شتر عایشه پی شد!
بنام خدا
از هفته پیش تابحال بارها خواستم متنی بنویسم و هر بار نوشتم و پاک کردم. چرا که معتقد بودم همه انچه که باید گفته می شد خطاب شد و تمام شد . هر چند که باز هم پرده ای دیگر از پرده ها از روی نفاق و منافق افتاد و چهره انقلاب خالص تر عیان شد!
نمی دانم چرا از وقتی داستان این "انتخاب" شروع شد ، حس جنگ جمل در من بیدار شد و در صحنه های این چند روز و پس از " پیراهن عثمان " پی رد پای "شتر" بودم.
در روز شنبه بعد از جمعه "اتمام حجت " ، کاملاً مشخص بود که جنگ ، جنک "جمل" است و دیگر مدعیان این غوغا نمی توانند ادعای باز پس گیری رای یا ولاتیمداری داشته باشند که روز قبل خاکریز ها مشخص شده بود. آقای موسوی و خاتمی ، کروبی ، خوئینی ها ، محتشمی پور و ... تحت لوای مجمع روحانیون مبارز با لغو بسیار دیر و ژورنالیستی و فتنه گرانه تجمع انقلاب - آزادی براحتی نقش "طلحه " را بازی کردند و آقای هاشمی رفسنجانی باز هم با سکوت و عدم تائید و موافقت با پیام اتمام حجت باز هم بر نقش خود بعنوان "زبیر" تاکید داشت و افسوس که ...
ختم غائله در همانروز و عدم استمرار آن در روزهای بعد عجیب بود چرا که کسانی که بی شرمانه مسجد را آتش زده بودند نباید به همین سادگی آرام می شدند پس چه شده بود؟
دو روز بعد جواب این سوال :
در اخبار روزنامه ها خبری با چند عبارت کوتاه درج شد : "فائزه هاشمی رفسنجانی بهمراه دخترش و چند تن از وابستگانش دستگیر شدند".
شتر عایشه پی شده بود.
...
براستی آیا اصحاب جمل صدای پارس سگهای هواءب (*١) را نشنیدند؟
اگر شنیدن صدای پارس سگهای هواءب سخت است آیا صدای پارس سگهای صهیون(*٢) را نیز نشنیدند؟
شنیدن شکستن قلب آقایمان در روز جمعه اتمام حجت برایشان سخت بلکه محال است ولی آیا بعد از روز شنبه که شتر "عایشا"(*٣)پی شد ، آیا صدای شکستن قلب شیطان(*۴) را نیز نشنیدند؟
شاید همه اینها سخت باشد اما آیا هنوز هم خود را در تقاطع مشترک با ربع پهلوی (*۵) هم ندیده اند؟
تکرار تاریخ چقدر زیباست اگر خوب بنگری ... هر چند که در جنگ حلوا خیرات نمی کنند...
*توضیحات :
*١ ) سگهای هواءب : پیامبر اکرم (ص) همسرش عایشه را از قیام در برابر حق بر حذر داشته بود و نشانه آنرا پارس سگهای هواءب قرار داده بود که بهنگام عزیمت عایشه برای جنگ جمل سگهای هواءب بر او پارس کردند و وقتی عایشه اسم محل را دانست نگران شد ولی خواهر زاده اشت (عبدالله بن زبیر) با تحریف نام او را در غفلت نگه داشت.
*٢) شیمون پرز صهیون را نیز همچون بعضی ها شبهه سرنگونی جمهوری اسلامی دست داد و در یک مصاحبه اعلام کرد "نمی دانم اول هسته ای ایران نابود می شود یا جمهوری اسلامی ایران... " ... به گور ببرد این آرزو را و خواهد برد و ما نابودی اسرائیل از روی زمین را شاهد خواهیم بود انشاءالله.
*٣) اینبار عایشا را به ترکی نوشته ام که به استناد اعمال عایشه بعد از پیامبر اکرم ، به زنان محترمی که فتنه گری می کنند اطلاق می شود.
*۴) باراک اوباما اعلام کرد : "با دیدن خشونت دولت ایران با معترضین قلبم شکست!"
*۵) رضا ربع پهلوی فرزند شاه مخلوع ضمن حمایت از آقای موسوی اعلام کرد که با ایشان به یک تقاطع مشترک رسیده است!
باز هم بدرود ...
¤ نوشته شده در ساعت ٤:٤٦ ب.ظ توسط حسن صباح
استدلال یک استاد دانشگاه!
بنام خدا
«... یک سری نقاطی هستند که اصلا مشخص است که خودش ملاک تشخیص نادرست بودن نتایجی است که وزارت کشور اعلام کرده است مثلا آذربایجان و ترک زبان ها هیچ وقت فرزند خودشان را نمی گذارند که به کس دیگری رأی بدهند. ... خود من لر هستم و موسوی هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابر این اهالی لرستان موسوی را نمی گذارند به آقای احمدی نژاد رأی بدهند. این دو تا ملاک است و باقی موارد هم شبیه همین است ...»
مطالب فوق اظهاران خانم دکتر زهرا رهنورد نویسنده و بقول شوهرش : قرآن پژوه ، رئیس (سابق) و استاد دانشگاه الزهرا (س) در خصوص استدلال در باره تقلب در انتخابات است. البته ظاهراً ایشان یادشان رفته جوک گویی پدر فکری شوهرشان آقای خاتمی را که با پخش فیلمش قلب همه آذری زبانها را سوزاند و شوهر ایشان خم بر ابرو نیاوردند. در ثانی ملت ما هرگز قوم گرایی و قومیت را در اولویت قرار نداده است.
بعضی ها نه ترک اند و نه لر بلکه از بیخ عرب اند.
توضیح : قصد توهین به هیچ یک از اقوام نیست که اگر باشد شامل خود بنده هم می شود و البته " از بیخ عربند " هم نوعی مثل امروزی است.
این مصاحبه را نیز در خصوص همین موضوع و ایجاد بلوا و اغتشاش توسط فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی بخوانید.
¤ نوشته شده در ساعت ٧:٥٠ ق.ظ توسط حسن صباح سهشنبه ٢٦ خرداد ،۱۳۸۸
شکست اشرافیت
بسمه تعالی
با نظر به نتایج انتخابات در شهرهای استان و تحلیل دوست عزیزم مسعود قلعه در وبلاگ کشکول ، کاملاً معلوم است که این انتخابات ، انتخاب "مرگ اشرافیت" در مقابل "اشرافیت" بوده است.
کافی است فقط رای شمیرانات را با اسلامشهر مقایسه کنید .
کافی است که به کانون "آتشفشانهای سینه های سوزان" (بخوانید: آشوبهای قول داده شده توسط آقای هاشمی رفسنجانی و همسر مکرمه ایشان!) توجه کنید : میدان ونک، میرداماد ، پاسداران و ... در نهایت خیابان شهید مطهری و ...
و اما ...
چند سوال :
١ - چرا صدا و سیما اخبار آشوبها را پوشش نمی دهد و یا اینکه چرا با تاخیر روزانه و آنهم بسیار محدود و منحصراً مصاحبه با آسیب دیده ها این موضوع را پوشش می دهد ؟
٢ - چرا ملاقات رهبر معظم با بازنده اصلی انتخابات را با یک روز تاخیر پخش کرد؟
٣ - چرا سطل های آشغال به آتش کشیده شدند و شیشه بانکها شکست؟
۴ - چرا پلیس ضد شورش با باتوم به اتومبیلهای پارک شده حمله و به آنها آسیب رساند ؟ و چرا به مردم بیگناه که در حال گذر از خیابان بودند هم حمله میکرد؟
۵ - چرا مترو عصر دیروز و در زمان راهپیمایی سبز پوشان عزادار به سمت میدان آزادی تعطیل بود؟
۶ - آیا فائزه هاشمی به کانادا برگشته است ؟ آیا پسران هاشمی دستگیر شده اند؟ و مهمتر از همه اینکه : آیا براستی آقای هاشمی رفسنجانی از همه مناصب دولتی استعفا داده است؟ و آیا در صورت استعفا ، پذیرفته می شود؟
٧ - چرا دیروز پلیس با تجمع غیر قانونی و البته مردم آواره در خیابان انقلاب که بعلت ترافیک و تعطیلی مترو مشغول پیاده روی بودند برخورد نکرد و وضعیت را به آشوب نکشید.(منظور خود راهپیمایی است صرفنظر از حوادث بعد از متفرق شدن مردم ) و از آتشفشان سوزان خبری نشد؟! نگوییم که هواداران دعوت به آرامش شده بودند که در این صورت تشنجات روزهای قبل به حساب آقایان نوشته می شود.
٨ - پریشب چرا به کوی دانشگاه حمله شد؟ گویا هنوز عده ای به فکر انتقام هستند.
و البته خیلی سوالات دیگر...
یا علی مدد
¤ نوشته شده در ساعت ٧:٢۳ ق.ظ توسط حسن صباح شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸۸
آتشفشان های سوزان!
بسمه تعالی
اول اینکه؛ ظاهراً پست های روز انتخابات و روز قبل غیر فعال شده بود.
دوم اینکه؛ ظاهراً اینبار هم اگر چه شیخ ساده لوح تمام شب را بیدار بود ولی اشتباهی فکر میکرده که "او" باید بیدار باشد بلکه باید "ننه جونش" که به رحمت خدا رفته بیدار می بود که خوب ...
سوم اینکه؛ هرچه با چشم مسلح و غیر مسلح در روز ٢٢ خرداد نگاه کردم خبری از " دود" در فضای کشور مشاهده نکردم . ظاهراً تنها دود " آتشفشانهای سوزان" سینه آقای هاشمی رفسنجانی جلوی چشمانش را تیره و تار کرده است !
چهارم اینکه ؛ ظاهراً انتخابات تمام شد و ما هم "بدخواهان" را شناختیم و هم همسویی رادیو بی بی سی و ...
زبیر ! طلحه ات را بردار و برو که شتر عایشه پی شد!
ضمناً ، داستان خواب شتر و سوگواری و مرثیه خوانی شیخ را در وبلاگ کشکول بخوانید.
تا بعد ....
¤ نوشته شده در ساعت ٧:۱٥ ق.ظ توسط حسن صباح جمعه ٢٢ خرداد ،۱۳۸۸
ستاد انتخابات قبله عشق
بسمه تعالی
السلام علیک یا صاحب التدبیر یا صاحب العصر والزمان(عج)
ای چشــمه نور ، انشــعابــاتــت کو؟ ای خانه ات آبــاد، خرابــاتـت کو؟
در شهر نشانه ای ز تبلیغ تو نیست ای عشق ، ستاد انتخاباتـت کو؟
اگر رای دلهامان به سوی او بود ، اکنون در میان ما بود و ما فارغ از هر انتخاب دیگری...
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٢۱ ق.ظ توسط حسن صباح پنجشنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸۸
غلط زیادی !
بسمه تعالی
خود بزرگ بینی باعث هر مفسده ای می شود . حتی ممکن است خود و فرزندان خود را به جای اسلام ، ایران ، انقلاب و ... هر چیز دیگری ببینیم.
گاهی انسان آنچنان خود را در حصار تقدس و حق می پندارد که حتی با کوچکترین تلنگر به سوی خدا هم تیراندازی می کند.
گاهی نیز محبت به فرزند باعث از بین رفتن همه محبت ها میگردد . فرزند شیرین تر از جان است و ثمره زندگی و چه بسیار بزرگانی که بخاطر خودشان هرگز حاضر نشدند به هیچ شیطانی سر خم کنند ولی بخاطر فرزندانشان از هیچ انحرافی فرو گذار نکردند.
نمونه این قبیل اشخاص ، زبیر پسر عمه امام علی (ع) است که همواره بین ایشان محبت جاری بود و حتی در ماجرای تحصن جوانان بنی هاشم در منزل فاطمه زهرا(س) و آتش زدن درب خانه و ... تنها کسی که به حمایت علی (ع) شمشیر کشید و به عمر حمله کرد زبیر بود که خالد بن ولید او را گرفت و شمشیرش را شکست.
اما چه شد که روزی چون جمل مقابل پسر دایی اش که به حقانیتش هم ایمان داشت (و البته با نصیحت امام از جنگ کناره گرفت) ایستاد؟
امام علی (ع) در این خصوص فرموده است: زبیر با ما بود تا زمانیکه فرزندش (عبدالله بن زبیر نوه ابوبکر ، بسیار تحت تاثیر خاله اش عایشه همسر رسول خدا بود) به سن رشد رسید(نقل به مضمون).
البته علاوه بر فرزند ، نباید تاثیر ثروت انباشته او را در دوران عثمان نادیده گرفت.
حالا چه شده است که آقای هاشمی رفسنجانی با یک کلمه حرف حق البته انهم سربسته و در یک مناظره انتخاباتی انچنان برآشفته که نامه ای سرگشاده به ولایت می نویسد و از تهدید مقام ولایت به آتشفشان سوزان و ... می کند و از سکوت ایشان گله می نماید. گویا انتظار داشته که ایشان در حرم مطهر گوش رئیس جمهور را بپیچاند و صحنه به نفع دار و دسته هاشمی تغییر یابد؟
آقای هاشمی را چه شده است؟
نکند بعضی ها که خود را صاحب و مالک انقلاب می دانند می خواهند نقش زبیر را در تاریخ انقلاب بازی کنند.که البته "غلط زیادی" است!
البته رهبری نیز پیش از این کسانی را که سعی می کنند جامعه را به تنش بکشانند به مردم معرفی نموده است : "هر کس در هر گوشه مملکت تشنجی با هر درجهای ایجاد کند، یا خائن است و یا غافل"(نقل به مضمون از سخنرانی ایشان در حرم مطهر).
مواظب باش! بسیاری دودمانها بر باد رفته و بسیار خاندان ها برچیده شده و بسیار خانه ها خراب...و براستی هم :
سرچشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
***
و ... اما ، آقای احمدی نژاد ! شما هم تروریست را نا امید کردید. چرا کوتاه آمدی برادر ترمز بریده؟! ترسیدی یا مصلحت اندیشی پیشه کردی؟
¤ نوشته شده در ساعت ٧:۳٩ ق.ظ توسط حسن صباح چهارشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸۸
سخنی با " ترمز بریده"!
بنام خدا
سخن تروریست با رئیس جمهور دهم!
الف ) خودمانی :
امروز در برابر یک "مرد " ترمز بریده یک جریان ایستاده است . جریان " ما نمی توانیم" !
جریان ما نمی توانیم از آنجایی آغاز شد که :
١ - فرمانده ای که بعد ها حتی نتوانست از فرزند دلبند خود که "دل" در بند خاکریز دشمن داشت مواظبت نماید اعلام کرد که اگر "... تعداد ... تانک ، ... هلی کوپتر و ... جنگنده و ...و ... و ... نداشته باشیم قادر به ادامه جنگ نیستیم" و ایکاش ناتوانی خود را عنوان و کنار می رفت تا قهرمانانی که همیشه می توانند و می توانستند فرماندهی را به عهده گیرند.
٢ - نخست وزیر و رئیس دولت وقت که امروز افتخار خود را " دولت جنگ" می داند عنوان کرد که " ... برای ادامه جنگ بودجه لازم را نداریم و ..." و ایکاش اجازه می داد فقط یک نفر دیگر هم خود را امتحان کند ... شاید آن یکی می توانست.
٣ - و ... و در این میان " کوسه ای که احمد را خورد" مثلث را کامل کرد و تصمیم بزرگ پذیرش قطعنامه را "ساخت"!
تروریست جنگ طلب نیست و خوب می داند که امامش تصمیم درستی گرفت ولی "جام زهر" همچنان عقده ای در دل همه تروریستهاست.جام زهر را امام از دست "مردم" توانایی که طاغوت را سرنگون کرده بودند و بیش از ٨ سال در برابر ستمگران عالم ایستاده بودند ننوشید بلکه از دست حلقه یاران "ناتوان" و بی عرضه این جام را سرکشید.
ب ) برون مرزی:
١ - در دوران سید خندان که آوازه " نمیگذارند" او همه جا را پر کرده بود و " گفتگوی تمدنها" یش تنها باعث همکاری او با غربیهای کافر در اشغال سرزمینهای مسلمان و طی دو جنگ نا برابر محاصره ایران توسط شیطان و هر روز یک حرکت انفعالی جدید ... و این جریان " ما نمی توانیم " پیشرفت کرد و از "مثلث" تبدیل شد به " مربع".
٢ - و در دوران این " ترمز بریده" ؛ او علاوه بر اینکه با پروژه هایی نظیر هلوکاست " توپ را در زمین دشمن بازی کرد" ، با حملات تهاجمی هر روز غربی های کافر را به حرکت انفعالی واداشت. و از نظر تروریست این یعنی " عزت". بخصوص که در این چهار سال دنیای اسلام و کفر با دو پیروزی بزرگ که همه کفار هر دو انها را پیروزی ایران نامیدند اتفاق افتاد : جنگ ٣٣ روزه حزب الله و جنگ ٢٢ روزه حماس با اسرائیل غاصب
٣ - جنگ ما با آمریکا حتمی است .دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد مگر اینکه یا ما سر خم کنیم یا انها و این جنگ هر چه زودتر رخ دهد ما برنده ایم و یا حداقل اینکه کمتر زیان می بینیم . چرا که در صورت ضربه دیدن از دشمن ؛ ایران نیمه آباد ویران شود بهتر است از اینکه ایران آباد فردا ویران گرددو در صورت پیروزی نیز ایران رو به رشد پیروز شده و نه ایران رشد یافته...
ج ) و در نهایت:
هر چند که آرزو بر هیچکس عیب نیست ولی تروریست با صدای رسا اعلام میکند :
آقای احمدی نژاد ! اگر اعلام کنی که تمام توان خود را بکار خواهی برد تا " هاشمی رفسنجانی ، موسوی ، خاتمی و رضایی " این "چهار ستون نمی توانیم" را بازنشسته سیاسی کنی و از رهبری بخواهی که اینان را از مجمع تشخیص براند " تروریست" به تو رای می دهد .
باور کن این رفراندوم شدنی است کافی است فقط بگویی :
" اعوذ بالله من الشیطان الرجیم"
والسلام.
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٤۸ ق.ظ توسط حسن صباح یکشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸۸
فرزندان انقلاب ، "انقلاب" را می خورند!
دوستش دارم هر چه که تو را به یادم آورد.
پس از سالها اسیر زندگی شدن ، دوباره سر به کوه و بیابان گذاشتم و از هر چه زندگی بود بریدم و در مسیری پا گذاشتم که سالها پیش پس از شنیدن پیام دردناک یار با زخمی که در تن و دل داشتم رهسپار شده بودم.
هیچ عاقلی طالب جنگ نیست مگر خون آشامان و ما هرگز طالب جنگ نبودیم بلکه آنچه بر ما زهر تر از جام زهر پیرمان بود بی خبری از اسراری بود که "جام زهر " را بر امام مان نوشاند و جانشینان ایشان هرگز خم بر ابرو نیاوردند که چه شد که عاقبت جنگ ختم به " جام زهر " شد!
شب که مناظره نخست وزیر زمان جنگ را با آقای احمدی نژاد دیدم و صد البته موافق نظر ایشان بودم که "صاحب ردا و شال سبز و تی شرت ها ، کتونی ها ، مانتو های سبز اهدایی " به جوانان ارغوانی نه موسوی که هاشمی رفسنجانی است و موسوی جز ملعبه دست هاشمی "چیز" دیگری نیست.
اما شوک این مناظره علاوه بر بنده بسیاری از تروریست ها و غیر تروریستها را از خواب محروم کرد. هر چند آنها برای شب نشینی و حسن صباح برای مرور خاطره های دور...
باید می رفتم و صبح ندمیده در انزوای کوهها و یاد از دست دادن "امام عشق " و تن به آتش بس " جانشین فرمانده کل قوا " و " جام زهر" و ... کوه و تنهایی و من !
براستی صرفنظر از صحیح یا غلط بودن افشاگری آقای احمدی نژاد ، باورم بر این است که روزگار هم تابع قانون نیوتن است : " هر عملی دارای عکس العملی است". دیروز کسانی که با بی عرضه گیشان باعث شدند امام با "آبرویش" با خدا معامله کند ، امروز فردی که روزگاران دراز زیر دست شان بوده آنچنان با آبرویشان بازی کرد که حتی اگر بار دیگر حاکم شوند باز هم رو سیاه تاریخ باقی خواهند ماند.
زمان بازخورد گیری از عملکرد مسئولین ، تقدس زدایی از آنان ،پاسخگویی به اعمال و تند روی های بی منطق اوائل انقلاب ، حذف رقیب و منتقد و ... فرا رسیده است و گویا زمان "گوشت ریزی" پروار شده ها فرا رسیده است .
براستی آیا "انقلاب فرزندان خود را می خورد" یا "فرزندان انقلاب ، انقلاب را می خورند" .
توضیح : نیامده ام که بمانم . آمده ام که دوستان بدانند که فعلاً " هستم" . اما " جوانی کجایی که یادت بخیر"!
یا علی مدد.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٢٠ ب.ظ توسط حسن صباح دوشنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸٤
تبريک به منتظران
بنام خدا
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدايا بسلامت دارش
تبريک به همه منتظران .
¤ نوشته شده در ساعت ٧:۳۳ ب.ظ توسط حسن صباح جمعه ۱٧ تیر ،۱۳۸٤
سالیاد شاخ شمشاد قدان ... و انفجار در لندن
بنام خدا
حاج احمد عزیز !
روز چهاردهم تیرماه سال ۱۳۶۱ را هر گز از یاد نخواهیم برد . و همیشه داغدار « شاخ شمشاد قدان » خواهیم بود.
شیعیان منتظرانند و صبور ...
***
باز هم غربیها بخود لرزیدند و باز هم ناخود آگاه همه با دلهره و هراس یکصدا گفتند : « القاعده »
انفجار در چند ایستگاه مترو شهر لندن حدود ۵۰ نفر را راهی دنیای دیگر کرد و شهر لندن را بحال نیمه تعطیل در آورد ... خلاصه خبر
ضمنا ، جالب است بدانید که برای سایت فعال و بروز !! بی بی سی ربوده شدن نوزادان در تهران بسیار مهمتر از این انفجار ها می باشد و نیز در حالی که گزارش تصویری از « المپیک در لندن » ! ارائه کرده گویا بطور کلی از وقوع این انفجار ها بیخبر است .
***
و اما اصل مطلب و وفای به قول و عهد :
« پس از جنگ سال ۱۸۱۲ این اولین باری است که به خاک ایالات متحده حمله شده ( منظور حملات ۱۱ سپتامبر است ) حتی تهدید هم نشده است .
حتی حادثه پرل هاربر نیز حمله به خاک آمریکا نبود و ژاپنی ها تنها به دو پایگاه نظامی آمریکا در مستعمرات این کشور حمله کردندو خاک این کشور هرگز با خطری مواجه نشد.
عاملان این حادثه مجموعه خاص و منحصر بفردی هستند که بی هیچ شک و شبهه ای ، یک منبع خشم و عداوت علیه سیاست های ایالات متحده در منطقه خاور میانه از آنها حمایت می کنند و عداوت خود را به اربابان سابق اروپایی خود نیز تعمیم داده اند...
در میان فقرا و مردم محرم ، چنین احساساتی نمود بیش تری دارد علاوه بر این که آنها می بینند ثروت منطقه بسوی غرب ، روشنفکران غربزده فاسد و حکام تحت حمایت غرب سرازیر است ، به هیچ وجه خشنود نیستند...
ابتدا ، ایالات متحده آن را جنگ صلیبی خواند اما خیلی سریع مشخص شد که اگر ایالات متحده مایل است کشورهای اسلامی را نیز در فهرست متحدانش قرار دهد این عنوان به دلایل معلوم اشتباهی جدی خواهد بود. بنبر این عنوان آن به واژه کلی « جنگ » تغییر یافت... اصطلاح صحیح ممکن است « جنایت » باشد. همانطور که رابرت فیسک نیز بر عبارت جنایت علیه بشریت تاکید دارد . اما برای پیگیری جنایات قوانینی وجود دارد . بطور مثال ، شناخت عاملان و محاکمه آنها که در خاورمیانه ، واتیکان و از طرف بسیاری دیگر بسیار مورد تاکید است. اما این کار به مدارک مستدل نیاز دارد و راه را برای مطرح کردن سوالهای خطرناک هموار می سازد. در این جا تنها به ذکر واضح ترین سوال در این زمینه اکتفا می کنیم : عاملان ارتکاب جنایات تروریسم بین الملل که در دادگاه های جهانی ۱۵ سال گذشته محکوم شدند چه کسانی هستند؟
بنابر چنین دلایلی است که بهتر است از واژه مبهمی بنام « جنگ » استفاده شود . اما انتخاب عنوان « جنگ تروریسم » نیز تا زمانی که جنگ واقعا تروریسم را هدف قرار ندهد تبلیغی بیش نخواهد بود. واضح است که قدرت های غربی هرگز نمی توانند پایبند تعریف رسمی خود از این اصطلاح باشند . مثلا آمریکا نمی تواند پایبند قوانین آمریکا یا کتب راهنمای ارتش باشد ( !!!) با چنین اقدامی آشکار خواهد شد که ایالات متحده و کشورهای وابسته سردمداران تروریسم هستند.
بر مبنای قوانین آمریکا اقدام تروریستی چنین معنا شده است :
اقدام تروریستی اقدامی است که:
الف) در بر گیرنده اقدامی خشونت بار و فعالیتی خطرناک برای زندگی انسانها و ناقض حقوق کیفری ایالات متحده یا هر کشور دیگری باشد.یا یک تخطی از قانون قضای ایالات متحده یا هر کشور دیگری باشد.
ب ) تعمدا انجام شده باشد:
غیر نظامیان را تهدید و ارعاب نماید. با تهدید و ارعاب بر روی سیاست های دولت اثر گذار شود. با ترور و آدم ربائی بر عملکرد دولت تاثیر بگذارد( اخبار قوانین کنگره و اجرائی ایالات متحده ، نود و هشتمین کنگره ، جلسه دوم ، ۱۹ اکتبر ۱۹۸۴ ، جلد دوم ) »
انچه خواندید گزیده ای از سخنان نوآم چامسکی است در مصاحبه با روزنامه مانیفستو چاپ ایتالیا در تاریخ ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۱ ...
... ادامه دارد
¤ نوشته شده در ساعت ٥:٠٧ ب.ظ توسط حسن صباح
and we concealed our love for our master [Imam Ali, cousin and son-in-law of Prophet Muhammad, and the first Shia Imam]. For years they attacked us and we only denied. Would anyone during those years come out and shout: 'Oh Tyrants! I am a Rafidi'? Yesterday, the tribe of blue-eyed blonds who had built a civilization out of hay and on the foundation of modern ignorance put chapeus on our heads so that we would be Westernized from head to toe. Those who would not comply were labeled 'reactionaries '. For years we tried to deflect this 'attack'. Today, they call any Muslim who sacrifices his life and fights to rub the nose of the arrogant and the bully into the dirt a terrorist. They are attacking and I'm now counter-attacking. So I shout: I'm an Ajam. I'm a Rafidi. I'm a reactionary. I'm a terrorist


