تروریست

There was a time when they called us 'Ajams' [non-Arabs, or Persians], and we felt ashamed and wore turbans to look like the Arabs. They called us 'Rafidis' [a derogatory term used to refer to Shia Muslims],تا به روز سياه بنشينند and we concealed our love for our master [Imam Ali, cousin and son-in-law of Prophet Muhammad, and the first Shia Imam]. For years they attacked us and we only denied. Would anyone during those years come out and shout: 'Oh Tyrants! I am a Rafidi'? Yesterday, the tribe of blue-eyed blonds who had built a civilization out of hay and on the foundation of modern ignorance put chapeus on our heads so that we would be Westernized from head to toe. Those who would not comply were labeled 'reactionaries '. For years we tried to deflect this 'attack'. Today, they call any Muslim who sacrifices his life and fights to rub the nose of the arrogant and the bully into the dirt a terrorist. They are attacking and I'm now counter-attacking. So I shout: I'm an Ajam. I'm a Rafidi. I'm a reactionary. I'm a terrorist 

  ااسپتامبر - عکس اول

چرا « تروريــســت »؟

عده اي روزگاري به ما گفتند : عجم ! ننگمان امد . پس دستار بستيم تا چون عربها گرديم
روزگاري ديگر گفتند : رافضي ! پس ساليان دراز تقيه کرديم و عشق به مولايمان را پنهان ساختيم
پس براي ساليان سال انها « تک » کردند و ما فقط انکار کرديم . ايا در ان سالها کسي پيدا شد تا داد زند: که اي جباران عالم ! " من رافضي ام "
ديروز نيز قوم موبور چشم زاغ که بر پايه جاهليت مدرن تمدني پوشالي بنا کرده اند کلاه شاپو بر سرمان گذاشتند تا از فرق سر تا نوک پا فرنگي شويم . به انها که مطيع نشدند گفتند : مرتجع ! . سالها سعي کرديم تا اين « تک» را دفع کنيم
امروز به مسلماني که جانش را بکف گرفته پيکار مي کند تا پوزه مستکبر و قلدر را بخاک را بخاک بمالد مي گويند : تروريست !
انها « تک » مي کنند و من نه « پاتک » که بر « تک » شان « پاتک » مي زنم . پس فرياد ميزنم :
من عجم ام . من رافضي ام . من مرتجع ام .

من تروريـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــستم .

 


( نقد دين ستيزي و اشنايي بادين ستيزان )

 مطالب تروريست در وبلاگ « حق علي ( ع ) -  فدک فاطمه ( س ) »


توضيح : ضمن تشکر از جناب دوستدار بابت متن انگليسي ، عکسهاي حادثه ?? سپتامبر تزئيني است .

 ارشيوهاي تروريست ( لحظه اي ماوس را روي شماره ها نگه داريد تا از فهرست مطالب مطلع شويد ) :
اول دوم سوم چهارم پنجم ششم هفتم هشتم نهم دهم يازدهم دوازدهم

نياز امروز

در روزگاراني نه چندان دور كه خاك پاك ايران زير چكمه هاي انگليس و روس بود و انگليسي ها حاكم دست نشانده خود در ايران را كه بفراست افتاده بود تا اربابش را تعويض (!) نمايد از حكومت بر كنار و پسرش را جانشين او ساخته بودند( كه البته از اين عجايب و غرايب از روباه مكار سياست جهاني هنوز هم شاهديم ) و در صدد بودند تا سلطنت اين « دردانه» را مستحكم سازند و كما في السابق ...
دراين روزگار انها كه در قدرت بودند همه انگليسي بودند و انها كه مخالف قدرت بودند دو دسته عمده بودند :

مذهبيون و مليون


كه اين دو گروه از اغاز مشروطيت نگرشهاي متفاوتي در نحوه كشورداري و امور اجتماعي و ... داشتند كه البته هنوز هم دارند ولي در ان زمان بدليل رهايي از حكومت يك ديكتاتور و ضعف اقتدار حكومت نو پا، اين دو گروه فرصتي ديگر بدست اوردند تادر عرصه سياست خود را بيازمايند .كه متاسفانه بجاي مبارزه با دشمنان اشغالگر با همديگر درگير شدند و ...

يكي از اين كساني كه بقول دكتر شريعتي « جغرافياي حرف » بلد نبود ( يعني اينكه اگاه به موقعيت زماني و مكاني گفته هايش نبود ) نويسنده و روشنفكري(‌!‌)‌بنام كسروي بود كه براي ازار مذهبيون مطالب توهين اميزي نسبت به امام زمان و امام جعفر صادق مي نوشت و بطرز مرموزي در سطح مملكت توزيع مي شد .


انشبي كه در نجف اشرف بحث از توهينهاي كسروي شد ( توجه بفرمائيد « توهين » كه هيچ جواب منطقي را نمي پذيرد و اصلا قابل جوابگويي نيست ) عالمي فغان برداشت كه ايا كسي نيست كه او را خفه كند و مشتي بر دهانش بكوبد ؟
در اين ميان همه طلاب حاضر شاهد بودند كه سيدي لاغر و استخواني بر خواست و با صلابت استواري خاصي جواب استاد را داد :

« فرزندان علي هستند كه جواب او را بدهند »


و از انروز به بعد ديگر كسي اين طلبه جوان را در حوزه نديد .

اين سيد در تهران به منزل كسروي رفت و با وي صحبت كرد و او را از نوشتن مطالب توهين اميز به اسلام و ائمه برحذر داشت ولي سخنان او در كسروي كه بقول خودش كله شق بود اثر نبخشيد و سيد پس از اتمام حجت با وي ، با خريد يك هفت تير كسروي را ترور كرد كه البته او از مهلكه نجات يافته و به خيره سري خود ادامه داد كه اينبار سيد حسين امامي بدستور اين سيد در حضور بازپرس و در كاخ دادگستري حسابش را رسيد و او را به درك واصل كرد .

« سيد مجتبي نواب صفوي » كه ديگر چهره اشنايي بود سازمان « فدائيان اسلام » را بنيان نهاد كه البته دوستان زيادي گردش را گرفتند .
و البته دشمناني كه مترصد نابودي انها بودند :
حكومت كه انها را خطري بزرگ مي دانست مترصد فرصتي بود تا انها را نابود كند.
و ملي گرا ها كه وقتي مصدق نخست وزير بود انها را بزندان انداخت
و صد البته مذهبيون متحجر كه مرجعيت شيعه ( ايت الله بروجردي ) را نسبت به انهابد بين مي ساختند .

در باره اقدامات اين دلير مردان همين بس كه تنها چند روز پس از اينكه انها سپهبد رزم ارا نخست وزير وابسته به انگليس را بخاطر دفاع از منافع انگليس ( همين رزم ارايي كه در مجلس ملي به نمايندگان ملت گفته بود اين مردم حتي لولهنگ هم نمي توانند بسازند) ترور كردند مجلس نفت را ملي اعلام كرد .
همین افتخار برای نواب کافی است که امام امت در موردش فرموده اند:

هیچ شکی ندارم که اولین اتش انقلاب را در دل ما نواب روشن کرد .

در عرصه جهاني امروزه « سيد مجتبي نواب صفوي » نياز امروز ماست . باور كنيد اگر چنين نكنيم فردا ي روزگار پشيمان خواهيم شد .

انشاء الله اگر فرصتي پيش ايد در مورد اين سيد شجاع بيشتر خواهم نوشت و اين مطالب را تنها به بهانه سالگرد شهادت نواب صفوي ، طهماسبي و برادران واحدي و ذوالقدر نوشتم تا باشد كه يادشان ما را بسوي هدفمان رهنمون باشد و خداوند روحشان را قرين شادي فرمايد .
امين
و جالب اینکه در گوگل جستجو کردم و هیچ عکسی از سید پیدا نکردم . ایا کسی هست در این مورد کمک کند .؟




حسن صباح

خبر های داغ ديروز

با اينکه عهد کرده بودم تا دو هفته ديگر اين دنيای مجازی را بگذارمش کنار . ولی نشد و اين اخبار را داشته باشيد :
جام جم آنلاين - يوسف شربون رئيس پليس تل آويو اعلام كرد : عصر روز يكشنبه 5 ژانويه 18 اسرائيلي بر اثر دو انفجار در يك پايانه جاده اي تل آويو كشته شدند. به گزارش شبكه تلويزيوني سي ان ان ، 18 اسرائيلي بر اثر دو انفجار جداگانه كه با فاصله كوتاهي از يكديگر رخ دادند در يك پايانه جاده شهر تل آويو كشته شدند. دو مبارز فلسطيني نيز كه اقدام به اين عمليات انتحاري نموده بودند، جان خودرا از دست دادند. به گزارش مقامات پليس شهر اسرائيلي حدود 80 نفر در اين انفجار مجروح شدند. اين حادثه در ناحيه نوه شعانان در جنوب شهر تل آويو رخ داد. هنگام اين انفجارها صدها نفر در اين پايانه حضور داشتند. شدت انفجار به اندازه اي بود كه محوطه پايانه به كلي تخريب شد. سازمان جهاد اسلامي در يك تماس تلفني مسووليت اين انفجار را به عهده گرفت



و مشروحترین خبر را از سایت روزنامه کیهان بخوانید


در همشهری



همین خبر در irib




و همین خبر همراه با دلسوزی بی بی سی فارسی

و خبر خنده دار بی بی سی از حمله تلافی جویانه هلی کوپتر های اسرائیلی به خانه های فلسطینی ها را در اینجا بخوانید که نوشته است حمله به تاسيسات ( اسلحه سازی ) واقعا که مضحک است


و اگر بزبان ترکی ( اذری ) تسلط داريد اخبار مربوطه را در اين سایت هم می توانيد بخوانيد



و اما خبری که اروپا را بیاد 11سپتامبر امریکا انداخت خبر یک هواپیما ربايی بود :
...
هواپيما ربا در حالی که تهديد کرده بود قصد دارد هواپيما را به ساختمان "بانک مرکزی اروپا" بکوبد، چند باری در اطراف ساختمانهای بلند شهر پرواز کرد. بر اساس گزارشها اين هواپيما به حدود 30 متری ساختمان "بانک مرکزی اروپا" نزديک شده بود.

دو هليکوپتر متعلق به پليس آلمان و جتهای نيروی هوايی اين کشور در طول پرواز اين هواپيما، آن را تعقيب می کردند.

سرانجام و پس از چند ساعت پرواز و تخليه هزاران نفر از محل مورد تهديد خلبان، خلبان هواپيما را در فرودگاه شهر فرانکفورت فرود آورد و مقامات امنيتی او را دستگير کردند.

هنوز انگيزه هواپيما ربا از اين اقدام مشخص نشده است، اما گزارشهايی در خصوص رابطه اين هواپيما ربايی با حادثه انفجار شاتل فضايی "چلنجر" در دهه 80 ميلادی منتشر شده است.
ادامه خبر


و اما از صراحت لهجه انگليسی ها تعجب نکنيد ( بلاخره اصطلاح " دولتهای ياغی " از دهنشان در رفت ) :

جک استرا، وزير خارجه بريتانيا، برای اولين بار از وجود ارتباط بين دولت های "ياغی" و گروه های تروريستی، مانند القاعده، سخن گفته است.
این خبر را هم در اینجا می توانيد بخوانید.



حسن صباح

چند سوال و جواب

با اينکه اهل بحث و جدل نيستم ولی گاهی انسان ناچار وارد بعضی بحث ها می شود که خوب ... رهایی از انها هم کمی مشکل است بخصوص که طرف مباحثه ات در کنار تو نيست که اگر کم اوردی با مشتی ... ( خوب تروريست هم خشونت طلب است ديگر و این کارها از دستش بر می اید ) بدل نگيريد دستی برای مشت کردن ندارم .
بگذریم برای خالی نبودن عريضه به چند بحث کوتاه با دوستان توجه فرما ئيد ( صدامو دارید ؟ تصویرمو چطور ؟!!):

نويسنده : Ardavan
دوشنبه، 9 دى 1381، ساعت 5:58

السلام و علیکم یا ابا عبدالله، برادر جان بر کف تروریست! برادران مخلصت را در اقصی نقاط دنیا دریاب! ما برادران جان بر کف تروریست (لباس شخصی سابق) آماده نبرد علیه دموکراسی جهانی به سرکردگی آمریکای جهانخوار و اسراییل هستیم. لیبرالهای ضد انقلاب از هر فرصتی برای ضربه زدن به ساحت امام مرحول استفاده می کنند. میگویند، نعوذبالله، امام مرحول در رابطه با سلمان رشدی دچار اشتباه شده اند. امام دچار اشتباه شوند؟ هرگز، ایشان از معصومینند. به گفته ابوی ایشان هنگامی که متولد شده اند مدفوعشان بوی مشک میداده است. که این به گفته امام جعفر صادق (ع) از نشانه های معصومین است. اصولاً ضد انقلاب همه کارهایش منطقی است. لعنت خدا بر همگیشان. ما برادران جان بر کف منطق در ناصیه مان نیست. ما همه فداییان رهبر، حضرت آیت الله سید علی ... خامنه ای هستیم. و من الله تعزیر!

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است

و جواب این حقیر :
نويسنده: حسن صباح
سه شنبه، 10 دى 1381، ساعت 1:52

ایکاش این دوست عزیز که مطالب زیر را مرقول (!) فرموده اند تا بحال مرحول ) ! ( نشده باشند و دفعه بعد اگر خواستند مطلبی بفرمایند و ... ادرس خودرا قیل(!)‌بفرمایند و مطمئن باشند که ما در وبلاگ انها فحش و بد و بیراه نخواهیم نوشت .

و مجددا جواب این مهمان عزیز :
نويسنده: Ardavan
چهارشنبه، 11 دى 1381، ساعت 5:38

داداش من سايت و وبلاگ ندارم. وبلاگ نویس نیستم و وبلاگ خونم .معتقدم آدم اگه حرفی واسه گفتن نداره بهتره وبلاگ راه نندازه. نه اينکه مثل شما از زور بيکاری اين خزعبلات رو به خورد مردم بده. در ضمن من کجا بدو بيراه نوشتم؟ ميخای بدونی بدو بيراه چيه برو کيهان و رسالت رو بخون. من حقيقت رو گفتم.

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است

و مجددا جواب اینجانب :
نويسنده: حسن صباح
پنجشنبه، 12 دى 1381، ساعت 0:38

سلام وبلاگگرد محترم . بجای این حرفها . بیا و لطف کن و راهنماییم کن تا تعریفی از ترور داشته باشم . اگه به مطالبی در سایتها راهنماییم کنی بیشتر ممنونت می شم. راستی چرا از این مطالب ناراحت شدی ؟ می شه بیشتر توضیح بدی .ممنون از زحمتی که میکشی و ما را سرافراز می کنی

و بعد هم جواب همین دوست عزیز که البته منت سر ما گذاشته و لطف کرده و جواب بنده را داده اند :
نويسنده: Ardavan
پنجشنبه، 12 دى 1381، ساعت 11:11

با سلام، از بنده نخواهید تروریست را تعریف کنم! سواد بنده کافی نیست. ولی میتوانم نظر خودم را بگویم. برای من ترور به هر شکلی مذموم و رد است. چه ترور سلمان رشدی باشد چه ترور آقای بهشتی. چه ترور حماس و حزب الله بر علیه مردم اسراییل باشد، چه ترور ارتش اسراییل علیه مردم فلسطین. در ضمن من موضعگیری آمریکا را بر علیه عراق و خاور میانه را هم ترور میدانم. این بود نظر شخصی بنده راجع به ترور. از حرف شما هم ناراحت نشدم. فقط ازینکه اعتقاد به معصوم بودن بعضی افراد را دارید که لیاقتش را ندارندو هم چنین موضع شما در برابر دموکراسی نمی پسندم.

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است

و بعد هم جواب تشکر امیز بنده به ایشان
نويسنده: حسن صباح
پنجشنبه، 12 دى 1381، ساعت 19:28

سلام اردوان عزیز . اولا تشکر مرا بپذیر . باز هم از اینکه با شهامت هردو گونه را ترور نامیدی و مثل بعضی ها( که فقط خودی ها را تروریست می دانند و اعمال اسرائیلی ها و یانکی ها را توجیه می کنند) نیستی ازت ممنونم .هرچند می توانی مطالب بلاگ را عمیقتر بخوانی و باز هم از نظرات خودت ما را مستفیض فرمایی .دوما بنده حتی به امام خمینی (که با جرات می گویم به فرمایشات ایشان به اندازه ایات قران معتقدم ) معصومیت قائل نیستم چه برسد به ... پس دوست من با پیش زمینه ذهنی این مطالب را نوشته ای . بیشتر دقت کن .

و البته تا این لحظه از این دوست عزیزم پیامی در یافت نکرده ام .و امیدوارم لااقل ایشان اندکی قانع شده باشند .

و در " پیام دیگران " مطلب زيرين باز هم دوست عزیزم اقای رضا جمالی ( اسمون - ریسمون )مطلبی درج کرده بودند که به وبلاگ ایشان هم سری زده و مطالب و البته جوابیه ایشان را خوانده و در قسمت " پیامهای دیگران " نظرم را نوشتم .که دوستانی که مایل باشند می توانند مهمان داش رضا باشند .

خوب این مطالب از سر ته ديگی نيست و کفگير ما هنوز ... بعله ديگه .
و اما بیشتر برای این بود که اعلام کنم تا دو هفته دیگر ( برای اخرین امتحانات تحصیلی ام - انشاالله ) اجازه مرخصی می خواهم و از همه دوستان التماس دعا دارم تا بلکه از دست این چهار واحد زبان لعنتی هم خلاص شوم و خلاص .


حسن صباح

ادامه مطلب قبلی

هرچند که مطلب قبلی خارج از بحث بلاگ بود ولی دريغم امد که اين را به مطلب قبلی اضافه نکنم .

گزيده هايي از كتاب « نيمه پنهان امريكا » نوشته شهريار زرشناس



روح حاكم بر بينش اقتصادي ايالات متحده را از اين عبارت «جان جي » اولين رئيس ديوان عالي امريكا دريافت :
« حكومت بايد در دست كساني باشد كه سرمايه هاي كشور در دست انهاست »

« جيمز مديسن » يكي از ياران « توماس جفرسون » از رهبران انقلاب امريكا و نويسنده اعلاميه استقلالكه دو دوره رئيس جمهور امريكا بوده صراحتا معتقد است كه : « مجلس سنا بايد نماينده سرمايه داران و زمين داران بزرگ و مدافع انها باشد بر عليه اقدامات كساني كه در زير فقر و بيچارگي ، در سر هواي برخورداري از خوشبختي را به نحو عادلانه تري مي پرورانند .»

اقتصاد سرمايه داري امريكا توسط « الكساندر هاميلتون » وزير خزانه داري « جرج واشنگتن » ( اولين رئيس جمهور امريكا ) پي ريزي شد ، او مي گفت :
« تنها كساني كه پول دارند و در خانواده ابرومندي متولد شده اند قادر خواهند بود كه حكومت خوبي بوجود بياورند و انرا اداره كنند ... قدرت دولت بايد به قدرت صاحبان پول متكي باشد زيرا اينها روشن بين ترين و مطمئن ترين حاميان يك حكومت هستند .»
جرج واشنگتن ( قهرمان ازادي ) در نامه اي به سرهنگ جرج بيلور اين گونه توصيه مي كند :
« فقط به كساني درجه افسري بدهيد كه جنتلمن ( از خانواده هاي مرفه و طبقات ممتاز ) باشند .»انها كه سنگ ليبراليزم و نئو ليبراليزم را به سينه مي زنند و شعار هاي فراماسونها را بدون ذكر منبع حقيقي انها ميان جوانان ايراني ترويج مي دهند چگونه از شرم اين امر رهايي مي يابند كه واشنگتن فراماسون و هاميلتون صراحتا متمايل به حكومت مطلقه و حتي سلطنتي بوده اند و ساختار جمهوري امريكا به گونه اي طراحي شده است كه اختيارات فوق العاده اي در دست رئيس جمهور متمركز شده و در عين حال دائما شعار ليبراليزم و تفكيك قوا نيز سر مي دهند .
...
البته واقعيت اين است كه « تفكيك قوا » در باطن صرفا يك توهم و امري دروغين است و به هر حال بايد در هر نظامي ملجا و منبعي به عنوان صاحب اصلي قدرت و « فصل الخطاب » وجود داشته باشد اما نكته اين است كه انها كه نظام ولايت فقيه و اختيارات رهبري در قانون اساسي ج .ا.ا را مورد انتقاد قرار مي دهند و به اين دليل حكومت انقلابي ايران را « استبدادي و مطلقه » مي دانند ، بهتر است به قانون كعبه امالشان مراجعه كنند و ضمن بررسي ديدگاههاي .... به ميزان اختيارات رئيس قوه مجريه در قانون اساسي امريكا رجوع كنند تا باطن شعارهاي تو خالي ليبراليستي را در يابند .


... و البته اين كتاب مروري كوتاه بربنيانهاي نظري و اركان تمدني امريكا مي باشد كه البته بسيار خلاصه و جمع و جور است .

حسن صباح

بحثی خارج از متن


در قسمت « پيامهاي ديگران » با دوست عزيزي بحثي در گرفت كه مرا بر ان داشت تا مختصري در مورد دموكراسي ( كه البته ربطي به بحث ترور و تروريست ندارد ) و درگيري هاي مربوط به ان توضيح دهم :

1- دموكراسي در مغرب زمين سابقا خيلي طولاني دارد بطوري كه حتي در روم و يونان باستان حكومت بر مبناي دموكراسي بوده و تعيين حاكم و حتي فرماندهان و غيره بر اساس راي پارلمان( كه البته متشكل از اعيان و اشراف بوده) بوده است .
ولي در مشرق زمين از دوران باستان طريقه حكومت بصورت ديكتاتوري و پادشاهي يا امپراتوري و ... بوده است . سلسله هاي متعددي كه بر ايران حكومت كرده اند مويد اين مطلب است .
كه البته دلايل اين تفاوت حكومت و مملكت داري و حتي نوع زندگي و اخلاق و اعتقادات مردم و ... را علماي تاريخ و علوم اجتماعي و جامعه شناسان و ... از ديد خودشان بررسي كرده اند كه بنظر بنده نظريه منتسكيو در روح القوانين از همه جالب توجه تر است كه البته اگر بعد ها فرصتي شد به انها خواهم پرداخت .

2- دموكراسي بشكل مدرن و امروزي بيش از 200سال است كه در كشورهاي مختلف و متعدد اروپايي و نيز امريكا تجربه شده است و طوفانهاي سهمگين اجتماعي و فلسفي و ... را پشت سر گذاشته است و قوانين و تئوري هاي مربوط به ان در گذر زمان و تجربه بيش از دو قرن تكميل تر شده و تا حدي هم نواقص ان بر طرف گرديده است كه البته هنوز هم نواقص عمده و اصولي دارد و انتقادات منطقي و اساسي بر اصول و مباني ان وارد شده كه تا كنون بي جواب مانده است كه البته امري طبيعي مي باشد .
در حاليكه حكومت ديني ( حكومت مبتني بر احكام دين اسلام كه البته راي اكثريت را هم با خود دارد يا حكومت بر پايه نظريه ولايت فقيه يا جمهوري اسلامي يا اصطلاحي كه بنده معتقدم بعضي ها به غلط دموكراسي ديني مي گويند ) تنها 23 سال حاكم بوده است كه البته اگر زمان جنگ را كسر كنيم به اندازه 4 دوره مجلس عمر دارد كه البته اين دوران هم به نظر بنده و همانطوريكه همه شاهد بوده ايم به بحثهاي حاشيه اي و خارج از متن سپري شده است و كسي بر روي تصويب قوانين اجرايي كاري نكرده است و بيشتر اين دوران به جنگ قدرت و هتاكي و نيز بحث هاي غير علمي و غير كارشناسي گذشته است .
انچه امروزه بر جامعه حاكم است تعصب شديد بر بافته هاي ذهني است كه انرا عين حق و حقيقت مي دانيم و بهيچ وجه حاضر نيستيم سخني بر خلاف اين ذهنيات مان بشنويم و نيز هنوز ندانسته ايم كه عقايدمان را چطور مطرح كنيم تا به احساسات ديگران لطمه وارد نسازيم .
امروزه اولين مطلبي كه در جامعه احتياج به اصلاح دارد درك اين مطلب است كه چگونه با علم و منطق و استدلال و بدون هتاكي و توهين سخن بگوييم و نيز مراقب احساسات ديگران باشيم و بقول دكتر شريعتي اكنون بايد « جغرافياي حرف » بدانيم

در مطالب اينده كه البته خيلي زود نخواهد بود به چهره پنهان دموكراسي غربي خواهم پرداخت .

حسن صباح

پيامبران کسی را به اشاره نمی کشند .

داستان « عبدالله بن ابي سرُح » ( از بني عامر بن لوي ) در تاريخ اسلام مشهور است . اين شخص كه برادر رضايي « عثمان بن عف‍‍ان » ( خليفه سوم ) بود كاتب وحي بود كه داستان ارتدادش نيز خواندني است .
اين شخص پس از ارتداد به مكه گريخت و در انجا زندگي مي كرد كه ماجراي فتح مكه پيش امد و پيامبر اكرم با اينكه در اين جنگ دستور پرهيز از جنگ و خونريزي را صادر كردند مگر در مورد كساني كه در برابر نيروهاي اسلام مقاومت كنند ، اما در عين حال كساني را ( 11نفر ) به اسم نام برده و فرمودند :
« هريك از انها را هركجا يافتيد بكشيد .»
كه يكي از اين اشخاص همين « عبدالله بن سعد ابي سرح » بود كه پيامبر حكم قتلش را صادر كرد ه بود ولي عثمان در حين فتح مكه او را پنهان كرد و پس از اينكه ارامش برقرار شد او را نزد پيامبر اورد و براي او امان خواست . رسول خدا مدتي ساكت بود تا شايد در اين فرصت ( چنان كه بعد ها خودشان فرمودند ) يكي از مسلمانان حاضر در مجلس او را گردن زند ، اما كسي به اين فكر نيفتاد و رسول خدا او را امان داد و او نيز مجددا مسلمان شد .
سپس پيامبر اكرم از مسلمانان حاضر در جلسه گله كردند كه مگر دستور قتل او را صادر نكرده بودم چرا بمحض اينكه او را ديديد نكشتيد بخصوص كه پس از درخواست عثمان مدتي خاموش بودم به اين اميد كه شايد يكي از شما كار او را بسازيد .
اصحاب عذر اوردند كه ما منتظر اشاره شما بوديم تا او رابكشيم .
پيامبر فرمودند :

« پيامبران كسي را با اشاره نمي كشند

در كنار اين روايت تاريخي اگر فتواي شجاعانه قتل سلمان رشدي مرتد رانيز در نظر بگيريم كه امام خميني بطور اشكار حكم قتل او را صادر كردند و به تمامي جهانيان اعلام فرمودند در مي يابيم كه اين نوع قتل ( يا ترور ) با نوع ديگر ان كه « قتل نا جوانمردانه » ناميده مي شود يك فرق عمده دارد كه :

« اشكارا بودن »


دستور امر ( دستور دهنده ) به قتل ( ترور ) مي باشد .
همان كه در مطلب قبلي در مصاحبه اقاي سحابي در مورد مبارزه فرزندان فلسطيني به ان اشاره كرده اند و ان اشكار بودن اين مبارزه است .

و اما سخني چند با دوستان :

شايد بعضي از دوستان دموكرات (و ا البته الكي ليبرالهاي ) ما اين سوال را مطرح كنند كه اصلا پيامبر ( ص) به چه حقي اين دستورات را داده ؟ ايا مردم به ايشان اين حق را داده بودند( دموكراسي ...!!!) يا اينكه ... بگذريم
امروزه مي توان در نوشته سينه چاكان دموكراسي از اينگونه موارد را بكرات ملاحظه كرد كه حتي به خدا چنين اجازه اي را نميدهند چه رسد به رسولش (!!!) كه البته همين دوستان در صورت وجود دموكراسي (!) و قانوني بودن براي اين قبيل اعمال مجوز صادر مي كنند .

والبته بعضي دوستان ديني نيز معمولا دچار شبهاتي هستند نظير اينكه رسول خدا بواسطه وحي و معصوميت چنين دستوراتي را مي توانست بدهد ولي امروزه هيچ كسي مصون از اشتباه و خطا نيست و نمي تواند دستور قتل ( ترور ) كسي را بدهد و حتي ممكن است در تشخيص اشتباه كند و ...
بدون اينكه وارد بحث فلسفي و البته سياسي نيم بند شوم تنها به اين مورد بسنده مي كنم كه :
« انساني كه در اعتقاد خود شك دارد طبعا نمي تواند اهل عمل باشد و انساني كه عملي از او سر نزند طبعا خطايي نيز نكرده است و انكه به اعتقادش يقين دارد اگر عمل در او نباشد اين اعتقاد پشيزي نمي ارزد . پس انسانهايي كه به عقيده خود ايمان راسخ دارند و به اعتقادشان عمل مي كنند مومنين حقيقي اند و البته انسان مصون از اشتباه و خطا نيست و و انساني كه از روي عقيده و ايمان عملي مرتكب شود چنانچه اشتباه باشد بايد كه مجازات ( جزاي اخروي مطابق قانون پروردگار و دنيوي مطابق قانوني كه بر بشريت حاكم است ) اين عمل را بپذيرد .
« هركه خربزه مي خورد پاي لرزش هم ...»

« به عمل كار برايد به سخن داني نيست .»

و امروزه همه ابزار هاي شيطاني و قدرتهاي جهاني بدنبال يك هدف عمده هستند و ان :
>« تبديل عملكرد به گفتمان »
يا

« تبديل عمل به حرف »


ايا خواهند توانست با انواع ابزارهاي تبليغي ما را از حالت « عملياتي » خارج كنند و اعتقادات « كاربردي » را از ما بگيرند ؟
چنين مباد .

و مبارزه تبليغاتي با پديده « ترور » تنها و تنها بدين منظور صورت مي گيرد كه مفهومي بالاتر از « خلع سلاح » دارد .

و در اخر اينكه امروز جوخه هاي ترور صهيو نيستها ، چهار فلسطيني را در خيابان بطرز فجيعي ترور كردند و چند روز پيش هم دو نفر را كشته بودند .
این خبر در سایت بی بی سی تحت عنوان(( ارتش اسرائیل شش فلسطینی را کشت)) امده است و بهیچ عنوان از واژه ترور استفاده نشده است .



حسن صباح

چرا ؟!

دوستي به اين وبلاگ سري زده و بسيار خلاصه مطلبي را براي بنده نوشته است :
ً ازت متنفرم صباح امل ...ً
اين دوست بسيار عزيز كه البته اسم و شناسه خود را هم قيد نكرده و با عصبانيت تمام و با نوشتن مطلب بالا بنده را سرافراز كرده اند ايكاش علت عصبانيت و دلخوري خود را مي نوشتند .
نمي دانم ايشان از چه چيزي در اين وبلاگ عصباني شده اند چرا كه بنده به هيچ شخصي يا گروهي و يا تفكري توهين يا اهانتي نكرده ام جز اينكه عقايد خود و دوستان و حتي مخالفين را در اين وبلاگ نوشته ام .
ايا از نام حسن صباح خوششان نيامده است ؟
ايا از تصويري كه از عمليات تروريستي انهدام مركز تجارت جهاني ( مظهر استيلاي اقتصاد امريكا بر جهان ) در وبلاگ گذاشته ام ناراحت شده اند ؟
ايا از اينكه از عملياتهاي صدر اسلام براي كشتن دشمنان اسلام نوشته ام ناراحت شده اند ؟
ايا از اينكه مطالبي از يك ملي - مذهبي پيشكسوت اورده ام ناراحتشان كرده است ؟
ايا مطالبي كه از مراجع تقليد( اعم از طرفدار نظام يا مخالف نظام و يا بيطرف) اورده ام ناراحتشان كرده است ؟
شايد هم بخاطر زنگ تفریح كه البته با نقد بنده هم همراه است ناراحت شده اند .
بنده هيچ گله اي از دوستاني كه حتي به اخلاق اينترنتي پايبند نيستند ندارم ولي اميدوارم كه مواضع و مطالب و انتقاداتشان را روشن و واضح بيان كنند . ما كه با كسي رودربايستي نداريم .
و البته دوست عزيزي هم ابراز لطف كرده و انتقاد داشتند كه اين مطالب نمايش چهره اي خشن از اسلام است .
جواب اين دوست را قبلا بنوعي داده ام ولي ذكر اين نكته هم ضروري است :
اگر باور داريد كه اينها نيز چهره اي از اسلام راستين است پس چرا بگذاريم بخاطر مصلحت انديشي هاي سياسي و عمدتا انفعالي اين چهره از اسلام را غبار بپوشاند .
اسلام ؛ مسيحيت نيست كه فقط چهره صلح و صفا و مهر و محبت ... را داشته باشد . اسلام در برابر دشمنان خود چهره اي بسيار خشنتر و غضبناكترو ... نيز دارد . اسلام يك دين تمام و چند بعدي است .


در ضمن در وبلاگ دوست عزیزم ؛؛منکرات ! ؛؛ متن سخنرانی اقای حسینیان در باره قتلهای زنجیره ای موجود می باشد که خواندنش خالی از لطف نیست .

حسن صباح

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مسعود قلعه


نویسندگان
مسعود قلعه


آرشیو من
دی ٩٥
بهمن ٩۳
آذر ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
دی ۸۳
مهر ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


لینک دوستان
  ليست وبلاگ ها

پشتيبان تروريست



: لينکها ي سايتهاي مفيد
يکي از سايتهاي شيعه
سايت حوزه
محلي براي جوانان ايراني
بانک اطلاعات ايران

سايتي براي اموزش زبان

اموزش انلاين انگليسي

مترجم پارس

سايت دريچه

سايت خبري بازتاب

مستضعفين

مدارک علمي ايران





 

وبلاگهاي دوستان

 

حق علي - فدک فاطمه

الف

ارمانشهر

پايگاه بصير

سخني در باره تصوير 11سپتامبر


باور کنيد که حادثه 11سپتامبر را عملي انساني نمي دانم چه برسد به اينکه انرا عملي اسلامي بدانم . اما از اينکه اينبار توپ در زمين دشمن است خوشحالم . چرا نباشم ؟ مگر وقتي که امريکائي ها هواپيماي مسافري ما را با 290سرنشين بي گناه تکه تکه کردند ناراحت شدند که امروز من از ديدن اين صحنه ناراحت شوم؟ . مگر به فرمانده ناو ويسنس مدال افتخار ندادند ؟ از عملش راضي و خوشنود بودند که او را مفتخر به مدال شجاعت کردند . مگر سالها با حمايت از رژيم پهلوي خون اين مردم شريف را به شيشه نکردند ؟ مگر ناراحت شدند يا اکنون از کرده خود پشِمانند ؟ مگر جوشن و سهند و سبلان ما را ناجوانمردانه به قعر ابهاي نيلگون خليج فارس نفرستادند ؟ مگر ما به انها اعلان جنگ کرده بوديم ؟يا اينکه انها به ما اعلان جنگ کرده بودند ؟ دوستان جواني که جوشن و سهند و سبلان برايشان نامفهوم است مي توانند از حافظه بزرگتر هايشان کمک بگيرند يا از ارشيو روزنامه هاي مربوط به اواخر جنگ . دوستان من! جوشن وسهند و سبلان ناوچه هاي افتخار افريني بودند که با دلير مردانشان در روزهاي پاياني جنگ توسط ناوگانهاي پيشرفته امريکائي ها و با موشکهاي مدرن انها از راه دور هدف قرار گرفتند و ناجوانمردانه غرق شدندو...



 




 

 عمده مطالب پيشين


 

ترورچيست وهدف از ايجاداين وبلاگ

ترورهم نوعي اسلحه است

اولين تعريف از ترور

ترورخوب و بد از ديد امريکائيها

نظر ايات عظام

نمونه اي از سريه هاي پيامبر خدا

سريه ترور کعب ابن اشرف بدستور رسول خدا
جنگ تروريستي

پيامبران کسي را به اشاره نمي کشند

سريه ترور سفيان ابن خالد بدستور پيامبر

مد پرستي ديروز و امروز

پايگاه ابو بصير

سريه کشتن ( ترور ) ابو رافع يهودي

سريه عمروبن اميه ضمري در کشتن ( ترور ) ابوسفيان

داستان ترور عبدالله ابن ابي ابر منافق مدينه


 


ارشيو طبقه بندي شده

ارشيو اول

ارشيو دوم

ارشيو سوم

ارشيو چهارم

ارشيو پنجم

ارشيو ششم

ارشيو هفتم

ارشيو هشتم

ارشيو نهم

ارشيو دهم

ارشيو يازدهم

ارشيو دوازدهم

 


 







Blogroll Me!


 

خبرگزاري

 

SNN

 

IRIB NEWS

 

IRNA

 

ISNA

 

GHEST

 

BBC PERSIAN

 


 

اسلامي

 

رهنما

 

نورنت

 

حوزه

 

الشيعه

 

بنياد قران

 

تبيان

 

بلاغ

 

بانك اطلاعات اسلامي

 

اسلام هو

 

جستجو گر شيعي

 

رشد

 

اخبار شيعه

 

شيعه نت

 

پايگاه هاي شيعي

 

شيعه اسلام

 


 

ائمه

 

امام علي

 

امام حسين

 

امام رضا

 

حضرت مهدي

 

اجلاس مهدي

 

ظهور

 

منتظر

 


 

علما

 

امام خميني

 

أيت الله خامنه اي

 

آيت الله مصباح يزدي

 

آيت الله مطهري

 

آيت الله مكارم شيرازي

 

علامه فضل الله

 

آيت الله شاهرودي

 

سيد حسن نصرالله

 


 


 

 

مردي که حتي عرضه خودکشي نداشت

 

دهانش را کاويدند

اين شپشو ، همان « سردار قادسيه » است !!!


ديگر سايتها

 

افق

 

بسيجي

 

سبكبالان

 

صبح

 

كتابخانه جنگ

 

 

 


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0