تروریست

There was a time when they called us 'Ajams' [non-Arabs, or Persians], and we felt ashamed and wore turbans to look like the Arabs. They called us 'Rafidis' [a derogatory term used to refer to Shia Muslims],تا به روز سياه بنشينند and we concealed our love for our master [Imam Ali, cousin and son-in-law of Prophet Muhammad, and the first Shia Imam]. For years they attacked us and we only denied. Would anyone during those years come out and shout: 'Oh Tyrants! I am a Rafidi'? Yesterday, the tribe of blue-eyed blonds who had built a civilization out of hay and on the foundation of modern ignorance put chapeus on our heads so that we would be Westernized from head to toe. Those who would not comply were labeled 'reactionaries '. For years we tried to deflect this 'attack'. Today, they call any Muslim who sacrifices his life and fights to rub the nose of the arrogant and the bully into the dirt a terrorist. They are attacking and I'm now counter-attacking. So I shout: I'm an Ajam. I'm a Rafidi. I'm a reactionary. I'm a terrorist 

  ااسپتامبر - عکس اول

چرا « تروريــســت »؟

عده اي روزگاري به ما گفتند : عجم ! ننگمان امد . پس دستار بستيم تا چون عربها گرديم
روزگاري ديگر گفتند : رافضي ! پس ساليان دراز تقيه کرديم و عشق به مولايمان را پنهان ساختيم
پس براي ساليان سال انها « تک » کردند و ما فقط انکار کرديم . ايا در ان سالها کسي پيدا شد تا داد زند: که اي جباران عالم ! " من رافضي ام "
ديروز نيز قوم موبور چشم زاغ که بر پايه جاهليت مدرن تمدني پوشالي بنا کرده اند کلاه شاپو بر سرمان گذاشتند تا از فرق سر تا نوک پا فرنگي شويم . به انها که مطيع نشدند گفتند : مرتجع ! . سالها سعي کرديم تا اين « تک» را دفع کنيم
امروز به مسلماني که جانش را بکف گرفته پيکار مي کند تا پوزه مستکبر و قلدر را بخاک را بخاک بمالد مي گويند : تروريست !
انها « تک » مي کنند و من نه « پاتک » که بر « تک » شان « پاتک » مي زنم . پس فرياد ميزنم :
من عجم ام . من رافضي ام . من مرتجع ام .

من تروريـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــستم .

 


( نقد دين ستيزي و اشنايي بادين ستيزان )

 مطالب تروريست در وبلاگ « حق علي ( ع ) -  فدک فاطمه ( س ) »


توضيح : ضمن تشکر از جناب دوستدار بابت متن انگليسي ، عکسهاي حادثه ?? سپتامبر تزئيني است .

 ارشيوهاي تروريست ( لحظه اي ماوس را روي شماره ها نگه داريد تا از فهرست مطالب مطلع شويد ) :
اول دوم سوم چهارم پنجم ششم هفتم هشتم نهم دهم يازدهم دوازدهم

تروريسم بهانه است

تروريسم بهانه است

عنوان بالا تيتريك متن مصاحبه عزت اله سحابي با روزنامه همشهري است كه در صفحه جهان سياست امروز (26/09/81) چاپ شده است كه در حول مباحث زير مي باشد :
اهداف امريكا در منطقه و حمله به عراق و نظر ايشان در مورد تغييرات جغرافيايي و سياسي منطقه .
برخورد امريكا با ايران پس از عراق
پيشنهاد ايشان براي مقابله با تحركات عليه امنيت ملي و ...
سرنوشت منازعات سياسي كشور ومسئله اصلاحات سياسي و اقتصادي و ... و حكم اقاجري و...
كه مطالعه اين مصاحبه را به دوستان توصيه ميكنم تا با نظرات يك ملي - مذهبي پيشكسوت اشنا شوند وببينند كه ايشان بدور از شعارزدگي و جوسازي و صد البته ؛؛ جوزدگي ؛؛ و با استقلال راي نظرات خود را مطرح ميكنند .
اما انچه كه مرا بران داشت تا اين مطالب را در اين وبلاگ بنويسم مطالب مربوط به واژه ترور و تروريسم بود كه ايشان در اين مصاحبه مطرح كردند :
------------------------------------------------------------------------------------------------
...
س) امريكا هدف خود از حضور در منطقه را مبارزه با تروريسم اعلام كرده است ، امريكا تا چه حد قادر به كنترل تروريسم است ؟ معمولا نيروهاي نظامي وقتي وارد صحنه مي شوند كه راه هاي سياسي و ديپلماتيك به بن بست رسيده باشند . ايا امريكا در مقابله با انچه تروريسم مي خواند در موضع قدرت است يا ضعف ؟

جواب ) مبارزه با تروريسم بهانه است . چون اولا تروريسم داراي تشكيلات مخفي است . مثل بن لادن كه بيش از يكسال است كه امريكا بدنبال اوست ولي نمي تواند به او دسترسي پيدا كند . درست است كه طالبان سقوط كرده ولي از بين نرفته اند . زيرا نيروهاي چريكي مي توانند در دنيا گم شوند ، دولتهاي كلاسيك نظامي و امنيتي از پس نيروهاي چريكي بر نمي ايند . امريكا با وجود 800هزار نيرو در ويتنام نتوانست از عهده نيروهاي چريكي محلي بر ايد . بنابراين نمي تواند عليه تروريسم در قالب چريكي و ضد امنيتي مانور زيادي بدهد حضور نظامي كمكي به حل اين قضيه نميكند بلكه برعكس هرچه حضور نظامي در منطقه وسيع تر شود ، قدرت مانور براي نيروهاي تروريست نيز بيشتر مي شود .
امريكا متاسفانه حتي حركتهاي فلسطيني ها را هم تروريستي تلقي مي كند در حالي كه عمل انها مخفي نيست و هدف خود را هم بطور شفاف اعلام كرده اند . استقلال فلسطين ، بازپس گيري سرزمين هاي اشغالي و بازگشت اوارگان شعارهاي مشروع فلسطيني هاست كه از نظر نظام بين المللي نيز تائيد شده است . لذا دادن لقب تروريست به فلسطيني ها قابل انطباق نيست ولي امريكا به ضرب زوري كه دارد مي خواهد تروريست بودن انها را اثبات كند . ميگويند تروريست هستيد در حالي كه انها دفاع ميكنند و امريكا اعتنائي به دفاع انها نميكند و ميخواهد اين ظلم و فشار را رسميت دهد .
...
-------------------------------------------------------------------------------------------
با اينكه بطور صريح تعريفي از تروريسم ارائه نكرده است ولي گويا بنا به تعريف ايشان تروريسم مبارزه اي شبيه مبارزه چريكي مي باشد كه بطور مخفيانه انجام ميگيرد و چنانچه اين مبارزه علني وشفاف باشد ديگر ترور محسوب نمي شود . البته اين استنباط بنده از سخنان نامبرده مي باشد تا نظر دوستان چه باشد ؟

حسن صباح

جنگ تروريستی

امريکا ترور رهبران القاعده را قانونی اعلام کرد
سيا اجازه يافته است افرادی را که در فهرست کاخ سفيد بعنوان رهبران گروههای تروريستی از انها نام برده شده است را بدون نياز به کسب اجازه اولیه از رئيس جمهور به قتل برساند .
به گزارش رويتر از نيويورک ، روزنامه نيويورک تايمز گزارشی به نقل از مسئولان بلند پایه نظامی و اطلاعاتی نوشت : بموجب فرمانی که به امضای جرج بوش رسيده است در صورتی که بازداشت رهبران گروههای تروريستی امکان پذير نباشد ماموران سيا مجازند این افراد را به قتل برسانند و ...
سخنگوی کاخ سفيد و سيا از اراز نظر در باره اين گزارش خودداری کرده اند .
مشروح این خبر را در سایت روزنامه همشهری ارشیو روزدوشنبه 25اذر 81می توانید بخوانید .
يادتان هست که چندی پيش جرج بوش گفته بود : ترور خوب و بد نداريم و چند روز پس از اين افاضات يکی ديگر از سران امريکا مردم عراق را برای ترور صدام ترغيب کرده بود و اذعان داشته بود که هزينه یک گلوله کمتر از لشگر کشی نظامی است ( به ارشيو مطلب ؛؛ پس ترور خوب و بد هم داریم " مراجعه شود ) .
حالا کسانی که سالها در اطراف و اکناف جهان مخالفين خود را ترور کرده اند و اکنون که از اين سلاح دشمنانشان بر عليه خودشان استفاده مي کنند علم مبارزه با تروريست را بر افراشته اند و تنها و تنها قصدشان خلع سلاح دشمنانشان می باشد ( این جوانان ما هستند که باید سنگ " ترور بد است" رابه سينه بزنند و اين تنها سلاح مبارزه عملی با استکبار را بزمین بگذارند ) و قبلا هم گفته ام از نظر امريکائيها " ترور شدن " شان بد است نه " ترور کردن" شان .

حسن صباح

زنگ تفريح


دوست عزيزي كه در وادي لهو و لعب اسلامي (!) - اهنگسازي حرفه اي - بسيار متخصص است و با اين كارها ( منظورم وبلاگ نويسي و ترور بازي و ...) هيچ سرو كاري ندارد با ذوق زدگي فراوان خبر از كشف جديدي در مورد اعجاز عددي قران برايم اورد كه جهت اطلاع دوستان در اينجا مي اورم :
ايه 109سوره توبه رابطه خاصي با حادثه 11سپتامبر سال 2001دارد .
عجب !
و اما رابطه ها :
روز 11سپتامبر ------------------- سوره توبه در جزء 11قران ( البته ايه 109در جزء 11)
سپتامبر نهمين ماه ميلادي ----------------- سوره توبه نهمين سوره قران
سال 2001------------- كلمه ؛؛ ظالمين ؛؛ در اين ايه ازبرابر با 2001است ( بنا به اعداد مطابق حروف ابجد )
اين برجها 109 طبقه داشته اند -------------- شماره ايه 109 است
اين برجها دوقلو بوده اند -------------------- در اين ايه دو بار كلمه ( بنينه = بنا ) عينا امده است .
اين برجها در خيابان ؛؛ جرفنهار؛؛ قرار دارد ---------- كلمه ؛؛ جرف‎‏ً هار ؛؛ در اين ايه امده است .

ولي نكاتي كه بنظر بنده رسيد :
اولا) تعداد طبقات اين برجها در تمامي روزنامه ها و سايتها 110 طبقه نوشته شده است ( البته اگر روندش نكرده باشند ) .
دوما ) هيچ نامي از خيابان فوق در هيچ سايتي و يا ارشيو روزنامه اي پيدا نكردم .
سوما ) تا بحال به مطابقت كلمه ؛؛ ظالمين ؛؛ با عدد 2001 پي نبرده ام .
چهارما ) گيرم هم كه اين ارتباط صحيح باشد ، كه چي ؟ به چه نتيجه اي مي رسيم ؟
بخصوص كه بنيانگذار اين علم ؛؛ اعجاز عددي ؛؛ شخصي بنام ؛؛ رشاد خليفه ؛؛ بوده كه بعضي موارد را بقول خودش كشف كرده بود كه امروزه با روشهاي رايانه اي مهر ابطال خورده است . بخصوص كه او بعدا با ادعاي پيامبري خود را به كشتن داد .

بگذريم ، نظر شما چيه ؟


حسن صباح

ترور و ضد ترور (!)

با تشکر از دوست عزيزم اسمون - ريسمون . به اين عکسها که وحشت نيروهای اسرائيلی از جوانان شهادت طلب فلسطينی را نشان می دهد نگاه کنيد و تاثير ترور را در دشمنان ببينيد .
براستی کدام اسلحه ای در دل اسرائيلی ها اينقدر وحشت ايجاد می کنند که تا به اين حد ددمنشی می کنند .

راستی البته اگر اين عکسها درست باشد نشان دهنده اينست که نيروهای اسرائيلی ( يهود يا جهود ) به اين جوان فقط شک کرده اند که ممکن است بمب همراه داشته باشد و در نهايت پس از برهنه کردنش فهميده اند که هيچ بمبی همراه ندارد .
ولی اخرين عکس نشان از ددمنشی انها دارد .

حسن صباح

بازهم جوابی به يک دوست


امروز دوست عزيزي كه به اين وبلاگ سري زده بود و گويا مطالبش را با وسواس خوانده بود و جالبتر اينكه موافق بود و دلايل عقلي و منطقي و نيز ديني لزوم ترور را باور داشت ولي انتقادي داشت كه بجاست در اينجا بيان و رفع شبهه شود :
؛؛ براستي لزوم ايجاد چنين وبلاگي چيست ؟ ايا درد دين داري ؟ گيرم كه پيامبر چنين دستوراتي صادر كرده است و اين كتابها كه شما از انها نام برده ايد موثق باشند ، شما چرا در اين موقعيت كه بزرگترين ابزار حمله دشمنان به اسلام تهمت تروريست بودن مسلمانان هست و همين موضوع باعث ارعاب جوانان شده و انها از دين روگردان شده اند به اين موضوع پرداخته ايد ؟
چرا اب به اسياب دشمن مي ريزي ؟
چرا ...؟
...
براستي دوست نادان از دشمن دانا خطرناكتر است .و ... ؛؛
اين نامه دوست عزيزم را بطور خلاصه اوردم و اينك جواب بطور خيلي خلاصه :
دوستان عزيز جواب اين سوالات را بنوعي قبلا داده ام و گفته ام كه ؛؛ من عاشق اين پيامبر تروريست هستم ؛؛ همين .
دوستان همين برهه را ببينيد كه حتي علماي تند روي كه از هيچ اظهار نظري نمي هراسند عرصه انجنان تنگ شده كه انها هم ؛؛ ترور ؛؛ را محكوم مي كنند بدون اينكه روشن و واضح بگويند كه اين ؛؛ ترور ؛؛ اصلا چگونه عملي است ، چه برسد به كساني كه مرعوب و يا سست ايمان و فرصت طلب يا بدنبال خود شيريني براي اجانب و كفارهستند ( در اين مورد به چند مطلب پايينتر توجه فرماييد ) .
اين يعني تحريف ( سانسور ) قسمتي از دستورات دين . اين يعني حذف و نديد گرفتن قسمتي از سيره رسول الله .
حال اگر به اين تحريفات اجباري و ( البته غير اجباري و...!) اين قبيل تحريفات در طول تاريخ را اضافه كنيم بايد گفت كه اسلام از اصل خود خيلي زياد دور افتاده است . حالا به اين اضافه كنيد حكومت ديني يا ( دين حكومتي ) را كه براي مقاصد سياسي و قدرت طلبانه و ...( خداي نكرده) هر روز با چنين مسائلي روبرو شود و بخواهد هرروز دين را با سياست جهاني (‌كه لااقل عقيده بنده بر اين است كه سياست شيطاني است نه خدايي ) مطابقت دهند و بروي يكي از احكام اسلام قلم تحريف و اغماض و حذف و سانسور و ... بكشند ديگر فاتحه اسلام خوانده است و چيزي از ان باقي نمي ماند ( هرچند كه سير تاريخي اديان و جوامع بشري مويد همين مطلب است و براستي كه تا ظهور اقا صاحب الزمان(عج ) چيزي از دين باقي نخواهد ماند ) .
البته اين عقيده بنده با عقيده بعضي علما كه اسلام را به اسلام تاريخي و ذاتي و ... تقسيم بندي مي كنند تفاوت فاحشي دارد كه با هم اشتباه گرفته نشود .
براي جلوگيري از طول كلام فقط اينرا بگويم كه در وبلاگها همه ازادند تا عقايد خود را ا براز كنند و منظور بنده از طرح اين وبلاگ را قبلا نوشته ام .
در فرصتهاي بعد در اين زمينه بيشتر بحث خواهم كرد .

حسن صباح

خبری از القاعده


شبکه القاعده ضمن قبول دوباره حمله ماه گذشته به هتلی در کنيا که در جريان آن 16 نفر کشته شدند، تهديد کرده است که حملات بيشتری را عليه اهداف آمريکا و اسراييل انجام خواهد داد. 3 نفر از کشته شدگان بمب گذاران انتحاری بودند.


سليمان ابو غيث، سخنگوی شبکه القاعده، در يک نوار صوتی که از طريق شبکه خبری "الجزيره" پخش شده است گفته: "ائتلاف جنگجويان يهودی در هيچ کجای جهان امنيت نخواهند داشت."
برای خواندن اصل خبر اینجا را بخوانید

حسن صباح

سريه کشتن ( ترور ) کعب ابن اشرف


سريه محمد ابن مسلمه
( در بعضي كتب تاريخي اين سريه بنام سريه قتل كعب ابن الاشرف ثبت شده )
پس از واقعه جنگ بدر و رسيدن مژده به مدينه ، كعب ابن اشرف كه از قبيله ؛؛ طيي ؛؛ و طايفه ؛؛ بني نبهان ؛؛ و مادرش از يهوديان بني نظير و خود مردي شاعر و زبان اور بود كه در اشعار خود به رسول خدا بد مي گفت و دشمنان را بر ضد ايشان و مسلمين تحريك مي كرد ، از اين خبر براشفت و گفت :
- اكنون زير زمين از روي ان بهتر است .
انگاه رهسپار مكه شد و با گفتن شعر قريش را بر ضد رسول خدا تحريك مي كرد كه البته حسان ابن ثابت و زني بنام ميمونه شعر هاي او را پاسخ ميدادند .
سپس كعب به مدينه بازگشت و نام زنان مسلمان را در اشعارش با بي احترامي مي برد و مسلمانان را ازار مي داد.
در اين موقع رسول خدا فرمود :
- كيست كه مرا از دست پسر ؛؛ اشرف ؛؛ اسوده كند ؟
محمد ابن مسلمه گفت :
- اي رسول خدا ! من خود اين مهم را كفايت مي كنم و او را مي كشم .
رسول خدا فرمود : اگر ميتواني كوتاهي مكن .
سه روز گذشت . و محمد تبن مسلمه از خوردن و خوابيدن افتاد و پيوسته در فكر انجام كار بود ، تا اينكه رسول خدا به او گفت :
- چرا خوردن و اشاميدن را ترك كرده اي ؟
- چون قولي داده ام كه نمي دانم خواهم توانست به ان وفا كنم يا نه .
- وظيفه اي جز كوشش در راه انجام ان نداري . شد يا نشد گناهي بر تو نيست .
( متن بالا عينا از كتاب تاريخ اسلام دكتر ايتي چاپ دانشگاه تهران مي باشد كه البته به كتب ديگري كه قبلا به انها اشاره شد هم ميتوان رجوع كرد )
و اما بقيه ماجرا بطور خلاصه :
سپس محمد ابن مسلمه با چند نفر از جمله برادر رضاعي كعب بر كشتن او همداستان شدند و يكي از انها پيش كعب رفته و به بهانه خريد خواربار با او به صحبت نشست .
كعب در گرو قيمت خواربار از انها خواست كه زنان و پسرانشان را گرو بگذارند كه انها نپذيرفتند و در نهايت قرار شد كه اسلحه هايشان را گرو بگذارند .
شب هنگام براي گرفتن خواربار و گرو گذاشتن اسلحه پيش كعب امدند و به بهانه اي او را از قلعه بيرون كشيدند سپس با شمشير بجانش افتادند و در نهايت محمد ابن مسلمه كاردي را كه همراه داشت در زير ناف كعب فرو برد و تا زهار او را پاره كرد .
بروايت طبقات : سر كعب را بريدند و در ؛؛ بقيع غرقد ؛؛ تكبير گفتند كه رسول خدا شنيد و دانست كه توفيق يافته اند . انگاه سر كعب را اوردند و پيش پاي رسول خدا انداختند و چون بامداد شد ، يهوديان را بيم و هراس گرفته بود و نزد رسول خدا امدند و گفتند :
- سرور ما را ناگهان كشته اند .
رسول خدا كارهاي نا پسند و اشعار و ازار كعب را ياداوري كرده و انان را به قرار صلحي دعوت كردند .
اين سريه در چهاردهم ربيع الاول سال سوم رخ داد .

حسن صباح

باز هم از سريه های رسوال الله (ص )

شبيه مطلب قبلي كه از سيره رسول گرامي اسلام نقل شد كه اين روزها هيچ عالم و منبري و استاد دانشگاهي ديگر حتي اسمي از انها را بميان نمي اورند سريه ؛؛ سالم بن عمير ؛؛ است كه از طرف رسول اكرم (ص) مامور شد تا ابو عفك يهودي يكصدو بيست ساله را كه در اشعار خود شيوه ناسزاگويي به اسلام و مسلمين و رسول خدا را پيش گرفته بود و به تحريك دشمنان اسلام مي پرداخت ، بكشد. سالم كه از اصحاب بدر بود ابو عفك را بيست ماه پس از هجرت كشت .
و اما مورد بعدي كه كمي هم طولاني است سريه ؛؛ محمد ابن مَسُلَمَه ؛؛ است كه مامور كشتن ؛؛ كعب ابن اشرف ؛؛ يهودي معروف شد

حسن صباح

عقل و منطق

صحبت عقل و منطق شد و دوستي كه مخالف ترور بود و بر اعتقاد خود بسيار پاي فشرد و ... بر اين اعتقاد بود كه هيچ دليل و منطقي نمي توان اورد تا ترور را توجيه كرد چه برسد به اثبات .
ولي همين دوست عزيز در استدلالات خود لزوم عمل كشتن را توجيه و حتي اثبات كرد و از انجائيكه هر ؛؛عمل كشتن ؛؛ را ترور ناميد پس از مطالب ايشان مي شود استنباط كرد كه لزوم ترور را نيز اثبات كرد!
گاهي به مسئله اي فكر ميكنم كه ؛؛ سفسطه ؛؛ ناميده مي شود !!!
. گاهی هم به فرق و فاصله سفسطه با فلسفه ؟
و گاهي هم به انكه يافت مي نشود !!!
و گاهي هم به اين موضوع كه لزوم انجام ترور بر عليه دشمنان را ( بخصوص دشمنان قلدر و قدرتمند را ) قبلا در همين وبلاگ به شيوه اي عقلاني و منطقي اثبات كرده ام .لا اقل اينكه تا بحال دوستي بر رد اين دليل مطلبي ننوشته است كه قانع كننده باشد .
مثال اقا خرسه كه اتفاقا واقعي است مثالي در حد فهم كودكانه است و بعيد مي دانم عقلا در فهم ان عاجز باشند كه باز هم دليل و منطق طلب كنند و اگر لازم باشد به مثال ؛؛ انگشتي كه بروي ماشه بمب اتمي است و شليك تنها يك گلوله ناقابل بسمت ان صاحب انگشت ... ؛؛ را در مطالب قبلي مي توان يافت .
براستي از كساني كه اين وبلاگ را از اول نخوانده اند و دليل عقلي و منطقي مي خواهند در خواست دارم تا حتما بخوانند و اتفاقا دلايل عقلي زيادي خواهند يافت .

حسن صباح

يک نمونه از سريه های پيغمبراسلام ( ص)

بقیه بحث مربوط به دوستمان ؛ اسمون - ریسمون ؛ را بخوانید و جواب خلاصه مرا در قسنت پیامهای دیگران همان مطلب بخوانید .
وقتي كه مطلب مربوط به شعارزدگي و سياست زدگي را مي نوشتم بسيار بدنبال يك مورد ملموس گشتم تا مثال بزنم ولي ذهن كندم ياري نكرد و از اين دوستم واقعا سپاسگذارم كه در تشريح اين مورد بصورت زنده و انلاين مرا ياري دادند براستي كه بنده در سرتاسر نوشته هاي اين دوست خوبم رد پاي شعارزدگي را ديدم . شما هم سري بزنيد .( البته خيلي موارد و تناقضاتي هم بود كه براي جلوگيري از مجادله به انها نپرداختم ).
و اما طبق قولي كه داده ام (و موارد زيادي را خواهم اورد تا براي كساني كه مي خواهند در اين مورد روشن شوند حجتي گردد و شايد كه روزي دست در دست هم دهيم به خشم ...) گوشه هايي از تاريخ پيامبر اكرم را خواهم اورد كه اينروزها بنوعي حتي علماي طراز اول هم انها را ناديده مي گيرند و شايد (‌!‌) بنا به مصالحي كه مي خواهند از اسلام چهره اي امروزي ارائه دهند يا شايد در موضعي انفعالي قرار گرفته اند و مي خواهند جلوي هجمه به دين را بگيرند (!) و از كتابهاي تاريخي و حتي دانشگاهي ( خيلي يواشكي ) حذف مي شوند .( اگر به اين نوع حذفيات در طول تاريخ بنگريم و سهم تحريفات را هم به ان بيافزاييم بايد بپرسيم كه ايا اسلام هماني است كه اكنون در دست ماست ؟ - قابل توجه دوستاني كه جديدا تعريف ؛؛ اسلام تاريخي ؛؛ را ارائه كرده اند! ).
اگر به كتابهايي چون تاريخ طبري يا مغازي واقدي و يا كامل ابن اثير يا ساير كتابهايي كه در قرون اوليه تاريخ اسلام نوشته شده اند ويا حتي به كتابهايي كه قبل از پديد امدن بحث ترور و تروريست در جهان و هجوم دشمنان به بهانه مبارزه با ترور به اسلام مراجعه كنيد ( نظير كتاب تاريخ پيامبر اسلام تاليف دكتر محمد ايتي انتشارات دانشگاه تهران چاپهاي قبل از سال هفتاد ) به نمونه هايي چون مطلب زير برخورد ميكنيد :
سريه عمير بن عدي
عصماء دختر مروان همسر يزيد بن زيد خطمي زني بود شاعر و زبان اور ، در هجو اسلام و مسلمانان شعر ميگفت ، رسول خدا و انصار را ازار مي رساند و دشنام مي داد و دشمنان رسول خدا را در اشعار خود بر ضد مسلمين تحريك مي كرد .
برخي اشعار تند او و هم پاسخي را كه ؛؛ حس‍‍ان ؛؛ به او داده است را ابن اسحاق نقل مي كند .
رسول خدا روزي فرمودند : كسي هست دا مرا از دختر مروان بگيرد ؟
عمير بن عدي خطمي كه مردي نابينا بود شنيد و شبانه بر ان زن تاخت و اورا كشت و بامدا د به رسول خدا خبر داد كه رسول خدا فرمودند : خدا و رسولش را ياري كردي .

اين يك مورد . ولي موارد ديگري را هم خواهم اورد تا براي كساني كه عمل پيامبر خدا حجت است ( فقط براي كساني كه عمل رسول الله حجت است و لا غير ) حجتي باشد و براي ديگران كه سنگ عقل و منطق را به سينه ميزنند مثالهاي ديگري قبلا اورده ام و بعدا هم خواهم اورد

حسن صباح

نامه يک دوست

سلام. توي قسمت نظرات محدوديت جا وجود داره به همين دليل تصميم گرفتم برات ايميل كنم. اگر خواستي خودت بذارش توي وب لاگت.
من يكبار توي قسمت نظرات نوشتم كه هر نوع كشتني رو ترور ميدونم. اما مجبورم كمي عقب نشيني كنم چون با اين عبارت نتونستم منظورم رو بيان كنم. به عنوان مثال اگر راننده اي ناخواسته و نديده عابري رو زير بگره، به كارش ترور نمي گم. براي من بيش از ظاهر كشتن، خواست باطني مهمه. يعني اگر كسي يا كساني بخوان انسان يا انسانهايي رو به هر دليلي بكشن به نظر من تروريستن و من تروريست رو انسان نميدونم بلكه اون رو موجودي وحشي فرض ميكنم كه لايق زندگي وسط حيووناي وحشي جنگله. با اين تعريف انسان هرگز ناگزير به كشتن انسان ديگه اي نيست.
مثالهاي خودت :
1- كسي كه براي دفاع از وطنش متجاوزي رو بكشه
2- كسي كه هتك حرمت ميكنه و قانونا نميشه كاري كرد و شما به خودتون حق ميديد سرجاش بنشونيدش
3- كسي كه به شما فحش ميده و حرف حساب سرش نميشه
و جواب من با تعاريف خودم :
1- متجاوز به خاك يك كشور، براي تجاوز نياز به كشتن انسانهاي ساكن اون سرزمين داره. بنابراين تروريسته و درنتيجه جزو حيوانهاي وحشي به حساب مياد. حالا اگر بشه اين حيوان وحشي رو گرفت و بين حيوانهاي وحشي ديگه رها كرد، كه هيچ. در غير اين صورت، كشتن يك حيوان وحشي كه در حال حمله به انسانهاست كه مشكلي نداره.
2- انساني كه هتك حرمت ميكنه و قانونا نميشه جوابش رو داد، فوقش ميشه هتك حرمت كرد نه اينكه كشتش. حداقل من به خودم حق نميدم مثل حيووناي وحشي، انساني رو كه فوقش هت˜ حرمت كرده بكشم.
3- كسي كه به من فحش بده، يا جوابش رو با سكوت (جواب ابلهان) مي گيره يا با فحش. شايد دلم بخواد كسي رو كه بهم فحشِ بَد ميده، بكشم. اما واقعا اين حق رو دارم كه هر كاري دلم خواست بكنم؟ فرق من با يه حيوون در اين نيست كه هر كاري دلم خواست نمي كنم؟
در باره سلمان رشدي هم نياز نيست كسي چيزي بهش بفهمونه (اگر فهم داشت همچين چرندياتي نمي نوشت) ولي من حتي با كشتن اونهم مخالفم. ميشه هزاران كتاب پر از عباراتي مثل همين جمله من براش نوشت. ميشه همون چيزهايي رو كه اون براي پيامبر اسلام و ... نوشته، براي خودش نوشت. چرا بايد كشته بشه؟ چون با احساسات ديگرون بازي كرده؟ طبق كدوم منطقي جواب نوشتن اعدامه؟ يادمه قانوني بود كه ميگفت هر عملي را عكس العمليست برابر با آن و ....
اگر بخوايم بابت نوشتن دست به هفت تير و گلوله و اعدام ببريم كه هر كسي ميتونه با توجه به تعاريف و ذهنيات خودش هر نوشته اي رو مستحق اعدام و ... بدونه.
يك نكته : هرگز فراموش نكنيم ما موجوداتي هستيم داراي عقل و تفكر. بنابراين ديدگاه هاي مختلفي داريم. براي راحت تر زيستن، با هم و در كنار هم زندگي مي كنيم و جمع پديد مياد. توي جمع، افكار باهم تضاد پيدا ميكنن. روشهاي مختلف خودشون رو نشون ميدن. براي بهتر زندگي كردن و كاهش اختلاف، قوانين رو تعريف ميكنيم (و براي كسانيكه قوانين رو رعايت نمي ˜نن، مجازات) اما بايد يادمون باشه، حداكثر مجازاتي كه مي تونيم، براي كسي كه حاظر نيست تن به قوانين ما بده در نظر بگيريم اخراج از جمع خودمون و محروم كردنش از امتيازاتيه كه جمع ما بهش داده. بخصوص اگر اون انسان به دلخواه خودش وارد جمع نشده باشه (توي جمع متولد شده باشه). اين رو هم فراموش نكنيم كه نمي تونيم براي انسانهايي كه داخل جمع (جامعه) ما نيستن و از مزاياي جمعمون استفاده نكردن، مجازات تعيين كنيم.

مثل اينكه طبق معمول زياده روي كردم. با اين خستگي اونهم توي اين موقع از شب، اميدوارم تونسته باشم منظورم رو رسونده باشم. منتظر جوابت هستم.
موفق باشي. قربانت : رضا

و اما جواب :
اولا ؛ از اينكه اين دوست عزيز مردانگي بخرج داده و اشتباه قبلي خود را اصلاح كرده است از او متشكرم .
پس اين دوست تا اينجا به اين معتقدند كه هر كشتني ترور نيست (هرچند كه تاكنون تعريفي از ترور ارائه نكرده اندو بنده تقاضا دارم كه دايره تعريف را تنگتر كرده و تعريف روشني ارائه فرمايند ).
دوما ؛ ايشان هم معتقدند كه ؛؛ براي من بيش از ظاهر كشتن خواست باطني مهمه ؛؛ يعني : نيت .
استنباط بنده اينست كه هر ؛؛ عملي ؛؛ با ؛؛ نيات ؛؛ متفاوت حسن و قبح ان عمل را مشخص ميكند يعني اگر عملي هرچند زشت با نيت ( خواسته باطني ) خوب و انساني والهي مي تواند عملي خوب باشد و بالعكس.
و اما سوما ؛ راجع به مثال مربوط به ؛؛ حيوانات وحشي و اينكه موجود وحشي لايق زندگي با حيوانات وحشي جنگله ؛؛ يك خاطره از دوران بچگي يادم امد كه خالي از لطف نيست :
روزي يكي از خرسهاي وحشي كوه سبلان راه گم كرده بود و سرو كله اش در يكي از روستاهاي شهرستان سراب ( اذربايجان شرقي ) پيدا شد و به هر كشاورزي كه مي رسيد او را ميدريد بطوري كه ديگر هيچ كسي جرات بيرون رفتن از روستا را بخود نداد و اقا خرسه در باغهاي روستا شكمي از عزا درمي اورد ( از بس كه گلابي ميخورد ) .
حتي چند نفر از جوانان قلچماق كه هيبتي به هم زده بودند دسته جمعي به سراغ خرس رفتند ولي متاسفانه لهيده و زخمي برگشتند و اقا خرسه هم عصباني شده و به داخل روستا حمله كرد و مردم عاجز از دفاع در برابر اين خرس بودند تا اينكه ...
جواني كه در زمان وقوع انقلاب اسلامي كلتي را از يكي از پادگانهاي تهران بدست اورده بود با شليك چند گلوله اين حيوان قوي را از پاي انداخت و مردم را از شرش راحت كرد .
خوب ؛ اميدوارم با بيان اين خاطره منظورم را رسانده باشم چرا كه اگر زورتان به چنين حيوان وحشي نرسد كه به جنگل برگردانيد! و او جامعه و امنيت شما را بخطر اندازد چه بايد بكنيد ( البته در جامعه اي كه هيچ نيرويي براي حفظ امنيت شما موجود نباشد ) .
چهارم اينكه ؛ در مورد اينكه متجاوز به سرزميني ( يا حريمي ) ؛؛ تروريسته و جزو حيوانات وحشي بحساب مياد و حالا اگر بشه اين حيوان وحشي رو گرفت و بين حيوانهاي وحشي ديگه رها كرد، كه هيچ. در غير اين صورت، كشتن يك حيوان وحشي كه در حال حمله به انسانهاست كه مشكلي نداره.؛؛ هم مثال و توضيح بالا كفايت ميكند و اين دوستمان تا اينجا با ما موافقند.

و اما پنجم ؛ به اين دوست عزيز توصيه مي كنم كه در مورد كلمه ؛؛ هتك حرمت ؛؛ بيشتر دقت كنند . ايا فكر ميكنند كه ؛؛ كشتن ؛؛ از ؛؛ هتك حرمت ؛؛ بدتر است ؟ و ايا خداي نكرده مقابله به مثل در اين مورد را نهايت مجازات مي دانند و فكر ميكنند كسي كه بخود اجازه هتك حرمت ديگري را ميدهد از اينكه با او مقابله به مثل كنند هراسي دارد ؟ اصلا ايا چنين كسي ناموس دارد كه نسبت به ان تعصب داشته باشد ( خواهش ميكنم ديگراز بكار بردن واژه ؛؛ ناموس ؛؛ و ؛؛ غيرت ؛؛ و ؛؛ تعصب ؛؛ و ... بر من خرده نگيريد كه اينها در منشور حقوق بشر نيست ؟!) . من كه باور نمي كنم هيچ انساني بر اين باور باشد ( خواهش مي كنم كه مخصوصا در اين مورد شعارزدگي را كنار بگذاريم ).
و اما در مورد سلمان رشدي و حكم اعدام او بخاط چيزي كه ايشان ؛؛ گفتن چرنديات ؛؛ ميداند را بعدا بيشتر به ان خواهيم پرداخت .اما بنده فكر نمي كنم كه اين دوست عزيز واقعا معتقد باشد كه جواب جرنديات او نوشتن چرنديات باشد (‌هرچند كه معتقد به اعدام نباشد اما اين هم جواب درستي نيست ) .
و جمله قشنگي دارد كه ؛؛ طبق كدوم منطقي جواب نوشتن اعدامه؟؛؛ كه هرچند بيشتر شبيه شعاري است كه اينروزها مطرح است ولي بهر حال سوال بجايي است و اين وبلاگ بدنبال جواب همين سوال است . وبنده بدنبال همين ؛؛ منطق! ؛؛ مي گردم .

و اما در مورد نكته اخري :
1- به مجازات معتقدند ولي اعدام را مجازات نمي دانند . خوب امروزه خيلي ها همين اعتقاد را دارند كه اعتقاد ؛؛ حقوق بشري! ؛؛ است كه البته مي دانيد كه در اين منشور هيچ تفكر ديني و الهي مد نظر قرار نگرفته و تنها بر پايه عقل بشر بنا شده است .
توجه كنيد كه اعتقاد به اين امور به اصول فكري هر شخصي بستگي دارد يعني اين دوست عزيز كه معتقد است:
؛؛ اما بايد يادمون باشه، حداكثر مجازاتي كه مي تونيم، براي كسي كه حاظر نيست تن به قوانين ما بده در نظر بگيريم اخراج از جمع خودمون و محروم كردنش از امتيازاتيه كه جمع ما بهش داده. بخصوص اگر اون انسان به دلخواه خودش وارد جمع نشده باشه (توي جمع متولد شده باشه). ؛؛
يعني به تفكر هر شخصي بستگي دارد كه اين تولد را خواست پروردگار بداند يا نه . كه اگر به اين معتقد باشد كه اين تولد ها و مرگها در بنا به خواست خداست پس خدا هم اين ؛؛ اجازه !؛؛ (‌ببخشيد كه اين لفظ را بكار ميبرم ) را دارد كه مثلا در كتابش حكم قصاص ( اعدام و غيره ) را صادر فرمايد براي مثال ايه 194سوره بقره و ايه 45سوره مائده ( البته امروزه كساني هستند كه اعتقاد به خدا دارند ولي چنين اجازه اي را به خدا نمي دهند !!) .
ببخشيد كه اين مطلب طولاني شد و يك؛؛ اسمون ريسمون؛؛ حسابي . براستي روده درازي درازي شد .

در ضمن در اين وبلاگ بنده بدنبال مباحثه و مجادله با دوستان نيستم هرچند كه عقايد و انتقاداتشان را بجان ميخرم ولي فقط انتظار دارم كه مرا در تعريف ترور ياري دهند .
والسلام
البته دوستان بقیه این بحث را میتوانند در اینجا پیگیری کنند

حسن صباح

نظر ايت الله مکارم شيرازی

س – ترور از ديد اسلام و همچنين قوانين انسانى چه حكمى دارد؟

ج: تروريسم در تمام اشكالش حتى در برابر دشمنان ممنوع است.

س – هواپيما ربايى، آدم ربايى، پايمال كردن حقوق بشر، سركوب دگر انديشان، زندان نمودن قلم بدستان، سخن گويان، دانشمندان، دانشجويان، ايجاد ترس، رعب وحشت، و.... مىتوانند از مصاديق خشونت باشند؟

ج: هواپيما ربايى، آدم ربايى، پايمال كردن حقوق بشتر وايجاد اختناق به هر صورت از مصاديق خشونت است وبايد از آن پرهيز كرد آزادى قلم نيز بايد تأمين گردد ولى نبايد آزادى قلم وسيله اى براى هتك حرمت افراد وايجاد تشويق در جامعه گردرد كه اين از مصاديق خشونت است.

س – دفاع از خاك ميهن و يا يك انديشه مقدس و يا از مال و جان را مىتوان عملى خشونت زا بر شمرد؟

ج: جهاد كه به معنى دفاع در مقابل مهاجم است خشونت نيست بلكه دفع خشونتى است كه بر كشور يا عيتى تحميل ميشود.

هم اكنون بعضى از دولتهاى بزرگ انواع خشونت ها را در مورد مخالفان خود مرتكب ميشوند يا از كسانى كه مرتبا متوسل به خشونت مى گردند حمايت ميكنند وانتقاد از آنها نيمشود يعنى برخورها با خشونت كاملا دوگانه است.

که البته مشروح اين مصاحبه را درسایت دیدگاه می توانيد بخوانيد ( البته غلطهای املايی در سايت را به بزرگواری خود ببخشيد )
البته نظرات ايت الله منتظری و ايت الله حکيم و نيز ايت الله سيستانی را نيز در انجا می توانيد بخوانيد .

حسن صباح

شعار زدگی

شعارزدگي و سياست زدگي
بنا به انتقادي كه يكي از دوستان داشت و بسيار بجا بود سعي خواهم كرد بعد از اين خلاصه تر و گزيده تر بنويسم و اما ...
چرا اكثر جوانان و بخصوص قشر دانشجو سعي مي كند در هر مسئله سياسي كه پيش مي ايد اظهار نظر كند بدون اينكه اگاهي و يا حتي علاقه اي به ان داشته باشد ؟
اينكه صرفا مي خواهد خود را انساني مطلع در زمينه مسائل سياسي نشان دهد و به بحث و جدل بر مي خيزد كه نمونه انرا در بسياري از وبلاگها هم مي توان ديد .
چندي پيش به چند وبلاگ با موضوعات سياسي سر زدم كه دوستان بدون اينكه از اصل سخنراني اقا جري مطلع باشند به جبهه گيري در مقابل راي قاضي پرداخته بودند ( چه موافق و چه مخالف ) ؛ بدون اينكه بخواهند اين حكم قاضي را از ديد حقوقي كشور و يا حقوق اسلام بررسي كنند .
جوان بدون پشتوانه فكري و پژوهشي و عقيدتي امروز تنها به اين بسنده كرده كه از نوشته هاي ژورناليستها تغذيه فكري كند و تشجيع شود و يا از فريادهاي مشتي طالب قدرت تطميع شود و به هيجان ايد و ...
اين يعني شعار زدگي و سياست زدگي .
و اما اينكه اين موضوع چه ربطي به وبلاگ يك تروريست دارد ؟
از مطلب بالا كه البته بسيار هم خلاصه شد چه ميخواهم نتيجه بگيرم ؟
دوستي كه به اين وبلاگ سري زده بود نوشته است كه با هرنوع كشتن مخالف است و دوستي ديگر ترورهايي را كه حسن صباح انجام داده را جزو ترور طبقه بندي نميكند بدون اينكه تعريفي از ترور ارائه نمايد و بگويد كه طبق" اين تعريف " اعمال حسن صباح ترور محسوب نمي شود .
امروزه بسياري از جوانان هستند كه عمليات هاي استشهادي فلسطينيان را ترور مي دانند و محكوم مي كنند ولي اعمال جنايتكارانه صهيونيستها را دفاع مي پندارند ( هرچه كه در راديو هاي بيگانه مي شنوند و يا سايتهايشان مي خوانند و بدتر از همه در ماهواره هايشان مي بينند ) .
و بعضي نيز به تبع روزنامه ها و راديو و تلويزيون خودمان همه چيز را برعكس ...
و بعضي هم بنا به مطالب روزنامه هاي اصلاح طلبان و ... نظرات ديگري دارند كه اصلا در اسلام ترور نداريم و ادمكشي خشونت است و خشونت هم كه مغاير با حقوق بشر است و ...
و در اينجا تروريست از شما دوستان عزيز ميخواهد كه اگر ميخواهيد با او همراه شويد تا شاید به تعريفي عقلاني برسيم كه ترور چيست و تروريست كيست و اينكه كجا عملي " مقدس!" و در كجا مذموم و زشت و ... مي باشد .
براي روشن شدن موضوع در مطلب اينده از صدر اسلام شاهد مي اورم که ايا پيامبر اسلام دستوراتی چون ترور دشمنانشان را صادر کرده است یا نه

حسن صباح

ضربه ديگری به اسرائيل

براستی که امنيت اسرائيلی ها در سراسر جهان سلب خواهد شد .
ديروز در کنيا يک هتل اسرائيلی که عمدتا توريستهای اسرائيلی در ان اقامت می کنند با بمب منفجر شد و تاکنون ۱۵نفر به هلاکت رسيده اند .در ضمن دو موشک هم به يک هواپيمای اسرائيلی شليک شده که به هواپيما اصابت نکرده است .
در اينجا می توانيد به مظلوم نمايی سايت فارسی بی بی سی در اين مورد توجه فرماييد .
براستی چرا اين سايتها از زجرها و ستمهای مردم اواره فلسطين چيزی نمی گويند ؟
در اینجا هم خبری می خوانید که حکایت از جعلی بودن صدای پخش شده از اسامه بن لادن در این چند روز اخیر است .( چقدر خوشحال شده اند که فکر میکنند به احتمال ۹۵درصد صدا جعلی است !)

حسن صباح

باز هم تعریف ترور

Terrorism
تروریسم در فرهنگهای لغت چنین معنا شده است :
عقیده به لزوم ادمکشی و ایجاد وحشت در بین مردم و یا سیستم فکری یی که هر نوع عملی را برای رسیدن به اهداف سیاسی جایز می داند .
ارعابگری - ایجاد ترس و وحشت در مردم - مردم ترسانی - همه ترسانی
اصول حکومت کردن یامخالفت با حکومت بوسیله تهدید و ایجاد وحشت
Terror
ترس زیاد - وحشت - چیزی که باعث ترس و وحشت شود - بلا - بچه شیطان
اقدام وحشت افزا - شیطان - شرور
ادمکشی سیاسی
Terrorist
ارعابگر - ادمکش سیاسی - طرفدار ارعاب و تهدید

و معناهایی از این قبیل ...
اما انچه پیداست اینست که این واژه یک واژه وارداتی است و اینکه در میان واژه های خودمان ( چه ایرانی و چه عربی و اسلامی ) واژه مترادف برای این مورد پیدا نکردم جز واژه ؛؛ قتل ؛؛ یا ؛؛ قتل عام ؛؛ و از این قبیل .
و اگر معنای ترور و تروریسم و تروریست اینست پس استغفرالله . ادمکشی بد است به معنای مطلق کلمه .
براستی چرا تعریف ترور از دید اروپایی ها ادمکشی سیاسی یا مردم کشی یا همه کشی ( قتل عام ) است چرا انها در این مورد هم پای مردم را وسط کشیده اند .
پس با این حساب ترور فروهرها یا مختاری و یا شریف و غیره و ذالک که تک تک کشته شدند ترور محسوب نمی شود . یا اینکه مگر ترور اینها یا مثلا همین سعید حجاریان در بین مردم وحشت ایجاد کرد ؟
همه می دانیم که مردم از ترور حجاریان نترسیدند چون انها که حجاریان و یا مقتولان زنجیره ای را کشتند با مردم کاری نداشتند و هیچ ترس و وحشتی در بین مردم ایجاد نشد ولی فعالان سیاسی و همفکران اینها از وحشت کم مانده بود که قالب تهی کنند . شاید بعضی ها یادشان هست که اکبر گنجی چه حال و روزی داشت پس از ترور حجاریان .
بنده معتقدم که این اعمال در بین مردم هیچ ترس و وحشتی ایجاد نکرد اما در زمره ادمکشی سیاسی می توان این موارد را طبقه بندی کرد .
راستی ادمکشی سیاسی چیست ؟
ایا کشتن مخالف سیاسی همان ادمکشی سیاسی است ؟ مثل همین موارد و یا مواردی چون شهادت شهدای اوایل انقلاب بدست گروه منافقین (مثل گروه فرقان یا مجاهدین و غیره ) که کسانی چون شهید مطهری و یا شهید رجایی و باهنر و شهدای هفتادو دو تن و شهدای محراب را برای اغراض سیاسی به شهادت رساندند .
اگر این ادمکشی سیاسی همراه با ارعاب مردم عادی و قتل عام انها در کوچه و بازار باشد چه نامیده میشود ؟
مثل ایام اول انقلاب که وقتی گروه منافقین خلق از مردم مایوس شد به جان مردم کوچه و بازار افتاد و هرکسی را که ریشی داشت و یا در نهادهای مردمی فعالیت داشت را به گلوله بستند و کشتند که موارد زیادی از این قبیل ادمکشی را مردم سراغ دارند و قدیمی ها هنوز از یاد نبرده اند و این ادمکشی همراه با ارعاب مردم عادی هم بود

خوب تا اینجای کار بنده این تعریف را قبول دارم که ادمکشی سیاسی که عمدتا برای بدست اوردن قدرت بیشتر یا تسلط برحکومت و مراکز قدرت انجام میگیرد یک عمل شیطانی است و اینرا نیز قبول دارنم که ارعاب مردم بیگناه و کشتار انها هم عملی ضد انسانی و جنایت است و مورد قبول هیچ انسان ازاده ای نیست چه برسد به اینکه مومن و معتقد به خدا و ... هم باشد .
و در اینجا از تعریف لغتنامه ای هم فراتر رفته وادمکشی و ارعاب بخاطر عقیده را هم عملی ضد انسانی می دانم و معتقدم کسانی که فکر میکنند این اعمال برای رضای پروردگار است را هم مردود می دانم .
اما ...
انچه بنده بران پای می فشارم اینست که انواع دیگر ادمکشی نیز هست که انسان ناگزیر ( توجه کنید ناگزیر ) باید که انجام دهد که هیچ ملتی این نوع ادمکشی را شیطانی و جنایت نمی پندارد .
ایا کسی که برای دفاع از وطنش متجاوزی را بکشد این عمل او را نیز می توان ترور یا ادمکشی و جنایت نامید ؟
ایا کسی را که از ناموسش دفاع کرده و ناگزیر متجاوز را بکشد جنایت کرده است ؟
ایا کسی را که به شما هتک حرمت نماید و شما قانونا نتوانید او را سرجایش بنشانید بخود حق نمیدهید که او را شخصا ادب کنید هرجند که بعدا به سزای این عملتان ا در پیشگاه قانون برسید .
مثالی بزنم که بچه های کوچک هم بخوبی درک کنند :
اگر کسی به شما فحش بدهد و هیچ حرف حساب را هم نفهمد و دست از این کار زشتش بر ندارد ایا شما راهی برای قانع کردن او دارید ؟
مثال روشنی بزنم که مصداق روشنی داشته باشد و با این کار هدف و منظور اصلی ام از این وبلاگ را مشخص بکنم :
ماجرای سلمان رشدی مرتد را کمابیش همه میدانند و امروزه با وجود اینترنت و به لطف هموطنان اواره مان که صاحب سایتهای زیادی در خارج شده اند براحتی می توان تمام متن این کتاب را دانلود کرد( جالب اینجاست همانها که متن این کتاب را در سایتهایشان گذاشته اند نیز به اینکه این کتاب هیچ ارزش تاریخی و عقلی و ... ندارد اعتراف کرده اند ) و در تمام کتاب براستی هیچ چیزی بجز فحاشی نا جوانمردانه نمی توان یافت .
ایا به چه منطقی شما می توانید به سلمان رشدی بفهمانید که مثلا زنان پیغمبر فاحشه نبودند ( استغفرالله ) یا اینکه پیامبر هرگز شراب ننوشیده و مست نکرده و به او تجاوز نشده و ...
ایا چنین کسی را بجز با گلوله می توان ساکت کرد ؟
ایا کشتن سلمان رشدی هم ادمکشی سیاسی است یا ارعاب مردم عادی یا سایر موارد فوق .
ایا این مورد هم ترور تعریف می شود .
قضاوت با شماست .


حسن صباح

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مسعود قلعه


نویسندگان
مسعود قلعه


آرشیو من
دی ٩٥
بهمن ٩۳
آذر ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
دی ۸۳
مهر ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


لینک دوستان
  ليست وبلاگ ها

پشتيبان تروريست



: لينکها ي سايتهاي مفيد
يکي از سايتهاي شيعه
سايت حوزه
محلي براي جوانان ايراني
بانک اطلاعات ايران

سايتي براي اموزش زبان

اموزش انلاين انگليسي

مترجم پارس

سايت دريچه

سايت خبري بازتاب

مستضعفين

مدارک علمي ايران





 

وبلاگهاي دوستان

 

حق علي - فدک فاطمه

الف

ارمانشهر

پايگاه بصير

سخني در باره تصوير 11سپتامبر


باور کنيد که حادثه 11سپتامبر را عملي انساني نمي دانم چه برسد به اينکه انرا عملي اسلامي بدانم . اما از اينکه اينبار توپ در زمين دشمن است خوشحالم . چرا نباشم ؟ مگر وقتي که امريکائي ها هواپيماي مسافري ما را با 290سرنشين بي گناه تکه تکه کردند ناراحت شدند که امروز من از ديدن اين صحنه ناراحت شوم؟ . مگر به فرمانده ناو ويسنس مدال افتخار ندادند ؟ از عملش راضي و خوشنود بودند که او را مفتخر به مدال شجاعت کردند . مگر سالها با حمايت از رژيم پهلوي خون اين مردم شريف را به شيشه نکردند ؟ مگر ناراحت شدند يا اکنون از کرده خود پشِمانند ؟ مگر جوشن و سهند و سبلان ما را ناجوانمردانه به قعر ابهاي نيلگون خليج فارس نفرستادند ؟ مگر ما به انها اعلان جنگ کرده بوديم ؟يا اينکه انها به ما اعلان جنگ کرده بودند ؟ دوستان جواني که جوشن و سهند و سبلان برايشان نامفهوم است مي توانند از حافظه بزرگتر هايشان کمک بگيرند يا از ارشيو روزنامه هاي مربوط به اواخر جنگ . دوستان من! جوشن وسهند و سبلان ناوچه هاي افتخار افريني بودند که با دلير مردانشان در روزهاي پاياني جنگ توسط ناوگانهاي پيشرفته امريکائي ها و با موشکهاي مدرن انها از راه دور هدف قرار گرفتند و ناجوانمردانه غرق شدندو...



 




 

 عمده مطالب پيشين


 

ترورچيست وهدف از ايجاداين وبلاگ

ترورهم نوعي اسلحه است

اولين تعريف از ترور

ترورخوب و بد از ديد امريکائيها

نظر ايات عظام

نمونه اي از سريه هاي پيامبر خدا

سريه ترور کعب ابن اشرف بدستور رسول خدا
جنگ تروريستي

پيامبران کسي را به اشاره نمي کشند

سريه ترور سفيان ابن خالد بدستور پيامبر

مد پرستي ديروز و امروز

پايگاه ابو بصير

سريه کشتن ( ترور ) ابو رافع يهودي

سريه عمروبن اميه ضمري در کشتن ( ترور ) ابوسفيان

داستان ترور عبدالله ابن ابي ابر منافق مدينه


 


ارشيو طبقه بندي شده

ارشيو اول

ارشيو دوم

ارشيو سوم

ارشيو چهارم

ارشيو پنجم

ارشيو ششم

ارشيو هفتم

ارشيو هشتم

ارشيو نهم

ارشيو دهم

ارشيو يازدهم

ارشيو دوازدهم

 


 







Blogroll Me!


 

خبرگزاري

 

SNN

 

IRIB NEWS

 

IRNA

 

ISNA

 

GHEST

 

BBC PERSIAN

 


 

اسلامي

 

رهنما

 

نورنت

 

حوزه

 

الشيعه

 

بنياد قران

 

تبيان

 

بلاغ

 

بانك اطلاعات اسلامي

 

اسلام هو

 

جستجو گر شيعي

 

رشد

 

اخبار شيعه

 

شيعه نت

 

پايگاه هاي شيعي

 

شيعه اسلام

 


 

ائمه

 

امام علي

 

امام حسين

 

امام رضا

 

حضرت مهدي

 

اجلاس مهدي

 

ظهور

 

منتظر

 


 

علما

 

امام خميني

 

أيت الله خامنه اي

 

آيت الله مصباح يزدي

 

آيت الله مطهري

 

آيت الله مكارم شيرازي

 

علامه فضل الله

 

آيت الله شاهرودي

 

سيد حسن نصرالله

 


 


 

 

مردي که حتي عرضه خودکشي نداشت

 

دهانش را کاويدند

اين شپشو ، همان « سردار قادسيه » است !!!


ديگر سايتها

 

افق

 

بسيجي

 

سبكبالان

 

صبح

 

كتابخانه جنگ

 

 

 


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0