتحاری ۳نفر از مهاجمان کشته شدند .
« مرکز فرماندهی ارتش آمريکا در قطر از انفجار خودرويی در يکی از پاسگاههای ايست و بازرسی نيروهای آمريکايی در مرکز عراق خبرداده که به مرگ سه نظامی آمريکايی و زخمی شدن دو تن ديگر از آنان انجاميده است.

راننده اين خودرو و همچنين زن بارداری که سرنشين آن بوده است نيز کشته شده اند
»
اصل خبر

۴ - دیشب ( روز شانزدهم جنگ ) سعید الصحاف وزیر اطلاع رسانی عراق پس از اعتراف به اشغال فرودگاه بغداد توسط نیروهای امریکایی اعلام کرد که برای باز پس گیری این فرودگاه از روشهای غیر متعارف استفاده خواهند کرد :
« محمد سعيد الصحاف، وزير اطلاعات عراق، گفته بود که عراقی ها با استفاده از روش های "غيرمتعارف" به نيروهای آمريکايی حمله خواهند کرد.
وی توضيح داد که منظور وی عمليات انتحاری است و نه استفاده از تسليحات کشتار جمعی
»
و امروز هم یکی از سخنگویان امریکایی ها در قطر به این عملیات غیر متعارف اعتراف کرد .
اصل خبر
وحشت در اردوگاه متجاوزین:
و اما اگر می خواهید به ترس مهاجمان اشغالگر از این حملات انتحاری ( بقول خودشان عملیات تروریستی ) بیشتر واقف شوید متن زیر را بخوانید و اگر خواستید متن اصلی را در اینجا ملاحظه فرمایید :
« به نظر می رسد ابراز تمايل رژيم صدام حسين به انجام حملات انتحاری، نيروهای به رهبری آمريکا را غافلگير کرده است.

گفته می شود آمريکا از ارتش اسرائيل خواسته است در مورد چگونگی مقابله با انفجارهای انتحاری، به آمريکايی ها مشاوره دهد.

به نظر می رسد عراقی ها در استفاده از اين تاکتيک ويرانگر از پيکارجويان فلسطينی و افرادی که قبل از آنها دست به اين نوع حمله می زدند، تقليد کرده اند.

بمب گذاران انتحاری با لباس های غيرنظامی، دشمنان خود را که در يک ارتش متعارف می جنگند، به وحشت انداخته اند. به ويژه آنکه اين ارتش سعی دارد نظر مردم عراق را به خود جلب کند و تلفات غيرنظامی را به حداقل برساند.
نگرانی و ترس می تواند باعث شود که سربازان به سوی مردم بيگناه شليک کنند يا مانع از دسترسی آنان به آب، غذا، مواد حياتی يا امکانات پزشکی شوند.

جنگجويان فلسطينی تاکتيک عمليات انتحاری را از لبنان آموختند. مرگبارترين حمله انتحاری با بمب عليه سربازان آمريکايی، در سال 1983 در لبنان انجام گرفت.

در اين حمله دويست و پنجاه و يک آمريکايی کشته شدند و آمريکا پس از آن نيروهای خود را از لبنان خارج کرد.

شش ماه پيش از آن، يک حمله انتحاری در سفارت آمريکا در بيروت باعث کشته شدن 63 نفر شد.

آمريکايی ها قتل عام بيروت را فراموش نکرده اند. تصاوير تلويزيونی خرابی های ناشی از عمليات انتحاری در اسرائيل يادآور اين موضوع است و چنين ضربه ای می تواند توسط دشمنی وارد شود که نام و نشانی ندارد و آماده مردن است.

خلبانان از جان گذشته ژاپنی در خلال جنگ دوم جهانی دست به حملات انتحاری می زدند.
تقريبا تمامی مذاهب، پيروان خود را از خودکشی منع کرده اند و در اسلام نيز خودکشی حرام است.

اما در جنگ، دست زدن به حمله ای که هيچگونه اميدی به زنده ماندن در آن نيست، می تواند اقدامی قهرمانانه تلقی شود.

به جنگجويان اسلامی که شهادت را برمی گزينند، وعده بهشت داده شده است.

اکنون بيست سال از زمانی که يکی از جنگجويان گروه حزب الله پايگاه تفنگداران آمريکايی را در بيروت منفجر کرد، می گذرد و هنوز هيچکس نتوانسته شيوه ای موثر برای مقابله به حملات انتحاری بيابد.
»


حسن صباح


چه کسانی طرفدار مهاجمين هستند ؟

بنام خدا



اینکه کارشناسان نظامی ما ( چه سپاهی و چه ارتشی ) انتظار چنين دفاع ضعيفی از عراقی ها نداشتند و برخلاف نظر کارشناسان ما ( که خود سالها با همین عراقی ها جنگیده اند) ؛ کارشناسان مهاجمان انتظار دفاع اين چنينی را هم نداشته اند‌٬ صحیح است اما اینکه از این دفاع ضعیف نتیجه بگیریم که در پشت پرده بین صدام و امریکائیها زد و بندی صورت می گیرد مضحک و کمی هم مسخره است !
اینکه هردو طرف دروغ های بیشماری گفته اند و می گویند حرفی نیست اما اینکه عده ای از رسانه های ما بعضی دروغها را پخش می کنند و بعضی اخبار صحیح را سانسور می کنند کمی تا قسمتی شک بر انگیز است !
اینکه تازه از امروز جنگ واقعی بین طرفین شروع شده است شکی نیست اما اینکه دو سوم نیروهای صدام ( و بقول مهاجمین : مدافعین بغداد مفقود شده اند ) و نیز نیروی هوایی و هوانیروز عراق وارد جنگ نشده اند انسان را نسبت به اینده جنگ در روزهای اینده به فکر وا می دارد !!!
اینکه صدام و امریکا هردو دشمن ایران هستند و در این میان ٬امریکائیها خطرناکتر از صدام هستند حرف درستی است و اینکه وجود دشمن ضعیفتر و کم خطر تر در همسایگی هر کشوری برای ان کشور هزینه کمتری دارد ( منافع ملی !) درست است و اینکه در جنگی که بین این دو دشمن رخ داده به نفع دشمن ضعیف عمل کنیم برای تضعیف دشمن قوی تر منطقی است . ولی اینکه به چه دلیل بعضی ها ( از جمله بعضی روزنامه های امروز ) از نیروهای مهاجم و امریکائیها طرفداری و به نفع انها تبلیغ می کنند معلوم نیست مگر اینکه اینها را همسو با مطبوعات امریکایی بدانیم ! ( مثلا به سایت روزنامه افتاب یزد سری بزنید متوجه می شوید )
به بیان ساده تر : اینکه حضور یک دشمن ضعیف ( صدام انهم در کشور خودش ) برای ایران به اندازه امریکا ( دشمن خطرناکتر انهم حضور نظامی در یکی از کشورهای منطقه ) خطر ناک نیست حرفی نیست اما اینکه عده ای در ایران به دولت توصیه می کنند که بی طرفی را به نفع امریکا کنار بگذارد و حضور مهاجمان را در همسایگی خود بپذیرد چه کسانی هستند ؟
براستی که اینها کسانی هستند که نوکری امرکا را برای خود افتخار می دانند و از حضور امریکا در عراق شادمانند و به خیال خود چنین تصور می کنند که پس از عراق نوبت ایران است و از حالا امادگی خود را برای « حامد کرزای » ایران شدن اعلام می کنند . ( هرچند امریکائیها در این مورد به ایران و سوریه اطمینان داده اند که به این کشورها حمله نخواهند کرد !!! خوش خیالها هم باور می کنند )
و اما اینکه هرچقدر دفاع عراقی ها خوب و عالی باشد به نفع ایران و البته همه کشورهای منطقه است و امریکائیها را از دست زدن به اقدامات این چنینی پشیمان می کند حرفی نیست. اما سوال اینجاست که چرا عده ای اجنبی پسند در ایران از دفاع عراقی ها از وطنشان ( که حق انهاست ) انتقاد می کنند؟!
گویا اعلامیه های تبلیغاتی که هواپیماهای امریکایی بر فراز شهرهای عراق ریخته اند باد موافق به بعضی ها در ایران رسانده باشد !
البته اینها به تروریست مربوط نیست و بعدا در مورد حملات انتحاری ( بقول پنتاگون عملیات تروریستی )و اثرات ان بر نیروهای مهاجم خواهم نوشت .


حسن صباح


هشدار بريگاردهای صدر / در باره فتوای ايت الله سيستاني

امروز روز شانزدهم جنگ عراق و امريکاست .امریکائیها می گویند که فرودگاه بغداد را تصرف کرده اند و عراقیها تکذیب می کنند . ( فرودگاه بغداد در ۲۰کیلومتری بغداد است )
اما ...
امروز شهر نجف توسط امريکائيهای غاصب و کافر اشغال شد . ( خاک بر سر صدام ) و خاک بر سر ...
صحنه هايی که تلويزيون نشان داد حاکی از ان بود که روحانيون حوزه نجفو مردم شیعه مانع ورود نيروهای مهاجم به داخل حرم شريف شده اند ...
قطعا همين سرنوشت هم در انتظار شهر کربلا ست ...

کربلا کربلا ما داريم ...
ببخشيد ما را راه ندادند امريکائی ها دارند می ايند ...
ولی اينبار راه کجا از کربلا می گذرد ؟...( ببخشید که اینها را نوشته ام بقول دوستی حاصل یک سوختن است ؟! خدای نکرده زیر سوال بردن هشت سال دفاع مقدس نیست . ما هرچه که می توانستیم کردیم ).
خاک بر سر هر کسی که این مصیبتها را بر سر ما اورد .( ایا اشغال حرمهای شریف بدست کفار یانکی مصیبت نیست ؟)
ايا اين مصيبتها نشانه کم کاری و کوتاهی ما نيست ؟ گل عزا بسر ماليده و نشسته ايم !!! کاسه چه کنم چه کنم هم که ديگر ...
بی تکليفی ... بی تکليفی و چشم انتظار پرچم سرخی که خواهد وزيد ؟!

بگذريم ...

در اين وادی که از هيچ کس صدای تهديد و ارعاب متجاوز در مورد رعايت حرمت حرمهای شيعه بگوش نمی رسد شنيدن هر گونه صدايی اميدوار کننده است .

به یک خبر که اصل انرا می توانید در ایرنا بخوانید ؛توجه فرماييد :

گروه « بریگاردهای صدر» به امریکائیها و رژیم عراق هشدار داد که تعرض به اماکن مقدس شیعیان در شهر های نجف و کربلا ؛ شکستن « خط قرمز » است .
در بیانیه این گروه که پنجشنبه شب در بیروت انتشار یافت تهدید شده است که در صورتی که ثابت شود ارتشهای امریکا و انگلیس به اماکن مقدس در نجف و کربلا زیان رسانده اند ؛ مراکز رسمی و منافع ان دو کشور در سراسر جهان در معرض خطر قرار خواهد گرفت.

ماجرای فتوای ایت الله سیستانی

و اما ماجرای فتوای ایت الله سیستانی هم خواندنی است .اینکه ایا ایشان فتوا داده اند یا نه و یا اینکه ایا در فتوای ایشان دعوت به مبارزه با نیروهای اشغالگر شده یا اینکه عدم مانع تراشی برای مهاجمین ؛ هنوز معلوم نیست .
در اینباره خبرهای زیر را بخوانید :
صدور فتوا به نقل از بی بی سی
تکذیب صدور فتوا به نقل از ایرنا
خبر تکمیلی





حسن صباح

وبلاگ گردی امروز

بنام خدای قهار و مهربان و جبار و رحیم



امروز پس از مدتها فرصتی دست داد تا به وبلگ تعدادی از دوستان سر بزنم و از مطالب ارزنده شان استفاده کنم ( بقول بعضی دوستان : وبلاگگردی ) .
به دوست عزيزم منکرات سری زدم و مطالب جديدشان را که بيشتر حول محور جنگ سلطه بود خواندم .( طبق معمول منکرات عزیز به بحث و جدل با سینه چاکان امریکا پرداخته است )
و از انجا به وبلاگ دوست جديدی سرزدم که اسم بسيار زيبای « خادم ازهرا » را بر خود نهاده است و مطالب خواندنی دارد .
به دوست جديد ديگری نيز سرزدم بنام « کلاش » .
و البته به دوستان ديگری نيز سر زدم که مطالب بيشترشان مربوط به جنگ امريکا و عراق بود و بعضی هم کارشان را به تازگی شروع کرده اند که اميد موفقيت برايشان دارم .
اما در وبلاگ دوست عزیزم « مسعود قلعه » - الـــــــــــــــــــــــــــــــف - که خیلی کم ولی مفید می نویسد با مطلب جالبی روبرو شدم که از دلتنگیش برای حرم ائمه علیهما السلام در عراق ناشی می شود و دریغم امد که این مطالب را در وبلاگ خودم نیاورم .
ولی ایکاش از « دوست » عزیزم (که بحث های زیادی با ایشان داشتیم و دیگر خبری از ایشان نیست و حتی اطلاع ندارم که ایا جوابی که به مطالبشان داده ام را خوانده اند یا نه ) هم خبری می شد و به بنده می گفت که ایا در این موقعیت نیز مردم عراق حق انجام عملیات های انتحاری ( نظیر عملیات انتحاری دیروز در نزدیکی شهر نجف اشرف که پنج نظامی امریکایی را کشت )را دارند یا کماکان ایشان معتقدند که این اعمال تروریستی هستند ؟
امیدوارم دوستانی که مطالب بنده را پی می گرفتند بدانند که برای چه اصرار داشته و دارم که جوانان مسلمان باید حالت « عملیاتی » و « کاربردی » خود را حفظ کنند و تحت القائات رسانه های ارتباط جمعی یهود خلع سلاح نشوند .

اینک دلتنگیهای برادر عزیزم « مسعود قلعه » در وبلاگ الف :

« خار در چشم و استخوان به گلو و تير سه شعله در قلب

براستی که هر چقدر هم انسان به مفهوم متن بالا فکر کند به واقعيت امر پی نمی برد . تا خاری به چشمت نرفته باشد هرگز حالت التهاب و اضطراب ناشی از «‌خار در چشم » را نمی توانی درک کنی . تا استخوانی در گلويت گير نکرده باشد ( بخصوص اگر استخوان تيغ داری باشد ) و نفس کشيدن را برايت سخت و دشوار ننموده باشد هرگز نمی فهمی که که « استخوان در گلو » يعنی چه .
حال تصور کن که اين هردو به يکباره گريبانت را بگيرد ؛ هم نور چشمت ازار بيند و دل و مغزت را پريشان سازد و هم گلوگاه زندگيت اسيب ببيند و نفس کشيدن چه دشوار ...!
باز هم روزگار بر تراژدی بيفزايد و تيری سه شعله نيز بر قلبت نشيند ...

ايا اين زندگی ارزش نفس کشيدن خواهد داشت ؟

اکنون همه جوانانی که سالها به عشق حسين ( ع ) و حرم مبارکش جانشان را به کف دست گرفتند و سالها جنگيدند و همه کسانی که عشق حسين و کربلا با گوشت و پوستشان عجين شده است و همه عاشقان حسين که تاب تحمل بسته بودن راه کربلا را نداشتند امروزه چگونه شاهد محاصره اين شهر مقدس که کعبه امال بسياری است بدست يک مشت وحشی ادمکش و کانگستر کافر قلدر باشند ؟!

از طرفی باعث و بانی اينهمه بدبختی را موجود کثيف و نامردی می دانند که جز به خود و قدرتش فکر نمی کند و سالها دستش بخون بهترين فرزندان اين اب و خاک الوده شده است .

اينکه خداوند ظالمان را بهمديگر مشغول کرده است حرفی نيست ولی تحمل اشغال شهرهای مقدس کربلا و نجف دشوار است و نشستن ننگ . ندانستن تکليف نيز درد بی درمان !
تير سه شعله انگاه بر فلب انسان می نشيند که از علمای قم نفسی بر نمی ايد . ايا اينها منتظر چه چيزی هستند ؟ منتظر « ابابیل » اند تا اصحاب فیل را از حرم دور کند ؟
براستی فضلای قم چه می کنند ؟! دريغ از يک اعلاميه ای که لا اقل دشمن را از اسائه ادب به حرم ائمه باز دارد . در يغ از حتی يک تهديد تو خالی که اگر چنين کنيد چنان خواهيم کرد؟
چه شده است ؟
مگر شنيده اند که ابن زياد به کوفه امده است ؟!

خدايا ترا به حق اخرين لحظات حضرت عباس علمدار حسين( ع ) که دستان توانمندش قلم و مشکش سوراخ شده بود و تيری برچشمش نشسته بود و انگاه ان تير سه شعله بر قلب و ضربه گرز ان عدوی نانجيب ... بر مسعود نپسند که زنده باشد و اشغال این حرمهای شریف را بدست این نابکاران یانکی بدتر از حرمله و شمر ببیند .
امین »





حسن صباح

ادرسهای اينترنتی اخبار جنگ عراق

ادرسهای اخبارجنگ در عراق
موشک باران بغداد در اولین روز جنگ ( 81/12/28)

صفحه اخبار بحران عراق در سایت بی بی سی فارسی

اخبار روز چهارم در سایت صدا و سیما

اخبار روز چهارم در ناصریه

دفع حمله امریکائیها در اطراف نجف
و در اینجا

بغداد -روز چهارم


نظر مقامات ارشد امریکادر باره جنگ


بصره در روز چهارم


جزئیات جنگ در روز چهارم به نقل از بی بی سی


اظهارات رامسفلد در مورد سقوط هواپیماها در روز چهارم


نماینده اهوازدر مورد جنگ و عاقبت ان


تصرف پالایشگاه بصره


اخبار ناصریه در روز چهارم


نبرد در بصره ( روز چهارم )


اعتراف مقام اسرائیلی به موشک شلیک شده به بغداد


اسرای امریکایی


حریق در بصره در روز چهارم


انفجار در قطر


احضار کاردار عراق به وزارت خارجه ( بعلت اصابت موشک عراقی به سردشت )

نبرد در القرنه در روز چهارم


استفاده از اورانیوم ضعیف شده توسط نیروهای امریکا


کردستان عراق - روز چهارم

پیام حکیم به مردم عراق ( چه توصیه هایی !‌)

بی بی سی و سی ان ان و جنگ روانی و تحریف اخبار


خسارت جنگ به مسکو


اوضاع فاو در روز چهارم

سوخوی های عراق

مین گذاری در خلیج فارس توسط عراق


حمله به مواضع انصارالاسلام


سقوط دو هواپیمای امریکایی در بغداد

اسارت خلبانان امریکایی و انگلیسی در بغداد


درگیری ها در نجف و ناصریه


کنترل بصره توسط عراق



دفع حمله در نجف
و اما امروز روز چهارم است . بخیال انلیسی ها ؛ انها باید دیروز در بغداد مستقر می شدند . ولی هنوز شهر یک وجبی فاو (‌همان فاطمیه ما ) را نتوانسته اند کاملا پاکسازی کنند ( گفته می شود عراق تنها ۵۰۰نفر برای دفاع از فاو گذاشته بود ) .
در شهر ام قصر هم گرفتار شده اند .
ناصریه براستی که تله ای برای امریکائیها بود و کشته و اسیران زیادی در انجا داده و متواری شده اند . یکی از اسیران امریکا زن است و در تصویری که شبکه الجزیره پخش کرد بیشتر کشته شدگان را با تیر خلاص ( شلیک به پیشانی = عراقی ها این نوع کشتن را خوب بلدند ! )
کشته بودند . یک سربازی سیاه پوست را هم که وسط پایش بسیار خونی بود زیپ شلوار و کمربندش هم باز بود (!!!) . البته اغلب کشته شده گان شلوار نداشتند .
کشتگان در ناصریه ۵۰نفر گزارش شده است .

از نظر رزم هوایی هم امروز روز بدی برای امریکائیها بود :
امریکائیها یک هواپیمای انگلیسی را با موشک ضد موشک سرنگون کردند.
دو هواپیمای متحدین ( یک تورنادو ) در بغداد سرنگون شد و دو خلبان اسیر شدند .

دوستان عزیز بیشترین و موثق ترین اخبار جنگ را در سایت ایرنا می توانید ببینید .
که تهرانیهای عزیز می توانند با تلفن و یوزرنیم و پسورد زیر از این سایت استفاده نمایند :
تلفن :۸۸۹۰۰۰۰
یوزرنیم :irna
پسورد :irna
سایت سیما نیز اخبار بروز دارد

در کل امروز روز بسیار بدی برای امریکائیها بود . انگلیسیها و امریکائیها امروز مردم خود را برای یک جنگ طولانی اماده می کردند .




حسن صباح

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مسعود قلعه


نویسندگان
مسعود قلعه


آرشیو من
دی ٩٥
بهمن ٩۳
آذر ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
دی ۸۳
مهر ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


لینک دوستان
  ليست وبلاگ ها

پشتيبان تروريست



: لينکها ي سايتهاي مفيد
يکي از سايتهاي شيعه
سايت حوزه
محلي براي جوانان ايراني
بانک اطلاعات ايران

سايتي براي اموزش زبان

اموزش انلاين انگليسي

مترجم پارس

سايت دريچه

سايت خبري بازتاب

مستضعفين

مدارک علمي ايران





 

وبلاگهاي دوستان

 

حق علي - فدک فاطمه

الف

ارمانشهر

پايگاه بصير

سخني در باره تصوير 11سپتامبر


باور کنيد که حادثه 11سپتامبر را عملي انساني نمي دانم چه برسد به اينکه انرا عملي اسلامي بدانم . اما از اينکه اينبار توپ در زمين دشمن است خوشحالم . چرا نباشم ؟ مگر وقتي که امريکائي ها هواپيماي مسافري ما را با 290سرنشين بي گناه تکه تکه کردند ناراحت شدند که امروز من از ديدن اين صحنه ناراحت شوم؟ . مگر به فرمانده ناو ويسنس مدال افتخار ندادند ؟ از عملش راضي و خوشنود بودند که او را مفتخر به مدال شجاعت کردند . مگر سالها با حمايت از رژيم پهلوي خون اين مردم شريف را به شيشه نکردند ؟ مگر ناراحت شدند يا اکنون از کرده خود پشِمانند ؟ مگر جوشن و سهند و سبلان ما را ناجوانمردانه به قعر ابهاي نيلگون خليج فارس نفرستادند ؟ مگر ما به انها اعلان جنگ کرده بوديم ؟يا اينکه انها به ما اعلان جنگ کرده بودند ؟ دوستان جواني که جوشن و سهند و سبلان برايشان نامفهوم است مي توانند از حافظه بزرگتر هايشان کمک بگيرند يا از ارشيو روزنامه هاي مربوط به اواخر جنگ . دوستان من! جوشن وسهند و سبلان ناوچه هاي افتخار افريني بودند که با دلير مردانشان در روزهاي پاياني جنگ توسط ناوگانهاي پيشرفته امريکائي ها و با موشکهاي مدرن انها از راه دور هدف قرار گرفتند و ناجوانمردانه غرق شدندو...



 




 

 عمده مطالب پيشين


 

ترورچيست وهدف از ايجاداين وبلاگ

ترورهم نوعي اسلحه است

اولين تعريف از ترور

ترورخوب و بد از ديد امريکائيها

نظر ايات عظام

نمونه اي از سريه هاي پيامبر خدا

سريه ترور کعب ابن اشرف بدستور رسول خدا
جنگ تروريستي

پيامبران کسي را به اشاره نمي کشند

سريه ترور سفيان ابن خالد بدستور پيامبر

مد پرستي ديروز و امروز

پايگاه ابو بصير

سريه کشتن ( ترور ) ابو رافع يهودي

سريه عمروبن اميه ضمري در کشتن ( ترور ) ابوسفيان

داستان ترور عبدالله ابن ابي ابر منافق مدينه


 


ارشيو طبقه بندي شده

ارشيو اول

ارشيو دوم

ارشيو سوم

ارشيو چهارم

ارشيو پنجم

ارشيو ششم

ارشيو هفتم

ارشيو هشتم

ارشيو نهم

ارشيو دهم

ارشيو يازدهم

ارشيو دوازدهم

 


 







Blogroll Me!


 

خبرگزاري

 

SNN

 

IRIB NEWS

 

IRNA

 

ISNA

 

GHEST

 

BBC PERSIAN

 


 

اسلامي

 

رهنما

 

نورنت

 

حوزه

 

الشيعه

 

بنياد قران

 

تبيان

 

بلاغ

 

بانك اطلاعات اسلامي

 

اسلام هو

 

جستجو گر شيعي

 

رشد

 

اخبار شيعه

 

شيعه نت

 

پايگاه هاي شيعي

 

شيعه اسلام

 


 

ائمه

 

امام علي

 

امام حسين

 

امام رضا

 

حضرت مهدي

 

اجلاس مهدي

 

ظهور

 

منتظر

 


 

علما

 

امام خميني

 

أيت الله خامنه اي

 

آيت الله مصباح يزدي

 

آيت الله مطهري

 

آيت الله مكارم شيرازي

 

علامه فضل الله

 

آيت الله شاهرودي

 

سيد حسن نصرالله

 


 


 

 

مردي که حتي عرضه خودکشي نداشت

 

دهانش را کاويدند

اين شپشو ، همان « سردار قادسيه » است !!!


ديگر سايتها

 

افق

 

بسيجي

 

سبكبالان

 

صبح

 

كتابخانه جنگ

 

 

 


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0