تروریست

There was a time when they called us 'Ajams' [non-Arabs, or Persians], and we felt ashamed and wore turbans to look like the Arabs. They called us 'Rafidis' [a derogatory term used to refer to Shia Muslims],تا به روز سياه بنشينند and we concealed our love for our master [Imam Ali, cousin and son-in-law of Prophet Muhammad, and the first Shia Imam]. For years they attacked us and we only denied. Would anyone during those years come out and shout: 'Oh Tyrants! I am a Rafidi'? Yesterday, the tribe of blue-eyed blonds who had built a civilization out of hay and on the foundation of modern ignorance put chapeus on our heads so that we would be Westernized from head to toe. Those who would not comply were labeled 'reactionaries '. For years we tried to deflect this 'attack'. Today, they call any Muslim who sacrifices his life and fights to rub the nose of the arrogant and the bully into the dirt a terrorist. They are attacking and I'm now counter-attacking. So I shout: I'm an Ajam. I'm a Rafidi. I'm a reactionary. I'm a terrorist 

  ااسپتامبر - عکس اول

چرا « تروريــســت »؟

عده اي روزگاري به ما گفتند : عجم ! ننگمان امد . پس دستار بستيم تا چون عربها گرديم
روزگاري ديگر گفتند : رافضي ! پس ساليان دراز تقيه کرديم و عشق به مولايمان را پنهان ساختيم
پس براي ساليان سال انها « تک » کردند و ما فقط انکار کرديم . ايا در ان سالها کسي پيدا شد تا داد زند: که اي جباران عالم ! " من رافضي ام "
ديروز نيز قوم موبور چشم زاغ که بر پايه جاهليت مدرن تمدني پوشالي بنا کرده اند کلاه شاپو بر سرمان گذاشتند تا از فرق سر تا نوک پا فرنگي شويم . به انها که مطيع نشدند گفتند : مرتجع ! . سالها سعي کرديم تا اين « تک» را دفع کنيم
امروز به مسلماني که جانش را بکف گرفته پيکار مي کند تا پوزه مستکبر و قلدر را بخاک را بخاک بمالد مي گويند : تروريست !
انها « تک » مي کنند و من نه « پاتک » که بر « تک » شان « پاتک » مي زنم . پس فرياد ميزنم :
من عجم ام . من رافضي ام . من مرتجع ام .

من تروريـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــستم .

 


( نقد دين ستيزي و اشنايي بادين ستيزان )

 مطالب تروريست در وبلاگ « حق علي ( ع ) -  فدک فاطمه ( س ) »


توضيح : ضمن تشکر از جناب دوستدار بابت متن انگليسي ، عکسهاي حادثه ?? سپتامبر تزئيني است .

 ارشيوهاي تروريست ( لحظه اي ماوس را روي شماره ها نگه داريد تا از فهرست مطالب مطلع شويد ) :
اول دوم سوم چهارم پنجم ششم هفتم هشتم نهم دهم يازدهم دوازدهم

بازهم جنگ...


بنام خدا
سال نو مبارک

امروز جنگ اغار شد . جنگ بين عراق و امريکا .امريکا نقاطی را در بغداد هدف موشک قرار داد و نيز نقاط حساسی را در بصره بمباران کرد . عراق نيز تاکنون شش موشک به سمت کويت شليک کرد که چهار موشک به هدف اصابت کرد . در ضمن توپخانه عراق فعال است . ظاهرا لحظاتی جنگ متوقف شده و گويا تا لحظات ديگر مجددا شروع خواهد شد . در ضمن يک موشک نيز در حوالی بغداد تعدادی غير نظامی را مجروح کرده است .
خوب اين مقدمه ای برای يک جنگ خونبار و خانمان برانداز است . جنگ دو مستکبر که باز طبق معمول قربانيان اين جنگ مردم عادی خواهند بود .
در اينجا اخبار و اطلاعاتی از حملات امروز و نيز محل کاخهای صدام و پادگانها و نيز محل اسقرار نيروهای نظامی و پايگاههای امريکا در اطراف عراق را می توانيد بدست اوريد ( نقشه ها و اخبار ).
جنگ عراق و امریکا ( گرفتار هم شده اند ) شاید به کشورمان ایران هم بنوعی مربوط باشد و شاید هم بعدا مربوط شود (‌!‌)‌ ولی به تروریست مربوط نیست .
صدامی که امریکا برای جلوگیری از نفوذ حکومت اسلامی ایران ( چون مار در استین ) پرورش داد امروز بلای جان ارباب شده است ( درست مثل اسامه بن لادن ). و هر دو بلای جان جهانیان بخصوص مردم منطقه و عراق .
امیدوارم صدامی که هشت سال جلوی دلاورمردان ایران ایستاد ؛ ایستادگی را یاد گرفته باشد .لا اقل همانطور که جلوی همت ها و باکری ها و بروجردی ها و صیادها و ... هزاران شهید ایران ایستاد و جنگید و با نامردی بسیاری از جوانان این مرز و بوم را از مادرانشان و سرزمینشان گرفت و از هیچ جنایتی ( اعم از سلاحهای شیمیایی و میکروبی و... اهدایی همین یانکی ها و انگلیسی ها ) فروگذار نکرد برای کفار ادای مردی و مردانگی ( چون صلاح الدین ایوبی تکریتی ) در نیاورد و در این اخر عمری اربابانش را از هیچ کدام از ان نا مردی ها و جنایتها بی نصیب نگذارد . بگذار مزه جنایت را افریدگان جنایت ( امریکائیها و انگلیسیها )هم بچشند .

امروز روزی است که صدام ازموده هایش را باید به مرحله اجرا بگذارد و داشته هایش را قبل از اینکه از دستش بگیرند مصرف کند(!)

خدایا ایا این هردو جنایتکار تقاص خون شهدای ایران را خواهند داد ؟! به عدالتت شکی نیست .
خدایا به مردم بی پناه عراق رحم اور .

در ضمن :
عید سعید سال ۸۲ را به همه دوستان تبریک عرض می نمایم . و بزودی به دوستان با نقل یک عملیات تروریستی صدر اسلام ( شیرین و خواندنی ) عیدی خواهم داد .و نیز در توضیحات بالای وبلاگ توضیحی کلی در مورد واژه ترور ارائه خواهم کرد .



حسن صباح

اتش در ايه های شيطانی / چند خبر

سلام
با اينکه بنا به دلايلی فعلا سرم ( البته در دنيای واقعی ) خيلی شلوغ است و همانطور که قبلا هم نوشته ام تا نيمه دوم محرم قادر به نوشتن مطلب جديد نيستم . ولی امروز که برای اطلاع از اخبار روز به سايتها سرک می کشيدم به چند خبر مورد علاقه برخوردم .
از ترور نخست وزير صربستان و دستگيری ۱۸۱مظنون ( چه پليس پرکاری دارند ! ) که بگذريم در صدر اخبار امروز شهادت ۱۶فلسطينی در نقاط مختلف فلسطين ( جنين و جباليا و طمعون و ...)به چشم می خورد که بدست نظاميان صهيونيست يا بدست تند روهای صهيونيست به خاک و خون کشيده شده اند ( قابل توجه بعضی ها که فقط برای نوجوانان اسرائيلی که فرزندان اشغالگرانند دل می سوزانند و حتی برای کودکانی که سرزمينشان اشغال شده و هرروز هم بدست اشغالگران کشتار می شوند دلشان نمی سوزد !).
از خبر « سناتورهای امريکا : اميد خود را برای تغيير رژيم ايران ( بدست اصلاح طلبان ) از دست داده ايم » هم می گذريم ( اينها به تروريست مربوط نيست تا بعد ! ).

و اما امام جمعه موقت تهران « ايت الله امامی کاشانی » در خطبه نماز جمعه مطالبی در مورد « مخالفت اسلام با ترور » ایراد کرده اند ( البته باز هم بدون اینکه تعریفی از ترور ارائه نمایند ) :
« اسلام با ترور مخالف است . ترور در تفکر استکباران پذیرفته شده است » ایشان با اشاره به ترور حضرت امام حسین ( ع ) بهنگام طواف در خانه کعبه بدست عوامل یزید یاد اور شد : « ترور کار یزید است نه کار امام حسین ( ع ) . امروز هم ترور کار کاخ سفید و کار صهیونیست هاست .»
متن کامل اخبار فوق را در اینجا می توانید بخوانید .

و اما خبری که باعث خوشحالی تروریست شد خبر زیر است که نشان دهنده اینست که هنوز جنگ با شیطان و ایه های شیطانی و منتشران شیطان صفت این ایات شیطانی هنوز ادامه دارد . به امید دستیابی بر شیطان رشدی که انشاءالله بزودی شاهرگش را زده از دو پایش اویزان خواهیم کرد تا ... ( انشاءالله بزودی شیطان را از لانه موش بیرون خواهیم کشید - خوش بحال اخرین شهید راه اعدام شیطان رشدی ) .
و اما اصل خبر :

انبار يك مؤسسه انتشاراتي در آلمان كه ترجمه فارسي كتاب آيه هاي شيطاني سلمان رشدي را چاپ و
منتشر كرده بود به آتش كشيده شد.
در اين آتش سوزي كه ساعت 2 صبح چهارشنبه اتفاق افتاد، سه طبقه از يك ساختمان در شهر «اسن» آلمان كه متعلق به انتشارات نيما، ناشر ترجمه فارسي كتاب آيه هاي شيطاني بود، در آتش سوخت و مأموران آتش نشاني بعد از ساعت ها تلاش موفق به مهار آتش شدند.
پليس اعلام كرد كه افرادي با شكستن درب آهني وارد انبار كتاب شده و در دو قسمت آن مواد آتش زا كار گذاشته اند. در جريان اين آتش سوزي ده ها هزار جلد كتاب از بين رفته است.
داود نعمتي، مدير انتشارات نيما درباره اين حادثه به راديو بين المللي فرانسه گفت؛ نيمه هاي شب، پليس مرا از خواب بيدار كرده و در جريان اين آتش سوزي قرار داد. وي افزود؛ پليس تمام ساختمان هفت طبقه را كه سه طبقه آن متعلق به نشر نيما بود، تخليه كرد. مديرمؤسسه انتشاراتي نيما، ادعا كرد كه پيش از آن نيز افرادي بابمب گذاري در اتومبيل شخصي وي قصد انفجار و ترور او را داشته اند كه موفق نشده اند.
مديرانتشارات نيما در پاسخ به اين سؤال كه چه كساني را عامل به آتش كشيدن انبار كتاب آيه هاي شيطاني مي داند؟، ادعا كرد؛ «با توجه به ايميلي كه از طرف يك تشكيلات در ايران كه مربوط به حسين شريعتمداري مديرمسئول كيهان است و پليس آلمان دنبال آن را گرفته بود و تعقيب مي كرد و عنوان كرده بودند كه بزودي من اعدام انقلابي مي شوم، طبيعتا هيچ تفكر ديگري نمي تواند غير از اين در ذهن من بگذرد»!اين ادعا در حالي است كه داود نعمتي در همين مصاحبه اعلام كرده است؛ هنوز تحقيقات ادامه دارد و پليس تحت هيچ عنواني اطلاعي در اختيار ما نمي گذارد.
در عين حال عدم استقبال از كتاب هاي اين انتشاراتي و بادكردن اين كتاب ها از جمله آيات شيطاني روي دست ناشر يكي از حقايقي است كه مي تواند در روشن كردن علت آتش سوزي انبار مذكور مورد توجه قرار گيرد.
منبع : روزنامه کیهان

خبری هم از اسامه بن لادن : رادیو ایران به نقل از یک منبع موثق پاکستانی خبر از دستگیری اسامه بن لادن داد که بلافاصله دولت پاکستان تکذیب کرد ( بعضی ها خواب خوش می بینند و خواب بعضی ها را پریشان می کنند !‌).
منبع : سایت بی بی سی فارسی
راستی می دانید جایزه برای زنده یا مرده بن لادن ۲۷ میلیون دلار است ؟!( بنظر شما اینقدر می ارزد؟ اگر پیدایش کردید و لو دادید . سهم ما یادتان نرود !)
اگر می خواهید اصل خبر را بخوانید اینجا را کلیک کنید .

حسن صباح

چند خبر از فلسطين / چند خبر از القاعده

چند خبر از فلسطين


عمليات شهادت طلبانه در حيفا ۱۵ اسرائيلي را به هلاكت رساند


همشهری صفحه خارجی روز 81/12/15

در حمله شهادت طلبانه ديروز در شهر حيفا در شمال اسرائيل دست كم ۱۵ نفر كشته و حدود ۳۰ نفر ديگر زخمي شدند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از بيت المقدس ، تلويزيون اسرائيل به نقل از پليس و گروههاي امدادي اعلام كرد در انفجار ديروز كه در يك اتوبوس در منطقه كرمل شهر حيفا روي داد، دست كم ۱۰ نفر كشته و حدود ۳۰ نفر ديگر زخمي شدند.يك مقام پليس اسرائيل تأييد كرد كه اين حمله انتحاري بوده است .
يك افسر آتش نشاني اسرائيل در گفتگو با تلويزيون اسرائيل ، اين انفجار را بسيار مهيب و قوي توصيف كرد. وي افزود: تقريبا هيچ چيزي از اتوبوس باقي نمانده است .
اوي پازنر، سخنگوي كابينه اسرائيل اين انفجار مرگبار را حمله اي بسيار شديد، توصيف كرد و افزود: سازمان هاي تروريستي با واكنش شديد تل آويو مواجه خواهند شد. از پنجم ژانويه، اين نخستين عمليات فلسطينيان در داخل اسرائيل به شمار مي رود.
اين در حالي است كه ارتش اسرائيل در يورش شب سه شنبه خود يك مسجد و چهار خانه فلسطيني را در رفح در جنوب باريكه غزه تخريب كرد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از غزه ، يك منبع امنيتي و شاهدان فلسطيني ديروز اعلام كردند نظاميان اسرائيلي با چنددستگاه تانك و بولدوزر به منطقه البرازيل در رفح يورش بردند و مسجد النور را تخريب كردند.
اين منبع تصريح كرد: اين دومين مسجدي است كه نظاميان اسرائيلي در كمتراز يك ماه پيش تاكنون تخريب كرده اند. مسجد صلاح الدين در ماه فوريه تخريب شد.

و اما اين واکنش شديد که سخنگوی کابينه دولت اسرائيل از ان نام برده است :

کشتارفلسطینی ها در اردوگاه جبالیا

نظاميان‎ رژيم‎ صهيونيستـي‎ از ترس‎ واكنش‎ فلسطيني‎ هابه‎‎ كشتارروزپنج‎ شنبه فلسطينيان‎ در اردوگاه‎‎ جباليا در شمال‎ غزه , منطقه‎‎‎‎ كاملا بسته درغزه وكرانه باختري‎ رود اردن‎ ايجاد كردند.
به‎ گزارش‎ واحد مركزي‎ خبر , در جنايت‎ اين‎ رژيم‎ دراردوگاه‎‎ جباليا 11 فـلسـطينـي‎ بـه شهادت‎ رسيدند و حدود 160 نفر زخمي‎ شدند.
اين‎ درحالي‎‎‎ است‎ كه‎ شوراي‎ امنيتي , سياسي رژيم‎ صهيونيستي‎ چهارشنبه‎ شب‎ در نشست‎ فـوق‎ العاده‎‎اي‎ در واكنـش‎ بـه عمـليـات‎‎ شهـادت طلبانه‎‎‎ فلسطينيان‎‎ درحيفا كه موجب‎ كشتهشدن 15 نفر و زخمي‎ شدن‎‎ دهها تن ديگـر شـد بـر افزايش‎ اقدامات‎ نظامي‎ در غزه‎ , جنيـن‎ و نابلس‎ و آغاز عمليات‎ نظامي‎ گسترده‎ در شهر الخليل‎ تاكيد كرد.

اين‎ رژيم‎ ادعا مي‎ كنـد, مجـري‎ عمـليـات‎ شهادت‎ طلبانه‎‎ درحيفا فردي‎ به نام‎ مـحمـود القواسمي‎ ازشهر الخليل‎ است‎.
دراين‎‎ حال‎ هزاران فلسطيني‎ اجساد 11 شهيـد را دراردوگاه‎‎ جباليا به سمت‎ مزار شهدا در استان‎ غزه‎‎ تشييع‎ و بر ادامه عمليـات‎ هـاي‎ شهادت‎ طلبانه‎ بر ضدرژيم‎ صهيونيستي‎ تاكيـد كردند.
متن اصلی خبر را در اینجا می توانید بخوانید .

و اما دو خبر هم از القاعده



پناهندگي همسران بن لادن به ايران تكذيب شد
سخنگوي دولت ادعاي مجله آمريكايي تايم در مورد پناه دادن ايران به چهار همسر و ۱۲ تن از فرزندان اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده را به طور كلي رد كرد و گفت: كشور ما براي هيچ تروريستي جايگاهي ندارد و اگر كساني به طور غيرقانوني وارد مرزهاي ما شوند، ما آنان را تسليم كشورهاي متبوع خود خواهيم داد...

دستگيري بن لادن نزديك است(!!!)
مجله آمريكايي تايم در تحليلي پيرامون وضعيت گروه القاعده پس از دستگيري خالد شيخ محمد مسئول كميته نظامي اين تشكيلات نوشت:
با دستگيري خالد شيخ محمد از رهبران القاعده در پاكستان، مقامات آمريكا و پاكستان مي گويند اسامه بن لادن ديگر چندان دور از دسترس نيست.
سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و پاكستان به طور منطقي اميدوارند كه دستگيري اخير محمد، بن لادن را از مخفيگاهش بيرون بكشد.
براي نخستين بار از زمان فرار بن لادن از كوه هاي تورابورا در افغانستان در دسامبر ۲۰۰۱، تعقيب كنندگان او توانسته اند ثابت كنند كه او هنوز زنده است و احتمالا «در نقطه اي در شمال پاكستان» پنهان شده است.
کل این دو خبر را نیز می توانید در سایت همشهری ( صفحه خارجی 81/12/15) بخوانید.

با سلام خدمت دوستان و نيز کسانی که مطالب اين وبلاگ را پيگيری می کنند ؛ به اطلاع می رسانم که تا نيمه ماه محرم مطلب جديدی نخواهم نوشت . منتظر راهنماييهای شما بزرگواران هستم .

درضمن در زیر هدیه ای برای دوست عزيزم حامد ( ارمانشهر )دليل اينکه بدنبال مطلبی در اينترنت راجع به شهيد مصطفی مازح ( اولين شهيد را اعدام سلمان رشدی مرتد ) بود.
حسن صباح

حسن صباح

قسمت پايانی جواب به دوست

ابتدا یک توضیح مختصر :
در مورد شناخت و علت طرح این موضوع توضيحات مختصری ارائه شد . دوست عزيزم جناب قلعه نيز زحمت کشيده خلاصه و گزيده هايی از کتاب " شناخت "استاد شهيد ايت الله مرتضی مطهری را در وبلاگ الف قرار داده اند که مطالعه ان مفید است ؛ هرچند بنده دانلود کتاب فوق را ترجیح می دهم تا با فراغ بال به مطالعه ان بپردازید ( خواهید دید که این اثر شهید مطهری مثل بسیاری از اثار دیگرشان هنوز بروز است و تازگی دارد ) .
با اینکه بدلیل دستگیری استاد توسط ساواک ‌سلسله سخنرانی های مسئله شناخت ناتمام مانده و در این بحثها قطعا استاد در مورد بعضی دیگر از منابع و ابزارهای شناخت ( مهمترین منبع = وحی ) فرصت نکرده اند که بحث نمایند. با این وجود شاید تنها کتاب مستقل در زمینه شناخت شناسی می باشد ( اگر دوستان کتابهای دیگری سراغ دارند ما را نیز بی بهره نگذارند ).

و اما ادامه جواب به انتقادات" دوست"

ایشان در قسمت دیگری می نویسند : " 4- من هرگز نگفتم که شما متوسل به باطل برای حفظ اسلام شده ايد چون که وبلاگ شما و وبلاگهايي از اين دست را اصلا در جهت حفظ اسلام نمی دانم بلکه معتقدم شما با گذاشتن نام تروريست بر بالای وبلاگتان و عکس حادثه 11 سپتامبر و شعارهايي که در حاشيه وبلاگتان نوشته ايد از اسم اسلام و مسلمان برای اهداف خودتان سوءاستفاده کرده ايد چون بنا بر شهادت قرآن و احاديث و سيره پيامبر و عترت و همينطور اجماع علمای اسلام دين اسلام دينی است ضد تروريستی و مخالف با اقدامات تروريستی. ".
1 - البته نظر هرکسی برای خود و نیز بنده محترم است حتی اگر ...
۲- قطعا عکس حادثه ۱۱ سپتامبر در وبلاگ تروریست در اظهار عقیده تان تاثیر فراوان داشته است ( نکند طرفدار رابطه با امریکا هستید و می ترسید این عکسها موجب سردی روابط با شیطان بزرگ شود ! )
۳- گویا قرار است همچنان به همان طبل قبلی بکوبید. دوست عزیزم ! اگر تعریف شما از ترور را قبول نمایم . بلی؛ بنا بر قران و احادیث و سیره پیامبر و نیز اجماع علمای دین اسلام؛ ترور را عملی غیر اسلامی و نیز غیر انسانی می دانم (‌اینرا بارها اعلام کرده ام ) .
۴ - خوشحال شدم . باور کنید . خوشحالی بنده اولا از این جهت است که اولا سیره پیامبر و عترت را دلیلی بر ضدیت ترور با احکام اسلام دانسته اید( خوب؛ نمونه های زیادی از این سیره را در اینجا نقل کرده ام ایا این نمونه ها را باور ندارید یا اطلاق واژه ترور به این عملیات یا سریه ها را ؟ ) و اما دوما : موجب بسی خوشحالی شد که به اجماع علمای دین اسلام معتقدید .

و اما در مورد قسمت چهارم :
استحضار دارید که راز ماندگاری کتابهایی چون قران ( صرف نظر از وحی و کلام پروردگار بودن ان ) و نیز دیوان حافظ و کتابهای دیگری نظیر دیوان حافظ و حتی قوانین حقوقی و مدنی و کیفری و ... خاصیت و ویژگی تفسیر پذیری ( interpretability) انهاست ( هر کسی از ظن خود شد یار من - و همین خاصیت است که می بینیم مجری تلویزیون گاهی برای شصت میلیون ایرانی یک فال حافظ می گیرد و هرکس بنا به نیت قلبی خویش از ان منتفع می شود )که موجب نگارش تفاسیرمتعددی شده است .
بنده نیز اگاهم که بسیاری از سوره ها و ایات قران شان نزولی دارند که گاها برای فهم ایه یا سوره فوق دانستن این شان نزولها الزامی است ولی این دلیل نمی شود که هر جا کم اوردیم برای توجیه عقیده مان مسئله شان نزول و تفسیر را دستاویز قرار دهیم .
در ضمن این توضیح را ضروری می دانم که اولا این ایه صریح و روشن و شفاف است و دوما ؛ بنده از این ایه برای استناد به اقدامات تروریستی استفاده نکردم بلکه برای مبارزه با کفار ( و اتفاقا عدم تسامح و تساهل نسبت به کفار ) به این ایه تمسک جستم .
در مورد مطلب " ... حداقل يک نفر از فرماندهان و رهبران دشمن را که ترور اش از جانب شما مجاز است را نام ببريد تا حداقل بفهميم اين ترور اسلامی شما چه معنايي دارد... " سوال شما را سوال پاسخ می دهم : اگر شما بعنوان یک ایرانی در امریکا سکونت داشتید یا در هر کجای دنیا به فرمانده ناو وینسنس ( که ۲۹۰نفر از هموطنان ما را تکه تکه کرد و از طرف خون اشامان کاخ سفید مفتخر به مدال شجاعت گردید ) دست می یافتید ایا او را نمی کشتید ؟
( البته شاید با این افکار شما با او عکس یادگاری هم بیاندازید ولی ... بگذریم غرض معرفی کسی بود ! )

قسمت پنجم :
حتما داستان" لا حکم الا لله" گفتن خوارج را حتما شنیده اید و حتما هم فرمایش امام علی ( ع ) را در مورد این شعار خوارج شنیده اید که ایشان در اینباره فرموده اند حرف حقی که از ان اراده باطل کرده اند ( به این مضمون ) . همه مواردی که در مورد پیامبر ( ص ) و امام علی ( ع ) و مالک اشتر فرموده اید همگی درست است ولی دلیل اغماض و بخشش این بزرگواران را نیز می دانید . می دانید که بعلت نادانی شان و نداشتن بغض نسبت به این بزرگواران مورد بخشش اینها قرار گرفتند ( در ضمن نه خیانت و نه جنایتی مرتکب شده بودند ) ولی ایا می دانید که در همین فتح مکه که به ان اشاره کرده اید رسول گرامی دستور قتل ( هرجا یافتید بکشید ) انها را صادر کردند :
۱- عبدالله ابن سعد ابی سرح ( که داستان نامبرده تحت عنوان پیامبران کسی را به اشاره نمی کشند در این وبلاگ امده )
۲ - عبدالله بن خطل ادرمی ؛ که ابتدا مسلمان شده و در حادثه ای خادم مسلمانش را کشته سپس به مکه پناهنده شده و مشرک ( مرتد ) گردیده بود که پس از فتح مکه در حالی که از پرده کعبه گرفته بود او را یافتند و کشتند ( سیره ابن هشام -ج ۴ - و البته بسیاری از کتب تاریخ اسلام ) .
۳و۴ - فرتنی و قریبه دو کنیز خواننده ی « ابن خطل » که به اشعار مشتمل بر هجو رسول خدا اوازه خوانی می کردند . ( که البته قریبه روز فتح کشته شد و فرتنی اسلام اورد .)
۵ - حویرث بن نقیذ بن وهب بن عبد بن قصی ؛ که رسول خدا را در مکه ازار می داد . ( روز فتح مکه وی بدست امام علی ( ع ) کشته شد .)
۶ - مقیس بن صبابه لیثی ؛ برادر او را مردی به اشتباه کشته بود . وی از مکه به مدینه امده و اظهار اسلام کرده و خونبهای برادرش را نیز از رسول خدا گرفت ولی طولی نکشید که قاتل برادرش را کشت و سپس مرتد شد و به مدینه بازگشت و اشعاری حاکی از رضامندی از کشتن مرد انصاری گفت . ( روز فتح مکه وی بدست نمیله بن عبدالله لیثی کشته شد) .
۷ - ساره که در مکه پیامبر را ازار می داد ( بنا به روایت مقریزی وی در روز فتح مکه بدست علی ( ع ) کشته شد )
۸ - عکرمه بن ابی جهل ؛ کهپس از اندکی مقاومت در برابر لشگریان اسلام به یمن گریخت و بعدها زنش از رسول خدا برای وی امان گرفت. ( وی امان یافته و اسلام اورد )
۹ - هبار ابن اسود بن مطلب ؛ که موقع هجرت زینب دختر رسول خدا وی را تعقیب کرده و نیزه ای را به کجاوه زینب فرو برد که وی سخت ترسیده و بچه ای که در رحم داشت را سقط کرد.( وی پنهان شد و ناگهان بر رسول گرامی درامد و شهادتین گفت و اسلام اورد و گفت یا رسول خدا از تو گریختم و خواستم به کشور عجمان روم اما بزرگواریو بخشندگی تو را یاد اوردم و به گذشتت امید وار شدم . پیامبر وی را بخشید )
۱۰- هند دختر عتبه بن ربیعه ( هند جگر خوار )؛ یکی از چهارزنی که روز فتح مکه دستور کشتن انها داده شد . ( در فتح مکه در میان زنان قریش نا شناس نزد رسول خدا امد و پس از بیعت رسول خدا او را شناخت و وی تقاضای گذشت کرد که پیامبر از گذشت کرد )
۱۱- وحشی ( قاتل حمزه سید الشهدا ) ؛ وی به طائف گریخت و در سال نهم با وفد طائف به مدینه امد و اسلام اورد اما رسول خدا به او گفت : همواره روی خود از من پنهان دار .
۱۲و ۱۳- عتبه و معتب : پسران ابو لهب که پنهان شده بودند که بواسطه عباس عموی پیغمبر اسلام اوردند و نجات یافتند .
و البته ۵ نفر دیگر هم در این لیست هستند که دوستان می توانند به کتب تاریخی مراجعه نمایند .و بنظر بنده همین ها برای دوست عزیزم هم کفایت می کند .

یا چنانچه می دانید در جنگ بدر پیامبر اسلام چاههای اب بدر را تصاحب کردند و اجازه ندادند کفار از ابن این چاهها استفاده نمایند و حتما شنیده اید که پس از پیروزی در بدر ؛ اجسادبیشتر سران کفار را در چاههای بدر افکند ( می بینید که اب نبستن امام علی ( ع ) بروی مسلمانان شام بود نه بروی کفار و مشرکین ).
و باز برای نمونه حتما شنیده اید که در همه جنگها امام علی ( ع ) سفارش می کردند که هیچ کسی حق ندارد اسیر یا زخمی دشمن را بکشد ولی در جنگ با خوارج اکیدا دستور دادند ( توجه نمایید : دستور دادند ) که حتی زخمی هایشان را نیز بکشید .
دوست من برخورد همراه با شدت و غلظت با دشمن امری نیست که با طرح این مثالهای راست اما نابجا بشود انرا منکر شد یا توجیهی برای محبت به دشمن تراشید .

و اما در مورد مطالب دیگرتان ؛ اینها که نوشته اید همگی احادیث متواتری است که کسی بر صحت انها شک ندارد و از طرح این مطالب از شما متشکرم و نیز امیدوارم از طرح این مطالب اراده باطل نکرده باشید .

اینهمه بحث و جدل از سر کوته نظری است گر نظر پاک کنی مسجد و بتخانه یکی است


خداوند همه را براه راست هدایت فرماید ( بخصوص از دوستان التماس دعا دارم چرا که از همه به هدایت پروردگار محتاجترم ).


خبری از القاعده :« خالد شیخ محمد » که گفته می شود از رهبران ارشد القاعده می باشد و نقش کلیدی در طراحی و هماهنگی عملیات ۱۱سپتامبر بعهده داشته است در پاکستان دستگیر شده و موجب خرسندی اردوگاه شیطان بزرگ شده است . اصل خبر را در اینجا بخوانید .

والسلام .

حسن صباح

قسمت دوم جواب به دوست / مسئله تشخيص

ابتدا قسمت اول را بخوانید.

احتمالا داستان مرد عرب را که اسبی بسيار ارزشمند داشت و به هیچ قیمتی هم حاضر به فروش ان نبود ؛ شنیده اید . این مرد برای حفظ این اسب با بسیاری از قلدران و گردنکشان و حاکمان عرب در افتاد ولی خاطر خواهان اسب که " زر " و " زور "شان کارگر نیفتاده بود بفکر استفاده از "تزویر " افتادند .
روزی که مرد عرب از بیابانی میگذشت بر مرد مسکین از پای افتاده در راه مانده گرسنه و تشنه رحم اورد سیرابش کرد؛ نانش داد ؛ و انگاه بر اسبش سوارش کرد و براه افتاد ...
ناگهان مرد مسکین از غفلت او استفاده کرده و بر اسب نازنینش هی زد و بتاخت دور شد .پس از انکه مسافتی دور شد مرد عرب قسمش داد که اندکی درنگ کن تا سخنی با تو گویم .
اسب دزد ایستاد و مرد عرب بر او چنین گفت :
- ای مرد ! اسب از ان تو . اما به هیچکس نگو که چگونه صاحبش شدی ؛ چون در ان صورت درخت مردانگی از ریشه خواهد خشکید و دیگر کسی به در" راه مانده " ای کمک نخواهد کرد .

می دانید که دشمن پستی که شهید صیاد را ترور کرد ( از هر گروهی که بود خواه منافق نو یا کهنه منافق ) به لباس یک رفتگر شهرداری در امده بود و به صیاد به بهانه تظلم خواهی نزدیک شد .
درست است که یکی از اصول اساسی ترور ؛ اصل "غافلگیری " است اما رعایت این اصل نباید با اصل کلیتر رعایت " اخلاق اسلامی" مغایرت و تضاد داشته باشد.

***


و اماقسمت سوم که مرقوم داشته اید : " نکته سوم اين که در تعريف شما من هيچ مرجعی برای شناخت دشمن از غير دشمن و محارب بودن يا نبودن آن نمی بينم ..."
بگذریم از اینکه این سوال بنده را یاد بچگی ام انداخت که چون صحبت "شبیه خوانان" را متوجه نمی شدم یاران شمر و امام حسین را تنها از روی رنگ لباسهایشان ( سرخ یا سبز ) می شناختم !
یا در فیلمها دیده ایم که در جنگهای چریکی که چریکها لباس دشمن را جهت نفوذ در خط انها می پوشیدند برا ی اینکه خودی ها را از دشمن تشخیص دهند پارچه ای را بدور بازویشان می بستند . ( خوب منهم اول پارچه ای بدور بازویم می بندم = بجز خودم همه دشمنند دیگر !!!)
خوب از مزاح که بگذریم به اصل مطلب می رسیم :

در قصه های اسلامی بخصوص در داستان ذبح اسماعیل شنیده ایم که شیطان بارها بر ابراهیم ظاهر شد تا در اراده و یقین ابراهیم ( ع ) خللی ایجاد کند. و نیز بارها به هاجر متوسل شد تا بتوسط وی بر ابراهیم چیره شده و او را از عمل ذبح اسماعیل باز دارد . ( ابراهیم چگونه به این شناخت رسیده بود که باید پسرش در راه رضای خدا را بکشد تنها بر پایه یک رویا ؟!).

قطعا داستان حر بن یزید ریاحی را همه شنیده ایم . او چگونه راه راست را تشخیص داد ؟ چگونه دشمن را از دوست باز شناخت ؟ چرا سایر لشگریان یزید به این شناخت نرسیدند ؟
چرا راه دوری برویم . امام حسین ( ع ) چگونه تشخیص داد که قیامش و عملش در جهت رضایت خداست ؟ امام ( ع ) چگونه دشمن را تشخیص داد ؟
البته قبلا در این مورد با یکی دیگر از دوستان مفصل سخن گفته شده انجا که بحث از ایمان و شک ( بعنوان یکی از ابزارهای شیطان ) مطرح می شود .

جالب است که هرگاه که مسئله" عمل به تکلیف" مطرح می شود بلافاصله از طرف عده ای مسئله " تشخیص " و شناخت مطرح می شود که البته این موضوع از زمان مطرح شدن نظریه ابطال شده " نسبیت حق و باطل ! " نقل دهان بعضی اشخاص شده است . ابزاری شیطانی برای ایجاد شک در دل " معتقدین عملگرا ".( الذین امنوا و عملوالصالحات ) .
براستی اگر شما دوست عزیز باطل بودن مطالب وبلاگ تروریست را ( از نظر خودتان ) تشخیص نمی دادید ایا حاضر بودید که وقت و سرمایه تان را برای بحث در این وبلاگ هدر دهید ؟ برای این تشخیص تان حاضرید مقداری از سرمایه تان را هزینه کنید . اگر مسئله مهمتر و حساستر ی پیش بیاید ( مثلا از ترور شخصیتی اطلاع یابید که فقدانش را ضایعه جبران ناپذیری تشخیص دهید شاید حاضر باشید حتی از جانتان هزینه نمایید ؛ ایا در چنین موقعیتی نیز بدنبال مرجع تشخیص و شناخت دشمن یا محارب بودن او خواهید گشت ؟!)
براستی اگر این قدرت تشخیص و شناخت از انسان گرفته شود ایا هرگز می توانیم شاهد عمل و حتی حرکت و جنبشی ارادی و انسانی ( نه حیوانی و نباتی ) باشیم ؟
از انجائیکه اگر در این مورد بحث کنیم مثنوی هفتاد من کاغذ شود پس به همین اندک قناعت می کنم ( هر چند توضیحات دیگری نیز در این زمینه و نیز ماجرای سعید عسگر و سعید حجاریان ذیل مطلب " عذر خواهی رسمی از جناب سینا هدا" ارائه کرده ام ) .

البته در پس پرده این سوال مطلب دیگری نهفته است که عده ای امریکا و اسرائیل را دشمن می دانند و عده دیگر حتی اینها را بر حکومت اسلامی ترجیح می دهند . این سوال در جامعه کنونی بیشتر از سوی گروه دوم مطرح می شود که چه مرجعی گفته است امریکا دشمن ماست ؟ شاید برای انها امریکا دشمن نباشد بلکه دوست و حتی ارباب باشد ولی برای گروه اولی که پس از اذان بگوش بچه هایشان مرگ بر امریکا زمزمه می کنند این دشمنی از کفر ابلیس هم عیان تر و اشکار تر است چه برسد به تشخیص...

ادامه دارد ...

حسن صباح

توضيح کوتاه / سياه بازی بزرگ

با سلام به همه دوستان !
با اينکه هنوز جوابيه بنده به انتقادات جناب دوست به اتمام نرسيده است که البته دوستان را زياد در انتظار نخواهم گذاشت ؛ برای تبيين بهتر نوشته دوست عزيزم قلعه در قسمت پيامهای ديگران که به تفاوت اشياء و پديده های فيزيکی با پديده های اجتماعی اشاره کرده بودند نظر دوستان را به متن زير از کتاب XX اناتومی جامعه - مقدمه ای بر جامعه شناسی کاربردی XX تاليف جناب اقای فرامرز رفيع پور استاد جامعه شناسی دانشگاه شهيد بهشتی جلب می نمايم :
(جهت اطلاع دوستان عرض کنم که کتاب فوق در واقع جلد اول کتاب بسيار ارزشمند XX توسعه و تضاد XX ايشان بحساب می ايد که در مورد اين کتاب توضيحاتی در وبلاگ الف تحت عنوان ؛؛ فرايند تغيير ارزشها ؛؛ می توانيد ملاحظه فرماييد .)
" مسائل و مفاهيم اجتماعی مانند چوب يا اهن يا پول برای همه ملموس و قابل رويت نيستند . "هوش "( يعنی يم مفهوم روانشناسی ) برای کسی قابل رويت نيست و تا چندين سال پيش کسی با اين مفهوم اشنايی نداشت .
اگر ما از عده ای بپرسيم که اقا معنی" پول "چيست همه يک برداشت نسبتا واحد و مشخصی از پول دارند و ان مفهوم نياز به تعريف علمی برايشان ندارد ,"implicit" می نامند که مترادف فارسی نزديک به ان تعريف درونی می تواند باشد . اما مفاهيم اجتماعی بمانند ابر يا دود نامشخصند هرکس بخواهد انرا در دست بگيرد چيزی در دستش نخواهد امد . لذا بايد ابتدا انرا با روشهائی قابل لمس کرد . همچنانچه ابر با سرما به اب و سپس باز هم با سرمای بيشتر به يخ تبديل و قابل لمس می شود ؛ مفاهيم علوم اجتماعی نيز بايد با روشهای مشابه و مناسبی مشخص شوند . از اينرو بايد معنی و محتوای هر مفهوم و پديده اجتماعی را ( هرچند هم که مشخص به نظر می رسند ) بطور کامل مشخص و ذکر نمود . زيرا در عمل بسيار پيش می ايد که برداشت ها از يک مفهوم تا حد زيادی متفاوت است . اين نوع برخورد و روش در تعريف را "تعريف بيرونی" يا "explicit" می نامند
. "

اميدوارم ديگر توضيحات بالا اولا مسئله شکر و نمک و هروئين را حل کرده باشد ! و دوما مسئله تعريف و نيز تفاوت در تعريف مفاهيم اجتماعی و مقبوليت اين تعاريف را مشخص نمايد .


سیاه بازی بزرگ



و اما فقط بدليل اينکه به بحث ترور و تروريست مربوط است متن زير راکه برگرفته از روزنامه جام جم است بخوانيد. خالی از لطف نيست:

جان پيلگر نويسنده امريکايي در تازه ترين کتاب خود تحت عنوان «حاکمان جديد جهان» با بررسي موشکافانه اي استدلال مي کند که تروريست واقعي نه کشورهاي خاورميانه ، بلکه خود امريکاست.
در قسمتی از این کتاب می خوانیم :
"به دنبال اين «پيروزي چشمگير» صدها زنداني به بازداشتگاه اسرا در کوبا منتقل شدند که برخلاف تمام معاهدات مربوط به جنگ و حقوق بين الملل از آنها نگهداري مي شود. هيچ مدرکي دال بر جرايمي که آنها ادعا مي کنند، ارائه نشده است و اف .بي .آي تاييد مي کند که فقط يکي از آنها مظنون واقعي است . در امريکا بيش از 1000نفر که سابقه مسلمان بودن داشته اند مفقود شده اند؛ هيچيک اتهامي نداشته اند. به موجب قانوني ظالمانه و ميهن پرستانه از اختيارات جديد اف .بي .آي اين است که مي توانند به کتابخانه ها بروند و سوال کنند که افراد چه مطالبي را مطالعه مي کنند.در عين حال ، دولت بلر با تاکيد بر اين که ارتش بريتانيا اهالي قبيله هاي متخاصم را تعقيب مي کند ، ارتش را به تمسخر گرفته است . دقيقا مانند آنچه که يک قرن پيش ، سربازان سبزه روي کلاه توپي بر سر ، انجام مي دادند و طي آن زماني که لرد کرزن ، نايب السلطنه ، افغانستان را مانند يکي از مهره هاي شطرنج توصيف کرد که بر روي آن بازي بزرگ سلطه بر جهان انجام مي گيرد. هيچ جنگي عليه تروريسم وجود ندارد؛ بلکه بازي بزرگي است که سرعت گرفته است . تنها تفاوت در ماهيت تهاجمي ابرقدرتي نهفته است که خطرات بي شماري براي همه ما فراهم مي کند. آنهايي که ثروت مداري را در واشنگتن پياده مي کنند، پس از تسليم فلسطينيان به دست تروريست بزرگ ، آريل شارون ، اکنون بار ديگر در حال آماده سازي تسليحات خود براي حمله به 22ميليون مردم رنجديده عراق هستند
هوچي گرها بندرت از اين حقيقت و از مردم عراق سخن مي گويند. همه صدام حسين هستند، شيطان شيطان ها. 4سال پيش پنتاگون به پرزيدنت کلينتون هشدار داد که حمله گسترده به عراق دست کم منجر به مرگ 10هزار غيرنظامي خواهد شد که همين تعداد نيز شرم آور است . در پي فعاليت هاي تبليغاتي مداوم براي توجيه اين عمل خشونت آميز، روزنامه نگاران در هر دو طرف آتلانتيک به عنوان کانال يا مجرايي براي جريان يافتن شايعات و اخبار کذب به کار گرفته شده اند. اين شايعات از ادعاي کذب درخصوص ارتباط عراق با حملات سياه زخم در امريکا گرفته تا رابطه بي اعتبار ميان هواپيماربايي هاي 11سپتامبر و سرويس اطلاعات عراق را در بر مي گيرد. هنگامي که حمله صورت گيرد، اين روزنامه نگاران همساز، همگي مسوول جنايت خواهند بودند. اين توني بلر بود که خاطرنشان کرد امپرياليسم در راه بازگشت به خوشنامي است . به ديدگاه مسيحي شريف مسوول بمباران درباره دنيايي بهتر براي گرسنگان ، بيچارگان ، محرومان ، بيسوادان و کساني که از بيابان هاي آفريقاي شمالي گرفته تا زاغه هاي غزه و رشته کوههاي افغانستان در فقر و نکبت زندگي مي کنند، توجه کنيد. به نگراني مداوم او نسبت به حقوق بشر درخصوص زنان رنجديده افغانستان توجه کنيد، آن گاه که اقدام به همدستي با بوش نمود که به گزارش نيويورک تايمز، او خواستار توقف کاروان کاميون هايي شده بود که بخش اعظم غذا و ديگر مايحتاج مردم غيرنظامي افغانستان را تامين مي کنند. به ترحم او نسبت به محرومان در زاغه هاي غزه توجه کنيد که در آن بالگردهاي مسلح اسرائيلي ، که قطعات اصلي آنها ساخت انگليس است ، موشکهاي خود را به نواحي انبوه ساکنان غيرنظامي شليک مي کنند. طبق آنچه که فرانک فاردي در کتاب «ايدئولوژي نوين امپرياليسم » خاطرنشان مي کند تا همين چند وقت پيش ، ادعاهاي اخلاقي امپرياليسم بندرت در غرب زيرسوال مي رفت . امپرياليسم و گسترش جهاني قدرتهاي غربي به عبارت کاملا صريح و روشن ، کمک عمده اي براي تمدن بشري محسوب مي شد؛ اما هنگامي که معلوم شد فاشيسم نيز امپرياليسم است ، تلاش مذکور اشتباه از آب درآمد و اين واژه از مباحث گفتمان دانشگاهي حذف شد. در بهترين سنت استالينيستي امپرياليسم ديگر وجود نداشت . امروز حسن تعبيري که ترجيحا براي اين واژه به کار مي رود، تمدن است ؛...

پرفسور ريجارد فالک ، از دانشگاه کرنل ، چند سال پيش به طور مختصر اين مطلب را مطرح کرده است . وي نوشته است که سياست خارجي غرب از طريق پوشش اخلاقي حقوقي يکطرفه و حق به جانب در رسانه ها رواج يافته است و تصاوير مثبت ارزش ها و بيگناهي غرب در معرض خطر جلوه داده شده و بدين ترتيب مبارزه اي توام با خشونت بي قيد و شرط ارزش و اعتبار يافته است . شايد مهمترين تحريم ، درخصوص سابقه طولاني امريکا به عنوان کشوري تروريست و بهشت تروريست ها باشد. اين حقيقت که امريکا به عنوان تنها کشور ثبت شده که از سوي دادگاه جهاني به اتهام تروريسم بين الملل (در نيکاراگوئه ) محکوم شده و در پاسخ ، قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل مبني بر فراخواني دولتها به رعايت حقوق بين الملل را وتو کرده است ، شرم آور و غيرقابل ذکر است . بوش پس از 11سپتامبر از پناهگاه زيرزميني خود اعلام کرد: در جنگ با تروريسم ، ما اين افراد شرور را هر کجا که باشند به دام خواهيم انداخت ، مهم نيست که چقدر به طول انجامد. به عبارت دقيق تر، نبايد چندان به طول انجامد؛ زيرا بيشتر تروريست ها، بيش از هر جاي ديگر در امريکا آموزش ديده و پناه داده مي شوند. اين تروريست ها شامل عاملان قتل عام ، شکنجه گرها، ديکتاتورهاي سابق و آينده و انواع مختلف جنايتکاران بين المللي هستند. به لطف آزادترين رسانه ها در روي زمين ، اين امر عملا براي مردم امريکا مشخص نيست . هيچ پناهگاه مناسبي براي تروريست ها که با فلوريدا قابل مقايسه باشد، وجود ندارد. اين ايالت درحال حاضر به وسيله برادررئيس جمهور، جب بوش اداره مي شود...

بيل بلوم ، يک مقام ارشد سابق در وزارت خارجه ، در کتاب خود تحت عنوان «دولت خودسر»، نمونه اي از محاکمه 3تروريست مخالف کاسترو در فلوريدا را توصيف مي کند که با تهديد چاقو، هواپيمايي را به مقصد ميامي ربوده بودند. او مي نويسد: اگرچه خلبان ربوده شده را از کوبا بازگرداندند تا عليه مردان مذکور شهادت دهد، وکيل مدافع براحتي به اعضاي هيات منصفه گفت که خلبان دروغ مي گويد و هيات منصفه ظرف کمتر از يک ساعت با هم مشورت کردند و متهمان تبرئه شدند. ژنرال خوزه گيلرموگارسيا از دهه 1990به بعد براحتي در فلوريدا زندگي مي کند. طي دهه 1980، هنگامي که جوخه هاي مرگ وابسته به ارتش هزاران نفر را به قتل مي رساندند، او فرمانده ارتش السالوادور بود. ژنرال پراسپر آوريل ديکتاتور هائيتي ، دوست داشت که قربانياني را که در اثر شکنجه او غرق در خون بودند، در تلويزيون نمايش دهند. هنگامي که از قدرت برکنار شد، دولت امريکا او را به فلوريدا آورد. ثيون پراسيت هوادار و توجيه گر پال پات در سازمان ملل ، در نيويورک زندگي مي کند. ژنرال منصور محرري رئيس زندان هاي بدنام شاه در ايران ، در اين کشور تحت تعقيب است ؛ اما بدون دردسر در امريکا زندگي مي کند. اردوگاه هاي آموزشي القاعده در افغانستان ، در مقايسه با دانشگاه برجسته تروريسم در جهان ، واقع در فورت بينينگ در ايالت جورجيا، کودکستان محسوب مي شد. اين مرکز که تا همين اواخر به دانشگاه قاره امريکا مشهور بود، چندين ديکتاتور و حدود 60هزار نيروي ويژه امريکاي لاتين ، نيروهاي شبه نظامي و عاملان سرويس هاي جاسوسي را در زمينه افسون سياه تروريسم آموزش داده است . در سال 1993، کميته حقيقت ياب سازمان ملل در السالوادور، نام افسران ارتش را که مرتکب بدترين فجايع در جنگ داخلي شده بودند، اعلام کرد. دو سوم آنها در فورت بينينگ آموزش ديده بودند. فارغ التحصيلان اين دانشکده ، پليس سري پينوشه و 3اردوگاه مهم کار اجباري را در شيلي اداره مي کردند. در سال 1996، دولت امريکا مجبور به انتشار نسخه هايي از کتابچه هاي آموزشي دانشکده شد که تهديد و ارعاب ، شکنجه ، اعدام و دستگيري بستگان شاهدان را توصيه مي کرد. در ماههاي اخير، دولت بوش از معاهده کيوتو خارج شده است . معاهده اي که مي توان از گرماي جهاني که امريکا بزرگترين عامل آن است ، بکاهد. ايالات متحده تهديد کرده است که در حملات بازدارنده از سلاحهاي هسته اي استفاده خواهد کرد. اين تهديد به وسيله جفري هون وزير دفاع ، اعلام شده است . وي کوشيده است که مانع از تشکيل يک دادگاه کيفري بين المللي شود. علاوه بر اين با جلوگيري از تحقيقات سازمان ملل درخصوص حمله اسرائيل به اردوگاه آوارگان فلسطيني ، اين سازمان را تضعيف کرده ، به فلسطينيان دستور داده است که يک دست نشانده امريکايي را جايگزين رهبران خود کنند. در اجلاس هاي سران که در کانادا و اندونزي برگزار شد، افراد بوش مانع از ارسال صدها ميليون دلار به محروم ترين افراد روي زمين ، که فاقد آب آشاميدني و برق هستند، گرديدند. اين واقعيت ها، بدون شک ، تهمت پوچ ضدامريکاگرايي را به سوي خود جذب خواهد کرد. اين امر، حق ويژه شاهانه است : آخرين پناهگاه کساني که اعوجاج خرد و اخلاق آنها مستلزم سوگند وفاداري است . همان طور که نوآم چامسکي خاطرنشان کرده است ، نازي ها بحث و انتقاد را با تهمت هاي ضدآلمان فرونشاندند؛ البته امريکا، آلمان نيست ؛ بلکه خانه برخي از بزرگترين جنبش هاي حقوق اجتماعي در تاريخ است ."


منبع : روزنامه جام جم
نویسنده : جان پیلگر
مترجم : بهروز جندقی


حسن صباح

انتقاد و جواب دوست و نيز قسمت اول جواب بنده به ايشان

طی این چند روز اخیر دوستان زیادی با دلسوزی تمام و برادرانه اظهار لطف کرده و نظرات ارشادی و نیز انتقادی خود را از این حقیر دریغ نداشته اند که موجب سپاس و امتنان اینجانب است . از مسائل حاشیه ای( که البته از انها هم استفاده شایانی کردم بخصوص مطالب انتقادی جناب سردار- که جواب خلاصه ای در همانجا برایشان نوشته ام - هرچند برادر عزیزم جناب قلعه هم نظرات مفیدی به ایشان ارائه کرده اند ) که بگذریم ؛ مطالب " دوست " عزیزم مربوط به اصل مطلب می باشد که انصافا بسیار هم قابل استفاده برای بنده بوده و هست که امیدوارم قابل هدایت باشم و بتوانم حرف حق را بپذیرم .
دوستان برای خواندن مطالب زیر کمی حوصله بخرج دهند و با دقت بخوانند چرا که معمولا برای خواندن مطالبی با حجم زیاد حوصله زیادی هم لازم است .

اینکه جواب " دوست " به مطلب پیشین ( عینا ) :
"قسمت اول دوست عزيز ممنونم از اينکه مطالب رد و دل شده ما را به قسمت اصلی منتقل کرديد و به نوعی تدوين کرديد. در مورد نکاتی که گفتيد متاسفانه من فکر نمی کنم اختلاف نظر ما از آن نوعی باشد که گفتيد ولی می دانم که با گفتگوی منطقی قادر به حل اش خواهيم بود لذا در مورد نکته اول و دومتان صحبتی نمی کنم اما در مورد تعريفی که از تروريست داديد بايد بگويم صرف نظر از کلمه تروريست اين توجيه برای من تازگی ندارد و بارها از زبان افراد مختلف شنيده ام ولی برايم جالب بود که شما هم اينگونه نظری داشتيد . خوب است يکبار ديگر به تعريفتان دقت کنيد : شما می گوييد :" ترور یست کسی است که در عملیاتی نفوذی به قرارگاه دشمن ؛ فرماندهان نظامی و رهبران کلیدی دشمن محارب را به قتل می رساند تا از این طریق امنیت سران نظامی و کلیدی دشمن را سلب نماید و انها را به هراس و وحشت اندازد ."
۱- اين دقيقا همان توجيحی است که افراد رجوی در موجه جلوه دادن عملياتی نظير ترور سرهنگ صياد شيرازی و بمب گذاری در محل حزب جمهوری اسلامی و ساختمان رياست جمهوری و حتی ترور آيت الله مطهری توسط گروهک فرقان به کار می رفت و شما با تعريفی که ارائه کرديد عملا اقدامات آنها را مجاز دانستيد و دست آنان را از گناه شستيد چون اگر برای شما ترور فرماندهان نظامی و رهبران کلیدی دشمن مجاز می باشد برای دشمن هم اين عمل جايز خواهد بود! 2- در مورد تعريف تروريست و آنچه که شما "تفاوت در تعریف " می ناميد. شما خودتان اذعان داريد که تعريفتان بر خلاف تعريف مشهور که مقبول عام هم هست می باشد ولی تا زمانی که شما مسئوليت تمام سوءتفاهماتی را که از اين راه بوجود می آيد را قبول کنيد اشکالی ندارد . مثل اينکه شما تصميم بگيريد برخلاف عموم مردم از فردا به نمک بگوييد هرويين و برويد در مرکز شهر جار بزنيد که من هرويين می فروشم اميدوارم که مسئولين مبارزه با مواد مخدر هم مثل شما در تفاوت تعريف کلمات معتقدر به تسامح و تساهل باشند!

3- نکته سوم اين که در تعريف شما من هيچ مرجعی برای شناخت دشمن از غير دشمن و محارب بودن يا نبودن آن نمی بينم يعنی برای انجام اقدامانی از نوع اقدام عبدالله بن عتيك که شما ذکر کرديد اصلا نيازی به جلب نظر رسول الله نبوده . آيا هر کس با اتکا به انديشه خود می تواند فرد ديگری را دشمن و محارب دانسته و اقدام به ترور او کند مانند توجيه سعيد عسگر در ترور نافرجام سعيد حجاريان ! 4- من هرگز نگفتم که شما متوسل به باطل برای حفظ اسلام شده ايد چون که وبلاگ شما و وبلاگهايي از اين دست را اصلا در جهت حفظ اسلام نمی دانم بلکه معتقدم شما با گذاشتن نام تروريست بر بالای وبلاگتان و عکس حادثه 11 سپتامبر و شعارهايي که در حاشيه وبلاگتان نوشته ايد از اسم اسلام و مسلمان برای اهداف خودتان سوءاستفاده کرده ايد چون بنا بر شهادت قرآن و احاديث و سيره پيامبر و عترت و همينطور اجماع علمای اسلام دين اسلام دينی است ضد تروريستی و مخالف با اقدامات تروريستی.

قسمت چهارم آنچه که شما با استناد به آيه شريفه « و الذین معه اشداء عل الکفار رحماء بينهم» از اسلام گفتيد نوعی تفسير به رای است که با توجه به مطالبی که در اين سالها بنام اسلام گفته می شود هيج جای تعجبی ندارد. دوست من اين قسمت از آيه آخر سوره فتح در مورد نشانه هايي از همراهان پيامبر اسلام در تورات است ولی همانطوری که می دانيد با وجود آنکه در آن زمان صف کافران و مسلمانان به خوبی از هم جدا شده بود برای مدتها مسلمانان و مشرکان قريش بر طبق قرار دادی که با هم داشتند بدون جنگ در کنار هم بسر می بردند تا آنکه اين قرار داد از طرف بعضی افراد قريش نقض شد و منجر به حوادث فتح مکه گرديد. بد نيست شما که به استناد به اين آيه اقدامات تروريستی را مجاز می دانيد ولی از حوادث 11 سپتامبر دوری می جوييد حداقل يک نفر از فرماندهان و رهبران دشمن را که ترور اش از جانب شما مجاز است را نام ببريد تا حداقل بفهميم اين ترور اسلامی شما چه معنايي دارد تعجب نکردم وقتی گفتيد " مقابله به مثل را در اینگونه موارد ( حتی اگر موافق اسلام نباشد) عملی منطقی می دانم" و اقدامات صلاح الدين ايوبی را حماقت و خریت ناميديد

قسمت پنجم . نمی دانم نظر شما در مورد بخشش اهل مکه از طرف رسول الله با وجود سالها آزار و شکنجه هايي که مسلمانان از آنان کشيده بودند و همينطور نبستن آب به روی لشکر دشمن از طرف اميرالمومنين در حاليکه می توانست برای مقابله به مثل اينکار را بکند و همينطور برخورد امان باقر و امام صادق و امام حسن با افرادی که به ايشان فحاشی کردند و برخورد مالک اشتر با کسی که به روی او زباله ريخت و فحاشی کرد چيست . آيا اينها را هم حماقت و خريت می ناميد يا نه ؟ البته نمی توان به شما که اسلام را از کسانی ياد گرفتيد که موشکباران مردم بی گناه را با بهانه مقابله به مثل توجيه می کردند واسلامی می دانستند خرده گرفت ولی اگر فرصت کرديد سری هم به قرآن و نهج البلاغه (خطبه 206)و روايات ديگر بزنيد تا ببينيد که اسلام واقعی به هيچ وجه اجازه اعمال خلاف شرع را به کسی نمی دهد حتی به بهانه هايي نظير مقابله به مثل. اينکه آنچه امروز به نام اسلام تبليغ می شود اينقدر از معنی واقعی آن دور است همان مطالبی است که پيامبر گرامی و ائمه به آن اشاره داشتند که بعضی از آنها را برای حسن ختام مطلب می آورم:

قسمت ششم ـ پيامبر خدا(ص ) : بزودى روزگارى بر امت من فرا مى رسد كه از قرآن جز نوشته هايش و از اسلام جـز نـامـش بـاقـى نـمـى مـانـد خـود را مـسـلـمـان مـى نـامـند در حالى كه دورترين مردم از اسـلامـنـد,مـسـجـدهـايـشـان آبـاد اسـت امـا از هـدايـت خـراب (و تـهـى )مـى بـاشـد فقيهان (ودين شناسان )آن روزگاربدترين فقيهان زير اين آسمان كبودند, فتنه و گمراهى از آنها بر مى خيزد و به آنها باز مى گردد. ـ امام على (ع ) : بزودى زمانى بر شما فرا مى رسد كه در آن زمان اسلام واژگون مى شود, همچنان كه ظرف واژگون مى شود و آنچه در آن است مى ريزد. ـ بـزودى در آخـر الـزمـان عـلمايى مى آيند كه مردم را به دل بركندن از دنيا مى خوانند, اما خود زهـدنـمـى ورزنـد به آخرت ترغيب مى كنند و خود بدان رغبت نمى كنند از وارد شدن به دستگاه حكمرانان نهى مى كنند, اما خود از اين كار خوددارى نمى ورزند از تهيدستان دورى مى كنند و به ثروتمندان نزديك مى شوند اينان , همان جباران دشمن خدا هستند.

قسمت آخر ـ پـيـامـبـر خدا(ص ) : زمانى بر امت من مى آيد كه زمامدارانشان ستمگرند و علمايشان طمعكارو عـابـدانـشـان ريـاكار و بازرگانانشان رباخوار و زنانشان در پى زيور دنيا و پسرانشان در تزويج در چنين روزگارى (بازار) امت من , مانند كسادى بازارها, كساد و بى رونق است . ـ روزگـارى بـر مـردم بـيايد كه قرآن در دلهاى مردم كهنه و فرسوده شود, همچنان كه لباسها بربدنها كهنه و فرسوده مى شود. ـ زمانى بر امت من بيايد كه علما را جز به لباس نيكو نشناسند و قرآن را جز به صداى خوش و خدا را جـز در مـاه رمضان عبادت نكنند پس , هرگاه چنين زمانى فرا رسد, خداوند فرمانروايى بر آنان مسلط گرداند كه نه علم دارد و نه بردبارى و نه رحم . http://www.al-shia.com/html/far/books/hadith/mizanhkm/9/miz9_011.htm نهج البلاغه خطبه 17 در پيشگاه خداوند ، از كسانى شكوه دارم كه با جهل مى‏زيند و گمراه مى‏ميرند . در ميانشان هيچ چيزى زيانبارتر از قرآن نمى‏نمايد ، اگر به شيوه‏ى شايسته تلاوت شود و چون با تغيير و تحريف خوانده شود ، هيچ كالائى سودآورتر و ارزشمندتر از قرآن نباشد . اينان را در شناخت ارزشها و ضد ارزشها ، بينشى واژگونه باشد ."



و اما بدون هيچ حرف اضافه ای و نيز گله و شکايت از لحن نسبتا تند ايشان ( که البته برای بنده قابل درک است ) سعی می کنم جواب مختصری به بعضی از مطالب ايشان ( چون با بعضی از انها موافقم ) ارائه نمايم .

تعریف ایشان از ترور که بنظر ایشان مقبول عامه ( منظور از عامه برایم مشخص نیست منظور غربیها - مسلمانان - دانشگاهی ها - مردم عادی - ...؟؟؟!!! - و نیز منظور از مقبولیت نیز همینطور ایا در این مورد رای گیری - رفراندوم یا نظر سازی ( ببخشید نظر سنجی ) و ... شده است !!! ) می باشد از اینقرار است :
"تروريست کسی است که فرد يا افرادی را بدون توجه به گناهکار يا بی گناه بودنشان و بدون استثنا قايل شدن برای زنان و کودکان بی دفاع به قتل می رساند ( يا تهديد به قتل می کند ) تا از اين طريق و با استفاده از جو رعب و وحشتی که ايجاد کرده به اهداف خود برسد ."
و تعریفی که بنده ارائه کرده ام :
"ترور یست کسی است که در عملیاتی نفوذی به قرارگاه دشمن ؛ فرماندهان نظامی و رهبران کلیدی دشمن محارب را به قتل می رساند تا از این طریق امنیت سران نظامی و کلیدی دشمن را سلب نماید و انها را به هراس و وحشت اندازد . "
صرفنظر از اینکه کدام تعریف مقبول و معمول است( با توجه به توضیح جناب قلعه که برای پدیده های اجتماعی بر خلاف اشیاء فیزیکی تعاریف متفاوت و حتی متضادی هست و ایشان جامعه مدنی یا توسعه را مثال زده اند که مثلا در نهایت جامعه مدنی به جامعه النبی تبدیل شد و ...)نظر شما را به این مسئله جلب می کنم که اولا : در مورد همین واژه تروریست نظر ج.ا.او بسیاری دیگر از کشورهای مسلمان و حتی غیر مسلمان با بعضی از کشورهای سلطه جو متفاوت است و هرکدام تعاریف متفاوتی دارند ( که این تنش چند سال است که ادامه دارد بخصوص در مورد مبارزه تدافعی و مشروع مردم فلسطین که از طرف ما دفاع و از سوی بعضی کشورهای همسو با اسرائیل تروریست محسوب می شوند ) که بیانگر همین تفاوت در تعریف ( دیدگاه ) تروریست است پس انکار چرا ؟ و پافشاری برای چه هدفی ؟
دوما ) تعریف بنده بسیار "خاص تر" از تعریف شماست بخصوص که "واژه" و اصطلاح بسیار خاص دیگری ( که واژه ای فارسی است ) برای ان تعریف وجود دارد و ان "قتل عام "یا "کشتار دسته جمعی" است ( همانطور که قبلا هم به ان اشاره کرده ام ) . پس چه اصراری برای استعمال واژه بیگانه " ترور ".
سوما ) بنظرم می رسد اگر بنده در این مطالب ( بخصوص مطالبی که در مورد سریه های پیامبر نوشته ام ) بجای واژه ترور از واژه شبیخون نظامی استفاده کنم انتقادی نداشته باشید .

اینکه بر استعمال این واژه اصرار دارم برای اینست که امروزه همه دشمنان ما مسلمانان؛ این واژه را مترادف با مسلمان بکار می برند ( تروریست = مسلمان ) که البته امیدوارم این موضوع را دیگر منکر نشوید. بنده منتقد کسانی هستم که بجای حالت تدافعی حالت انفعالی پیدا می کنند که این بر بنده گران است و بدین جهت با تکرار این واژه در حقیقت به کسانی که مسلمان را مترادف با تروریست می دانند می خواهم بفهمانم که به مسلمان بودنم افتخار می کنم چه انها مرا تروریست بخوانند چه مسلمان .( بخصوص که تعریف انها را که چون سایر تعاریفشان اعم از واژه استعمار و غیره تحریف شده و قلب شده است ) .

و اما در مورد "این دقیقا همان توجيحی است که افراد رجوی در موجه جلوه دادن عملياتی نظير ترور سرهنگ صياد شيرازی و بمب گذاری در محل حزب جمهوری اسلامی و ساختمان رياست جمهوری و حتی ترور آيت الله مطهری توسط گروهک فرقان ..."باید بطور خلاصه بعرض برسانم که در تعریف قطعا به کلمه محارب( در حال جنگ ) که طبعا محارب باید مسلح هم باشد ( چرا که کسی بدون سلاح به جنگ نمی رود ) شامل اعضای حزب جمهوری و نیز شهید مطهری نمی تواند باشد ولی می تواند امیر صیاد شیرازی را شامل شود البته اگر مسلح بوده باشد که بنده در این مورد بی اطلاعم ( هرچند بعید بنظر می رسد ترور این دلیر مرد کار کهنه منافقین باشد !) که البته کوتاهی در امر حفاظت از سرداری که سالها جنگ را اداره کرده است قابل بخشش نیست . افسوس که برای سیاسیون دست چندم گاردهای زبده می گمارند ولی ...
( هرچند که در این زمینه تا حدودی به نقص تعریف فوق اعتراف می کنم )

در نهایت به این مسئله اذعان دارم که تعریف بنده ( هرچند شاید ناقص باشد ) با تعریف القایی غربیها ی دشمن اسلام و مسلمانان متفاوت است .

ادامه دارد ...



حسن صباح

ترور يا شبيخون نظامی در گفتگوی با دوست

در قسمت پیامهای دیگران مطلب قبلی با دودوست عزیز به گفتگو پرداختیم که چون حائز اهمیت است عینا مطالب فوق را در اینجا می اورم .
ابتدا به انتقاد دوست عزیزم حامد ( ارمانشهر ) جواب دادم و البته انتقادش را بجان خریدم و ...

نويسنده: حامد
يكشنبه، 4 اسفند 1381، ساعت 10:57

حسن جان سلام! بخاطر بد قولی از شما معذرت می خواهم. یک مدت به اینترنت دسترسی نداشتم. حالا سعی می کنم در اسرع وقت مطلب مورد نظر رو برات بفرستم. در مورد شمارشگر، همین الآن به قصد کمک آمده بودم که دیدم خودت انجامش دادی. فقط یک نکته که نمی دونم رعایت کردی یا نه، اینه که در هنگام ثبت نام شمارشگر، باید به جای عدد پایه صفر، عددی را ثبت کنی که در فهرست کاربران پرشین بلاگ، در کنار نام وبلاگت قرار داره. موفق باشی.
الآن متوجه عکسی شدم که گویا به عنوان تمثال امام علی علیه السلام آن را در وبلاگت گذاشته ای. خواستم به عرض برسانم که بعضی از مراجع تقلید در صحت انتساب عکسی که به عنوان نوجوانی حضرت رسول معروف شده است تردید دارند، چه رسد به چنین تصاویری که معلوم نیست با چه سند و مدرکی به امام علی منتسب هستند. به نظرم کار درستی نکردی. مدتی پیش در یک سایت ضد اسلامی دیدم که این عکس را منتشر کرده بود و با خوشحالی گفته بود امام شیعیان که اینقدر به آن می نازند، این مرد کریه و خشنی است که می بینید. حالا واقعاً جای تأسف است که این عکس را در وبلاگ یکی از دوستان می بینم. امیدوارم از تذکرم نرنجیده باشی. موفق باشی.


و اما دوست عزیزی که قبلا هم از نظرات ارزنده شان استفاده کرده ام مطالبی نوشته اند که عینا ملاحظه می فرمایید :

نويسنده: دوست
شنبه، 3 اسفند 1381، ساعت 7:1

دوست من شما در منتسب کردن بعضی از اقداماتی که در صدر اسلام انجام گرفته به اعمال تروريسیتی اشتباه می کنيد. شايد اين به اين دليل باشد که معنای واقعی کلمه تروريست را نمی دانی. بر خلاف آنچه که شما و همفکرانتان تبليغ می کنيد شبيخون زدن و کشتن يک رهبر نظامی دشمن يک عمل تروريستی نيست بلکه يک اقدام نظامی است که از در تاريخ شواهد زيادی از آن نقل شده.

اگر دقت می کرديد تنها يک جمله پيامبر گرانقدر اسلام (ص) برای رد ادعای شما کافی بود. « رسول خدا عبدالله بن عتيك را برايشان امير قرار داد و انان را فرمود كه : زن و كودكي را نكشند » . اين جمله آخر که به آنان فرمود زن و کودکی را نکشند نشان می دهد که اين اقدام به هيچ وجه يک اقدام تروريستی نبوده بلکه از نوع شبيخون نظامی بوده است. اما در معنی کلمه تروريست بايد بگويم که تروريست کسی است که فرد يا افرادی را بدون توجه به گناهکار يا بی گناه بودنشان و بدون استثنا قايل شدن برای زنان و کودکان بی دفاع به قتل می رساند ( يا تهديد به قتل می کند ) تا از اين طريق و با استفاده از جو رعب و وحشتی که ايجاد کرده به اهداف خود برسد . آيا فکر می کنيد رسول خدا برای تبليغ دين اسلام نيازی به اين کارها داشتند؟

که جواب نه چندان مختصری به این دوست عزیزم داده ام :

نويسنده: حسن صباح
يكشنبه، 4 اسفند 1381، ساعت 16:21

حامد جان ! در مورد عکس توضيحاتی را در قسمت پيامهای ديگران اخرين مطلبت نوشتم و نوشتم که اين عکس برخلاف انها که با ديدنش ترسيده اند ( همانها که ديوار خانه پدرشان کوتاه است ) از نظر بنده خيلی هم خوشگل و با ابهت و هيبت است . ولی با همه اين احوالات فقط برای رضای خاطر شما دوست عزيزم اين تصوير خيالی ( نه واقعی ) را بر می دارم .

و اما شما دوست عزيزم ( که نام دوست را برگزيده ايد ) درود بر شما باد . براستی که هدف من هم دقيقا همين است که تفاوت شبيخون نظامی را با ترور مشخص کنم .و اگر به سريه هايی که نوشته ام دقت فرماييد همگی همينطور هستند ( شبيخون ) ولی انچه که سبب شده است از اين سريه ها با عنوان ترور نام ببرم اينست که دشمنان ما از ترور تعريف متفاوتی دارند . تعريفی که بسیار کلی است و همه اعمال جهادی ما مسلمانان را شامل می شود . اگر اين وبلاگ را از اول بخوانيد (اگر کمی صبر کنيد اينکار را اسان خواهم کرد ) . و از اينکه اسم وبلاگ را تروريست گذاشته ام بدين جهت نيست که اعمال اسامه بن لادن را اسلامی جلوه دهم . قبلا هم نوشته ام که اين اعمال را حتی انسانی هم نمی دانم ( هرچند که روز ۱۱سپتامبر بهترين و بياد ماندنی ترين روز عمرم بود . شادمان شدم و هستم و قطعا تا روز سقوط امپرياليسم شادمان خواهم بود و پس از ان برای بی گناهانی که کشته شدند شمع روشن خواهم کرد !). اين کار درستی نيست که انها لفظی يا واژه ای را طبق تعريف خود بسازند و بخورد ما دهند . شما دوست عزيزم اين تعريفی که ارائه کرده ای تعريف تقریبا کاملی است ولی يک سوال : ايا هر ((‌ گنهکار )) ی را می توان به اين شيوه ( حال اسمش را می خواهی ترور بگذار یا شبیخون ) کشت؟ مثلا در همان مثال مسلم که خودتان زده اید ؛ ابن زیاد نه بی گناه بود و نه کودک و نه زن ! و در ضمن حتما سلاحی نیز برای دفاع داشت و نیز از رهبران نظامی دشمن بود ( به تعریفت که در زیر نوشته شده است دقت کن ). پس چرا مسلم او را نکشت ؟!! البته در اين مورد بحث خواهم کرد .
که باز هم دوست عزیز مطالبی را قید کرده اند:

نويسنده: دوست
دوشنبه، 5 اسفند 1381، ساعت 9:13

"قسمت اول: دوست من . خوشحالم که تبادل آرای ما هر روز پر بار تر و منطقی تر می شود. از اينکه موضع خودتان را در مورد تروريست های ۱۱ سپتامبر به روشنی بيآن کرديد خيلی ممنونم. در تعريفی که من از ترور ارائه کردم يک نکته کليدی هست که همانا هدف تروريست از اينکار می باشد يعنی ايجاد جو رعب و وحشت تا مردم را وادار به اطاعت از خود بکند و همانطوری که گفته ام در اسلام هيچ نيازی به اينکار نيست. زيرا اسلام به اندازه کافی دلايل منطقی ارائه می دهد که خود مردم نه تنها مجاب می شوند بلکه قانع هم می گردند. نمونه اش در سيره رسول الله (ص) و حضرت علی (ع) و ساير امامان بسيار است . اما در مورد سوال شما : پرسيده ايد که ايا هر (( گنهکار )) ی را می توان به اين شيوه ( حال اسمش را می خواهی ترور بگذار یا شبیخون ) کشت؟ در مطلب قبلی من تعريفی از ترور ارائه کردم ولی اين به اين معنی نيست که هر چه که در اين معنی نگنجد از نوع شبيخون است .

لذا جواب سوال شما از نظر من منفی است و اگر به خبر مربوطه هم دقت کنی می بينی که اولا شرايط زمانی در آن موقع نوعی حالت جنگی بين مسلمانان و يهوديان خيبر بوده چه اينان به نوعی تحريک کنندگان اصلی جنگ احزاب بودند. در ثانی موقعيت مکانی ( يعنی رفتن به داخل قلعه خيبر نه کشاندن دشمن به داخل منزل خود و بکار بردن حيله ) هم به نوعی بود که ياد آور شبيخون نظامی است . و از همه مهمتر اينکه اين اقدام پس از جلب موافقت رسول اکرم انجام گرفته نه به خواست يکی يا دونفر از افراد.

اين همان نکاتی است که می تواند در ماجرای مسلم و ابن زياد هم مورد توجه قرار گيرد. آنچه که ما می دانيم اين است که مسلم بن عقيل از طرف امام حسين (ع) مامور به بررسی اوضاع کوفه و آماده کردن شرايط ورود ايشان بوده ولی هيچ نشانه ای از اينکه او مجوز شروع قتال و جنگ را هم داشته در دست نمی باشد! لذا در صورت اقدام او به کشتن ابن زياد در خانه شريک بن اعور اين عمل نه شبيخون بلکه قتل يا فتک می بود که مسلم بعد از بياد آوردن موضوع از آن دوری کرد. همانطور که اميرالمومنين (ع) می فرمايند " چه بسا شخصى به تمام پيش‏آمدهاى آينده آگاه است و طريق مكر و حيله را خوب مى‏داند، ولى فرمان الهى و نهى پروردگار مانع اوست و با اينكه قدرت بر انجام آن دارد، آن را به روشنى رها مى‏سازد، ولى آن كس كه از گناه و مخالفت فرمان حق پروا ندارد از همين فرصت استفاده مى‏كند.»
در جای ديگری امير مؤمنان(ع) در توصيف پيامبر بزرگوار اسلام(ص) مى‏فرمايد:« المعلن الحق بالحق .پيامبر اكرم(ص) حق را به وسيله حق آشكار مى‏كرد و قرآن كريم مى‏فرمايد:«هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون؛او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرستاده است، تا آن را بر همه اديان پيروز گرداند، هر چند مشركان را ناخوش آيد.پس دين اسلام حق است و بنابرسخن حضرت على(ع) به دست مى‏آيد كه در راه تحقق و حفظ دين اسلام نبايد به باطل متوسل شد و از محدوده حق كه همان برنامه‏هاى اسلام است، خارج گردد.
اميدوارم که اين توضيح مفصل مفيد بوده باشد . در ضمن دو خواهش هم از شما داشتم اول اينکه اگر ممکن است محدوديت طول کامنت ها را حذف کنيد و مورد ديگر اينکه شما که فقط برای رضای خاطر شما دوست عزيزی تصوير خيالی ( نه واقعی ) را بر از وبلاگتان می داريد آيا سزا نيست که برای رضای خدا مروج دوستی و نيکو کاری باشيد چه قرآن کريم می فرمايد: " ان الله يامر بالعدل و الاحسان" = خداوند به عدالت و نيکوکاری فرمان می دهد. "


خوب ؛ مطالب ارزشمند این دوست عزیز را خواندید . بنظر بنده تفاوت عقیده بنده با ایشان در حد همان" عنب "و "انگور "و " اوزوم " است. اما ابتدا چند توضیح بطور خلاصه :
۱- این دوست عزیز با یک پیش داوری ذهنی این وبلاگ را دنبال می کند ( ...بر خلاف آنچه که شما و همفکرانتان تبليغ می کنيد ...).
۲- از انجایی که ایشان "تروریست "را در مقابل "مردم" قرار میدهد ( ...يعنی ايجاد جو رعب و وحشت تا مردم را وادار به اطاعت از خود بکند ...) استنباطم اینست که جناحی فکر میکنند و موضع میگیرند.
و اما ؛
قبلا هم توضیح داده ام که انچه که کشتن مردم بیگناه ( اعم از زن و بچه و کودک و ...) واژه مختص بخود را دارد که " قتل عام " ( کشتار دسته جمعی ) "نامیده می شود و هیچ ربطی به "ترور" ندارد . و اتفاقا کسانی که مرعوب شده اند برای شیطانی جلوه دادن این عمل نظامی و دفاعی ضعفا بر علیه قدرتمندان ؛ تروریستها را در مقابل مردم قرار می دهند .
طبق تعریف بنده :" ترور یست کسی است که در عملیاتی نفوذی به قرارگاه دشمن ؛ فرماندهان نظامی و رهبران کلیدی دشمن محارب را به قتل می رساند تا از این طریق امنیت سران نظامی و کلیدی دشمن را سلب نماید و انها را به هراس و وحشت اندازد ."
پس طبق این تعریف ترور عمل کشتار مردم نیست بلکه عمل کشتن سران کلیدی دشمن در حال مبارزه است .
البته اینرا نیز اضافه کنم که طبق تعریف این دوست عزیزمان موشکباران شهرها در جنگ تحمیلی که ابتدا از سوی عراق متجاوز شروع شد و منجر به مقابله به مثل کشور مان ایران شد هم نوعی عمل تروریستی محسوب می شود ( به تعریف ایشان توجه فرمایید ) که طبق تعریف بنده تنها قتل عام شهروندان به حساب می اید . هرچند که باور ندارم هیچ عقل و منطقی با عمل مقابله به مثل موافق نباشد .
و اما ختم کلام : اینکه عمل کشتن سران کلیدی دشمن متجاوز بطور غافلگیرانه ای که باعث رعب و وحشت در اردوگاه دشمن شود "ترور" نامیده شود یا "شبیخون" ( از لفظ و واژه که بگذریم ) بگمانم مورد تایید این دوست عزیز هم می باشد و عملی است نظامی . و کشتن مردم بیگناه ( چه انفرادی و چه دسته جمعی ) برای نیل به اهداف؛ " ترور" نامیده شود یا" قتل عام" ( باز هم از لفظ و واژه که بگذریم ) از طرف بنده و این دوست عزیز مردود می باشد و عملی غیر انسانی و غیر اسلامی است .

3- و اما توسل به باطل برای حفظ اسلام ؛ به گمانم با توضیحاتی که داده شد این برچسب به وبلاگ تروریست نمی چسبد . برادرم ! ایا دعوت به بیدارباش و شناساندن راه های مبارزه با دشمن قلدر توسل به باطل است ؟! ایا مطالبی که نوشته ام دروغ است یا اینکه در کتب تاریخی موثق نیامده است ؟! یا اینکه شک و شبه ای در انجام این سریه ها موجود است ؟! یا اینکه خدای نکرده برسول خدا دروغ بسته ام ؟! اینها عینا از کتب تاریخی موثق و بنام نقل کرده ام . چرا تنها به خاطر یک "تفاوت در تعریف " چنین برچسبی می زنید ؟

4- در مورد توصیه اولتان " چشم بمحض اینکه راهش را یاد بگیرم محدودیت را رفع خواهم کرد .
و در مورد توصیه دومتان که فرموده اید مروج نیکوکاری و دوستی و ... باشم بعرض می رسانم که امروزه یکی از مواردی که در مورد دین مد روز شده است همین دعوت به دوستی و مهر و ... و ارائه تصویری زیبا و خوش خط و خال و بی ازار از اسلام است ( اسلام مهر و صفا و دوستی و محبت ... یعنی همان مسیحیت نیم بند . و فراموش کرده اند که اسلام فقط یک جنبه ندارد . قبلا هم گفته ام اسلام دین رحماء بینهم و اشداء علی الکفار است . دینی که خشونت هم دارد. دین اسلام تنها دین "نازنین ها " و" سوسول ها " نیست ؛ و قابل توجه کسانی که معتقد به قرائتهای مختلفی از اسلام هستند اینکه لااقل بنده به اسلام با این دید نمی نگرم .
برادرم اگر سفر نامه های مسشرقین را خوانده باشی بدون استثنا در همه انها خواهی دید که مثلا از ویزگیهای مهمان نوازی و مردانگی ما شرقیها نهایت سوء استفاده را کرده اند. انها از سادگی و صداقت ما استفاده کرده و بر گرده ما سوار شده اند . تا کی ...؟
در جنگ صلیبی " صلیبیون وقتی بیت المقدس را فتح کردند چه جنایتها که نکردند و فقط در داخل مسجد اقصی انقدر از مردم( زن و کودک و پیر ... ) مسلمان کشتند که بنا به نوشته مورخین خودشان خون کشتگان تا به زانوی اسبان رسید . انوقت صلاح الدین ایوبی - که هرگز در برابر شیعیان اسماعیلی کوتاه نیامد و انها را به فجیع ترین وضع قتل عام کرد - پس از فتح بیت المقدس جان این کفار متجاوز را که نگرفت هیچ ؛بلکه به همین متجاوزین خونخوار اجازه داد تا هرانچه می توانند بار مرکبهایشان کنند و با خود ببرند . فقط به این خاطر که بروند و از عمل مردانه یک مسلمان ( بنظر بنده از حماقت و خریتش ) تعریف و تمجید کنند !!!
بنده مقابله به مثل را در اینگونه موارد ( حتی اگر موافق اسلام نباشد) عملی منطقی می دانم .

حسن صباح

سريه کشتن ( ترور ) ابو رافع يهودی



سريه « عبدالله بن عتيك »
بر سر
« ابو رافع يهودي »


( عينا به نقل از كتاب « تاريخ پيامبر اسلام تاليف دكتر محمد ابراهيم ايتي از انتشارات دانشگاه تهران - قابل ذكر اينكه در اكثر كتب تاريخي اين سريه به همين نام مكتوب است )

رمضان سال ششم هجري - ماه 67هجرت
ابن اسحاق مي نويسد :
« سلام بن ربيع » در فراهم ساختن احزاب بر ضد رسول خدا كوششها كرده بود و قبيله اوس هم پيش از ( جنگ ) احد ، كعب ابن اشرف را به كيفر دشمني با رسول خدا كشته بودند ( سريه ترور كعب بن اشرف را در پيش از اين در همين وبلاگ نقل كرده ام ) ، بدين جهت پس از پايان يافتن غزوه خندق و بني قريظه ، قبيله خزرج از رسول خدا اجازه گرفتند كه « ابو رافع : سلام بن ربيع بن ابي الحقيق » را بكشند، چه دو قبيله اوس و خزرج انصار پيوسته در راه نصرت رسول اكرم با هم رقابت مي كردند و هرگاه قبيله اوس نسبت به رسول خدا خدمتي انجام مي داد قبيله خزرج هم چنان خدمتي را انجام مي دادند تا در ان فضيلت و افتخار از اوس عقب نمانند و هرگاه خزرجيها در طريق نصرت رسول خدا افتخاري كسب مي كردند قبيله اوس نيز در پي كسب چنان افتخاري بر مي امدند و چون خزرجيها ديدند كه قبيله اوس با كشتن كعب ابن اشرف يهودي - دشمن سرسخت رسول خدا - سرافراز شده اند ، در مقام ان برامدند تا دشمني از دشمنان رسول خدا را كه در دشمني با وي در رديف ابن اشرف باشد بكشند و پس از شور و مذاكره رايشان بر كشتن ابو رافع قرار گرفت ، پس از كسب اجازه از رسول خدا پنج نفر از خزرجيان : « عبدلله بن عتيك » ، « مسعود بن سنان » ، « عبدلله بن انيس » ، « ابو قتاده : حارث بن ربعي » و « خزاعي بن اسود » ( اسلمي ، حليف خزرج ) بدين منظور رهسپار خيبر شدند .

رسول خدا « عبدالله بن عتيك » را برايشان امير قرار داد و انان را فرمود كه : زن و كودكي را نكشند .« عبدلله » و همراهان وي وارد خيبر شدند و شبانه به خانه « ابو رافع » رفتند و به هر وسيله اي بود بر وي در امدند و او را در بسترش كشتند .
در موقع بازگشتن « عبدالله بن عتيك » كه چشمش خوب نمي ديد ، از پلكان اطاق « ابو رافع » - كه تنه درخت خرمائي بود و چند جاي پا در ان كنده بودند - افتاد و دست ( يا پاي ) او سخت كوبيده شد ، چنان كه او را برداشتند و با شتاب در راه اب قلعه پنهان شدند و هرچند يهوديان اتش افروختند و در پي ايشان به اين طرف و ان طرف تاختند ، اثري نيافتند و نا اميد بر سر بالين ابو رافع كه جان مي داد فراهم شدند ...
اصحاب سريه عبدالله را برداشتند و نزد رسول خدا ( ص ) بازگشتند و كشتن « ابو رافع » را گزارش دادند . رسول خدا گفت : پيروز باد اين رويها . گفتند : روي تو پيروز باشد اي رسول خدا ! و چون هر كدامشان مدعي كشتن او بودند ، رسول خدا گفت : شمشير هاي خود بياوريد و چون به شمشير ها نظر كرد ، به شمشير « عبدالله بن انيس » اشاره كرد و گفت : همين شمشير او را كشته است .
« حسان بن ثابت در باره كشته شدن « كعب بن اشرف » ( بدست اوس ) و « سلام بن ابي الحقيق » ( بدست خزرجيان ) اشعاري گفته است (سيره ابن هشام ، ج3، ص 288، چاپ حلبي 1355)



تمنا و خواهش از دوستان :
از زمانی که اين وبلاگ راه اندازی شد از کمک و ياری دوستان زيادی بهره گرفته ام و نيز دوستان زيادی در بهتر شدن محيط وبلاگ توصيه های مفيدی کرده اند که از همه دوستان تشکر می کنم .و البته از نظر فنی نیز مطالب زيادی ياد گرفته ام که همه را مرهون دوستان عزيزی هستم که مرا ياری داده اند .
ولی در مورد گذاشتن يک شمارشگر هرچقدر از دوستانی که از شمارشگر ها استفاده می کردند تقاضا کردم که مرا ياری کنند ؛ خبری نشد تا اينکه از يکروز با يک کليک اتفاقی بروی شمارشگری به سايت مربوطه راهنمايی شدم و پس از ثبت نام ؛ کد اچ تی ام ال مربوط به شمارشگر وبلاگ را دريافت کرده و در وبلاگم قرار دادم ( بهمين راحتی !‌)‌
پس شما نيز اگر مثل بنده تازه کار و ناشی هستيد می توانيد بروی هرکدام از شمارشگرها ( بخصوص شمارشگر فارسی ) کليک کنيد و ثبت نام نموده سپس کد مربوطه را در وبلاگ خود کپی کنيد .
از دوستان عزیز که به این وبلاگ سر می زنند تمنا دارم در زمینه فنی نیز به این بنده حقیر یاری دهند و بدینوسیله بنده را رهین منت خویش سازند .
متشکرم .



حسن صباح

تقديم به شيعيان شاه مردان

بنام خدا




عيد غدير بر تمامي شيعيان شاه مردان مبارک باد.
بهمين مناسبت "گزيده هايي" را تقديم دوستان مي کنم :

۱ - گزيده اي از "کتاب شهسوار اسلام "نوشته" گابريل دانکيري" :
حکيم بن حسام که خبر شکست قريش از مسلمانان را به اهل مکه اورده بود چندان وضع فاتحانه اي نداشت و از چهره اش ترس و هراس هويدا بود . او خبر کشته شدن ۷۰ نفر از بهترين هاي قريش را اورده بود و نيز خبر اسارت ۷۰نفردیگر از کفار را به اهل کوفه داد . گريه و زاري و شيون مکه را غم زده ساخت . کساني که مي خواستند از سرنوشت دوستان و اشنايان باخبر شوند دور او را گرفتند . "طالب" برادر علي ( ع ) که همچنان در مکه بود از وي پرسيد :
- از برادرم علي چه خبر داري ؟
- او نخست "وليد پدر خالد" را کشت !
( همان خالد بن وليد که سنيان او را سيف الاسلام مي خوانند و در ان موقع مشرک بود و پس از صلح حديبيه اسلام اورد ولي هرگز دشمني اش با امام علي ( ع ) را فراموش نکرد - او بهنگام حمله به خانه حضرت زهرا (س ) همپاي عمر خليفه دوم بود - )
- وبعد ؟
- و بعد نوبت "نادر بن حارث" و "حطبه ابن مهيب "رسيد که پس از کشتن انها" هارون بن ابوسفيان "را اسير کرد و بعد مانند صاعقه اي که از اسمان فرود ايد با چنان وضع موحش و خشمناکي به سوي ما تاخت که همه در برابر او پس نشستيم ." حنظله ابن ابوسفيان "؛ "عاص ابن سعيد العاص" "حطبه ابن اربيعه "و "معاويه ابن عامر" يکي پس از ديگري در زير شمشير او از پاي در امدند .
طالب فرياد زد :
- اخر اينها همه از ابطال قريش بودند !
- افسوس که در برابر او چندان ايستادگي نتوانستند کرد . او شکست ناپذير بود .

۲ - امام در سالهاي خلافتش براي معاويه نوشت :
... و عندي اسيف الذي اغضفته اخاک و خالک و جدک يوم بدر ...
برادر معاويه ( حنظله ) دايي اش ( وليد ) و جدش ( عتبه )در جنگ بدر بدست امير ( ع ) کشته شده بود ند .در جايي ديگر امام ( ع ) مي فرمايند :
عجب دارم از قريش که چگونه مقاتلت مرا با وليد بن عتبه مشاهده کردند و ديدند که بيک ضربت هردوچشم حنظله بن ابي سفيان از کاسه در امد چگونه بر حرب من اقدام مي کنند .
( البته شايد اهالي کافرستان به اين شجاعت امام هم ايراد بگيرند ؛ کما اينکه گرفته اند . گويا خردگرايان ( ! )کافر عقيده دارند که امام بايد در جنگها دشمن را نوازش ميکرد ند .!!!)

3- جرج جرداق نويسنده و محقق مسيحي - لبناني که عمرش را در راه تحقيق در زمينه نهج البلاغه سپري کرده است و شديدا علاقمند به امام ( ع ) مي باشد در مورد امام علي مي گويد :
"علي اولين انساني است در تاريخ بشر که هنگاميکه قدرت دستش نيست بخاطر حفظ قدرت جامعه ساکت است و وقتيکه حکومت بدستش مي افتد و بر اوضاع مسلط مي شود ؛ انقلابي مي گردد."
اين گفته بنوعي تاييد تقسيم بندي دکتر شريعتي است که زندگي امام را به سه دوره تقسيم کردند :
۱- جهاد براي مکتب ( ۲۳سال )
۲ - تحمل براي وحدت ( ۲۵سال )
۳ - انقلاب براي عدالت ( ۵ سال )

۴- افسوس که مردم و روزگار ظرفيت تحمل عدالت علي را نداشتند تا بجايي که با مردم چنين گفت :
"عجبا ؛ عجبا ؛ بخدا سوگند اين حقيقت قلب انسان را مي ميراند و غم و اندوه مي افريند که انها در مسير باطل خود اين چنين متحدند و شما در راه حق اين چنين پراکنده و متفرق ؟ ..."( خطبه ۲۷)
"نفرين بر شما ! از بس شما را سرزنش کردم خسته شدم . ايا بجاي زندگي اخرت به زندگي موقت دنيا راضي گشته ايد ؟ بجاي عزت و سربلندي ؛ بدبختي و ذلت را برگزيده ايد ؟ ..."( خطبه۳۶ ) .

گزيده اي از خطبه ۲۷:

"جهاد لباس تقوا زره محکم و سپر مطمئن خداوند است .
مردمي که از جهاد روي برگردانند خداوند لباس ذلت بر تن انها مي پوشاند و بلا به انان هجوم مي اورد ؛ حقير و ذليل مي شوند . عقل و فهم شان تباه مي گردد و به خاطر تضييع جهاد حق انها پايمال مي شود و نشانه هاي ذلت در انها اشکار مي گردد و از عدالت محروم مي شوند ."


( توجه کنيد که اين فرمايشات کلي است و مربوط به همه دورانها مي شود ).

با گوش جان بشنويد اين سخنان امير المومنين علي ابن ابيطالب است که با شما سخن مي گويد . با شما و من . با همه ما و در همه دورانها :

"به خدا سوگند ! هرملتي در درون خانه اش مورد هجوم دشمن قرار گيرد حتما ذليل خواهد شد ( و تنها جمعيتي در نبرد با دشمنان پيروز مي گردند که به استقبال انها بشتابند .)"

۵ - براي خاتمه شعري از امام شافعي ( امام يکي از چهار فرقه اصلي اهل سنت ) در باره امام ( ع ):


لو ان المرتضي ابدي مخله لخر الناس طرا سجدا له
وفات الشافعي و ليس يدري عليٌ ربه ـ ام ربه الله ؟!
يعني :
اگر علي مرتضي خود را انطور که بود مي شناساند
مردم جهان همه در برابرش سرسجده بر زمين مي گذاشتند
شافعي مي ميرد ولي نمي داند
که خداي او الله است يا علي است ؟!

6- و در نهايت مي خواستم داستان شيريني را به نقل از استاد شهيد مطهري بياورم که براي جلوگيري از طولاني شدن کلام منصرف شده و فقط به اين شعر اکتفا مي کنم :

بصورتی که تویی کمتر افریده خدا ترا کشیده و دست از قلم کشیده خدا

يا علي مدد



حسن صباح

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مسعود قلعه


نویسندگان
مسعود قلعه


آرشیو من
دی ٩٥
بهمن ٩۳
آذر ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
دی ۸۳
مهر ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


لینک دوستان
  ليست وبلاگ ها

پشتيبان تروريست



: لينکها ي سايتهاي مفيد
يکي از سايتهاي شيعه
سايت حوزه
محلي براي جوانان ايراني
بانک اطلاعات ايران

سايتي براي اموزش زبان

اموزش انلاين انگليسي

مترجم پارس

سايت دريچه

سايت خبري بازتاب

مستضعفين

مدارک علمي ايران





 

وبلاگهاي دوستان

 

حق علي - فدک فاطمه

الف

ارمانشهر

پايگاه بصير

سخني در باره تصوير 11سپتامبر


باور کنيد که حادثه 11سپتامبر را عملي انساني نمي دانم چه برسد به اينکه انرا عملي اسلامي بدانم . اما از اينکه اينبار توپ در زمين دشمن است خوشحالم . چرا نباشم ؟ مگر وقتي که امريکائي ها هواپيماي مسافري ما را با 290سرنشين بي گناه تکه تکه کردند ناراحت شدند که امروز من از ديدن اين صحنه ناراحت شوم؟ . مگر به فرمانده ناو ويسنس مدال افتخار ندادند ؟ از عملش راضي و خوشنود بودند که او را مفتخر به مدال شجاعت کردند . مگر سالها با حمايت از رژيم پهلوي خون اين مردم شريف را به شيشه نکردند ؟ مگر ناراحت شدند يا اکنون از کرده خود پشِمانند ؟ مگر جوشن و سهند و سبلان ما را ناجوانمردانه به قعر ابهاي نيلگون خليج فارس نفرستادند ؟ مگر ما به انها اعلان جنگ کرده بوديم ؟يا اينکه انها به ما اعلان جنگ کرده بودند ؟ دوستان جواني که جوشن و سهند و سبلان برايشان نامفهوم است مي توانند از حافظه بزرگتر هايشان کمک بگيرند يا از ارشيو روزنامه هاي مربوط به اواخر جنگ . دوستان من! جوشن وسهند و سبلان ناوچه هاي افتخار افريني بودند که با دلير مردانشان در روزهاي پاياني جنگ توسط ناوگانهاي پيشرفته امريکائي ها و با موشکهاي مدرن انها از راه دور هدف قرار گرفتند و ناجوانمردانه غرق شدندو...



 




 

 عمده مطالب پيشين


 

ترورچيست وهدف از ايجاداين وبلاگ

ترورهم نوعي اسلحه است

اولين تعريف از ترور

ترورخوب و بد از ديد امريکائيها

نظر ايات عظام

نمونه اي از سريه هاي پيامبر خدا

سريه ترور کعب ابن اشرف بدستور رسول خدا
جنگ تروريستي

پيامبران کسي را به اشاره نمي کشند

سريه ترور سفيان ابن خالد بدستور پيامبر

مد پرستي ديروز و امروز

پايگاه ابو بصير

سريه کشتن ( ترور ) ابو رافع يهودي

سريه عمروبن اميه ضمري در کشتن ( ترور ) ابوسفيان

داستان ترور عبدالله ابن ابي ابر منافق مدينه


 


ارشيو طبقه بندي شده

ارشيو اول

ارشيو دوم

ارشيو سوم

ارشيو چهارم

ارشيو پنجم

ارشيو ششم

ارشيو هفتم

ارشيو هشتم

ارشيو نهم

ارشيو دهم

ارشيو يازدهم

ارشيو دوازدهم

 


 







Blogroll Me!


 

خبرگزاري

 

SNN

 

IRIB NEWS

 

IRNA

 

ISNA

 

GHEST

 

BBC PERSIAN

 


 

اسلامي

 

رهنما

 

نورنت

 

حوزه

 

الشيعه

 

بنياد قران

 

تبيان

 

بلاغ

 

بانك اطلاعات اسلامي

 

اسلام هو

 

جستجو گر شيعي

 

رشد

 

اخبار شيعه

 

شيعه نت

 

پايگاه هاي شيعي

 

شيعه اسلام

 


 

ائمه

 

امام علي

 

امام حسين

 

امام رضا

 

حضرت مهدي

 

اجلاس مهدي

 

ظهور

 

منتظر

 


 

علما

 

امام خميني

 

أيت الله خامنه اي

 

آيت الله مصباح يزدي

 

آيت الله مطهري

 

آيت الله مكارم شيرازي

 

علامه فضل الله

 

آيت الله شاهرودي

 

سيد حسن نصرالله

 


 


 

 

مردي که حتي عرضه خودکشي نداشت

 

دهانش را کاويدند

اين شپشو ، همان « سردار قادسيه » است !!!


ديگر سايتها

 

افق

 

بسيجي

 

سبكبالان

 

صبح

 

كتابخانه جنگ

 

 

 


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0